نقض آشکار حقوق کارگران؛ مدیران خودرو سرویس و بیمه آسیا باید پاسخگو باشند
برای مشاهده تصاویر و مطالعه مطالب سندیکای واحد
اینجا کلیک کنید.
رانندگان ودیگر پرسنل زحمتکش سرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه ماههاست حق بیمه از حقوقشان کسر میشود، اما این مبالغ به حساب بیمه آسیا واریز نشده است. در نتیجه، بیمه تکمیلی که طبق قرارداد تا پایان آذرماه اعتبار دارد، به حالت تعلیق درآمده و خدمات درمانی رانندگان قطع شده است.
این وضعیت، پیش از هر چیز، به معنای پایمال شدن حقوق رانندگان و نقض تعهدات است. مبالغی از حقوق رانندگان بابت بیمه کسر شده، اما در مقابل، پوشش و خدماتی که بابت آن هزینه پرداخت شده، در اختیار آنان قرار نگرفته است.
مدیران خودرو سرویس باید پاسخگو باشند:
چرا مبالغی که از حقوق رانندگان بابت حق بیمه کسر شده، به بیمه آسیا پرداخت نشده است؟ مسئولیت این مبالغ بر عهده چه کسی است و چرا رانندگان در شرایطی قرار گرفتهاند که از پوشش درمانی خود محروم شوند؟
بیمه آسیا نیز باید پاسخ روشنی ارائه کند:
با توجه به اعتبار قرارداد تا پایان آذرماه، مبنای تعلیق خدمات درمانی چه بوده است؟ مسئولیت اجرای تعهدات قراردادی در قبال رانندگان بر عهده چه نهادی است و چرا رانندگان باید هزینه اختلاف یا تخلف احتمالی میان طرفهای قرارداد را بپردازند؟
موضوع فقط یک تخلف اداری یا اختلاف حساب ساده نیست؛ حقوق و امنیت درمانی کارگرانی در میان است که حق بیمه آنها از درآمدشان پرداخت شده است. بنابراین، انتظار میرود هر دو مجموعه در کوتاهترین زمان، درباره وضعیت مبالغ کسرشده، علت قطع خدمات و زمان دقیق برقراری مجدد پوشش بیمهای توضیح روشن و مسئولانه ارائه کنند. در صورت نبود پاسخ و اقدام عملی، کارکنان شرکت از این حق برخوردارند که با تصمیم جمعی و متناسب درباره نحوه و مراحل اعتراض صنفی خود تصمیم بگیرند.
چاره کارگران وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۱۶ شهریور ۱۴۰۵
***************
مطلب دریافتی
ما کارگران و کرامتی که کوچک میشود
مجید رعایایی
ما کارگران، تورم را از روی سفرهمان میفهمیم.تورم برای ما یک عدد در گزارشهای رسمی نیست. تورم یعنی همان حقوقی که احتمالا " اگر عقب نیفتد اول ماه به حساب میآید و چند روز بعد، انگار آب شده باشد. یعنی رفتن به فروشگاه با یک فهرست کوتاهتر از ماه قبل. یعنی حذف کردن چیزی که تا دیروز ضروری بود و امروز «کالای لوکس» محسوب میشود. یعنی نگاه کردن به قیمت گوشت، میوه، دارو، اجاره، مدرسه فرزندان و قبضها و بعد، بیصدا برگرداندن بخشی از خریدها سر جای خودشان.
تورم برای کارگر، پیش از آنکه یک پدیده اقتصادی باشد، پدیدهای انسانی است. وقتی قیمتها هر روز بالا میروند اما دستمزد با سرعتی بسیار کمتر حرکت میکند در واقع فقط قدرت خرید ما کم نمیشود بلکه بخشی از زندگی ما از دست میرود. کیفیت غذا، کیفیت درمان، کیفیت آموزش فرزندان، امکان تفریح، امکان پسانداز و حتی امکان اندیشیدن به آینده.. ما فقط فقیرتر نمیشویم؛ افق آیندهمان کوتاهتر میشود. و این شاید دردناکترین قسمت ماجرا باشد.
حقوقی که قبل از رسیدن، خرج شده است.
کارگری را تصور کنیم که صبح زود از خانه خارج میشود، ساعتها کار میکند خسته به خانه برمیگردد و در پایان ماه حقوق میگیرد. اما سؤال سادهای وجود دارد، این حقوق قرار است چه چیزی را برای خانواده او تأمین کند؟ اگر افزایش حقوق از افزایش هزینههای واقعی زندگی عقب بماند حقوق دیگر ابزار رفاه نیست؛ تبدیل میشود به ابزاری برای مدیریت کمبود. کارگر دیگر نمیپرسد چه چیزی دوست دارم بخرم؟ میپرسد: از کدام نیازم میتوانم بگذرم؟ این تغییر، بسیار مهمتر از آن چیزی است که در آمارها دیده میشود. جامعهای که در آن دستمزدبگیران دائماً مجبور باشند میان نیازهای ضروری خود انتخاب کنند، آرامآرام جمعیتی میشوند که در آن فقر از یک وضعیت اقتصادی به یک سبک زندگی اجباری تبدیل میشود.
امروز بسیاری از خانوادههای کارگری پیش از آنکه چیزی بخرند، چند بار حساب میکنند. پیش از رفتن به پزشک، هزینه را حساب میکنند. پیش از خرید لباس برای فرزندشان، قیمت را میسنجند. پیش از مهمانی رفتن، جیب شان را نگاه میکنند. و پیش از هر تصمیم، یک سؤال تکراری در ذهنشان میچرخد: اگر این را بخریم، آخر ماه چه میشود؟ شرمندگی؛ کلمهای است که در هیچ یک از جدول های اقتصادی دولتمردان این موطن دیده نمیشود.
یکی از پنهانترین آثار تورم، چیزی است که در محاسبات اقتصادی کمتر دیده میشود: شاخصِ شرمندگی. شرمندگی پدر یا مادری که نمیتواند خواسته طبیعی فرزندش را برآورده کند. شرمندگی کارگری که تمام عمرش کار کرده اما هنوز نمیتواند برای خانوادهاش امنیت اقتصادی بسازد.اینها را نمیتوان با درصد و شاخص و نمودار اندازه گرفت.اما حقیقی هستند. این فرسایش تدریجی کرامت انسانی است.مسئله فقط کم بودن حقوق نیست؛ مسئله ناتوانی در دفاع از ارزش کار است. ممکن است تصور کنیم راهحل تمام این مشکلات فقط «افزایش حقوق» است.
مشکل اصلی آنجاست که نیروی کار، در بسیاری از موارد، در برابر ساختارهای اقتصادی و تصمیمهایی که مستقیماً بر زندگی او اثر میگذارند، قدرت چانهزنی کافی ندارد.
یک کارگر به تنهایی چه قدرتی دارد؟
او نمیتواند اعتراض کند، نمیتواند درخواست کند، نمیتواند از شرایط ناراضی باشد؛ چرا که فوری با اتهام هایی روبرو می شود که برایش دار و درفش به همراه خواهد داشت.ما به تشکل نیاز داریم؛ نه برای جنگیدن با جامعه، برای شنیده شدن در جامعه .سندیکا، اتحادیه و تشکل مستقل کارگری نباید در ذهن ما صرفاً به معنای تقابل و درگیری تعریف شود. تشکل کارگری، سالم، مسئولانه، شفاف و متکی بر منافع واقعی میتواند یک ابزار پر قدرت گفتوگو و چانهزنی اجتماعی باشد.مسئله این نیست که کارگر در برابر کارفرما یا دولت قرار بگیرد. مسئله این است که کارگر در تصمیمهایی که مستقیماً بر زندگی او اثر میگذارد، نماینده واقعی و مستقل و صدای مؤثر داشته باشد. از طرفی ، کارگر نباید فقیر شدن خود را به سرنوشت طبیعی تبدیل کند.
ما به یک سازوکار سندیکالیستی و تشکلیابی مسئولانه نیاز داریم؛ سازوکاری که در آن کارگران بتوانند نمایندگان واقعی خود را انتخاب کنند، مطالباتشان را تدوین کنند، درباره قراردادها و دستمزدها مذاکره کنند، و در برابر تصمیمهایی که آینده معیشتیشان را تغییر میدهد، صدای جمعی داشته باشند. چنین تشکلی دشمن تولید و خدمات عمومی نیست. تولید پایدار، کارگر فقیر نمیخواهد؛ کارگر امیدوار میخواهد.
ما کارگران، عدد نیستیم. درصد نیستیم. ردیف بودجه نیستیم. ما انسانهایی هستیم که صبح از خانه بیرون میرویم و بخشی از عمرمان را در کارخانه، کارگاه، اداره، معدن، پروژه، فروشگاه، خیابان، بیمارستان و هزاران محیط کاری دیگر میگذاریم تا چرخ زندگی و اقتصاد بچرخد.
اگر این چرخ میچرخد، بخشی از نیروی آن از دستهای ماست. پس حق داریم.
سپاس از پیامهای ارسالی.
چاره کارگران وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۱۰ شهریور ۱۴۰۵
***************
از شورای اسلامی کار شرکت واحد تا کانون عالی بازنشستگان تهران؛ کارنامه کجاست؟
آقای اکبر عیوضی، با کدام کارنامه قصد دارید بار دیگر در جایگاه دبیری کانون عالی بازنشستگان تهران قرار بگیرید؟
خبرها حاکی از آن است که آقای اکبر عیوضی قصد دارد در انتخابات کانون عالی بازنشستگان تهران نامزد شود، آن هم بار دیگر در جایگاه دبیری. این خبر حق پرسشگری را برای کارگران، رانندگان و بازنشستگان ایجاد میکند:
کارنامه شما در شورای اسلامی کار شرکت واحد، در کانون بازنشستگان تهران و اکنون برای پذیرش مسئولیتی بالاتر چیست؟
ما آقای عیوضی را از امروز نمیشناسیم. شناخت ما به سالهای پایانی دهه هفتاد و دوران تلاش رانندگان و کارگران شرکت واحد برای آگاهی از حقوق صنفی خود و بازگشایی سندیکای کارگران شرکت واحد بازمیگردد. در آن روزها، کارگران در مناطق دهگانه شرکت واحد فعالیت میکردند، حقوق خود را به همکارانشان آموزش میدادند و عملکرد شوراهای اسلامی کار را نقد میکردند.
از نگاه فعالان سندیکایی و رانندگانی که آن دوران را از نزدیک تجربه کردهاند، کارنامه آقای عیوضی و همفکرانش با پرسشها و خاطرات تلخی همراه است:
چرا در کمیتههای انضباط کار، بهجای دفاع از رانندگان و کارگران، تصمیمهایی اتخاذ شد که به زیان کارگران تمام شد؟
چرا نام برخی اعضای شورای اسلامی کار پای احکام و صورتجلسههایی دیده میشود که به اخراج و محرومیت شماری از رانندگان و فعالان سندیکایی انجامید؟
چرا کارگران سندیکایی به حراست گزارش میشدند و فضای فشار بر فعالان مستقل کارگری شکل گرفت؟
درباره رویداد سال ۱۳۸۳ و هجوم به دفتر سندیکای کارگران شرکت واحد در حسنآباد، شکستن شیشهها و بردن وسایل و دفاتر سندیکا، پاسخ روشن و مستند آقای عیوضی چیست؟
بسیاری از رانندگانی که بهدلیل پیگیری حق و فعالیت صنفی از کار کنار گذاشته شدند، هنوز پیامدهای آن تصمیمها را در زندگی و معیشت خود و خانوادهشان تحمل میکنند. اینها صرفاً موضوعات تاریخی نیستند؛ اینها بخشی از زندگی و حافظه جمعی کارگران شرکت واحد است و نمیتوان از کنار آنها بیپاسخ عبور کرد.
پس از بازنشستگی نیز آقای عیوضی به کانون بازنشستگان تهران رفت و سالها در ساختار این کانون حضور داشته است. حالا پرسش بازنشستگان این است:
در این سالها چه اقدام مشخص، قابلسنجش و ماندگاری برای افزایش قدرت خرید بازنشستگان انجام شده است؟
برای درمان، بیمه تکمیلی، همسانسازی، حفظ داراییهای سازمان تأمین اجتماعی و جلوگیری از کوچکشدن سفره بازنشسته چه پیگیری مؤثری صورت گرفته است؟
اگر عملکرد کانونها موفق بوده، چرا بخش بزرگی از بازنشستگان همچنان زیر فشار شدید معیشتی و هزینههای درمان قرار دارند؟
چرا بازنشستگان در شهرهای مختلف برای حقوق، درمان و کرامت انسانی خود تجمع میکنند و نمایندگان این کانونها در کنار آنان دیده نمیشوند؟
بازنشستگان حق دارند بدانند که قرارداد بیمه تکمیلی دقیقاً با چه مبلغ، چه تعهداتی و برای چه مدت منعقد شده است؟ آیا کانونها، تشکلها یا اشخاص مرتبط با آنها در قبال معرفی بیمهشدگان یا انعقاد این قراردادها، مبلغ، درصد، کارمزد یا هرگونه حقالسهمی دریافت میکنند یا خیر؟ اگر چنین دریافتی وجود دارد، مبنای قانونی آن چیست، رقم آن چقدر است و در کجا هزینه میشود؟
گزارش مالی کامل، حسابرسیشده و در دسترس اعضا درباره درآمدها و هزینههای کانونها چرا منتشر نمیشود؟
چرا بازنشستگانی که خود حق بیمه تکمیلی را میپردازند، نباید از جزئیات قرارداد و منافع احتمالی ناشی از آن مطلع باشند؟
هر مسئولی که مدعی خدمت به بازنشستگان است، باید از انتشار قراردادها، صورتهای مالی، گزارش حسابرسی و پاسخگویی علنی استقبال کند.
با توجه به ایننکات، از آقای اکبر عیوضی میپرسیم: با چه کارنامه روشنی در دفاع از رانندگان شرکت واحد، کارگران سندیکایی و بازنشستگان تهران، خواهان دبیری کانون عالی بازنشستگان تهران هستید؟
و از نهادهای برگزارکننده و تأییدکننده انتخابات میپرسیم: آیا در میان انبوه بازنشستگان آگاه، متخصص، مستقل و دلسوز، فردی جز چهرههایی که سالها بر این کانونها تکیه زدهاند وجود ندارد؟
بازنشستگان خواهان شعار نیستند؛ آنان کارنامه، برنامه، شفافیت مالی، پاسخگویی و نمایندگی واقعی میخواهند. کانون بازنشستگان ملک شخصی هیچکس نیست؛ امانتِ بازنشستگان است و باید با رأی آگاهانه، نظارت و پاسخگویی اداره شود.
چارهکارگران وحدت و تشکبلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
سوم شهریور ۱۴۰۵
***************
تأمین اجتماعی ملک دولت نیست؛ دارایی بیننسلی کارگران، بازنشستگان و مستمریبگیران است.
سازمان تأمین اجتماعی حاصل دههها پرداخت حق بیمه میلیونها کارگر و بیمهشده است. منابع و داراییهای این سازمان از جیب دولت و مدیران به وجود نیامده که دولت، مجلس یا هر نهاد دیگری بتواند برای آن تعیین تکلیف کند. این دارایی متعلق به کارگران، بازنشستگان و مستمریبگیرانی است که حق بیمه خود را در طول سالها پرداختهاند و هیچ فرد، مقام یا نهادی حق ندارد بدون رضایت صاحبان واقعی، برای سرنوشت آن تصمیمگیری کند.
از همین رو، سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، قاطعانه با هرگونه فروش، واگذاری، حراج یا انتقال داراییهای سازمان تأمین اجتماعی مخالف است و هرگونه تلاش برای تبدیل داراییهای بیننسلی کارگران به منبع تأمین کسریهای دولت یا جبران سوءمدیریتها را غیرقابل قبول میداند.
اظهارات منتسب به بیتالله عبداللهی، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، مبنی بر اینکه «اولین کار مدیرعامل جدید سازمان تأمین اجتماعی باید واگذاری شرکتها باشد»، از نظر ما زنگ خطری جدی برای آینده میلیونها بیمهشده و بازنشسته است.
سؤال ما روشن است: چرا اولین نسخهای که برای سازمان تأمین اجتماعی پیچیده میشود، فروش داراییهای آن است؟ چرا به جای اینکه دولت بدهیهای انباشته خود به سازمان را پرداخت کند، باید آورده و داراییهای بیمهشدگان فروخته شود؟ چرا به جای اصلاح مدیریت، مقابله با فساد، افزایش بهرهوری و نظارت دقیق، نسخه فروش اموال سازمان تجویز میشود؟ چه کسی به دولت، مجلس یا مدیران اجازه داده است درباره اموالی تصمیم بگیرند که حاصل دسترنج و حق بیمه کارگران است؟
سازمان تأمین اجتماعی قلک دولت نیست و شرکتهای آن، اموال عمومیِ قابل حراج برای جبران کسری بودجه نیستند؛ این داراییها پشتوانه زندگی امروز و آینده میلیونها کارگر و بازنشستهاند.
ما به صراحت اعلام میکنیم هیچکس حق ندارد به نام کارگران تصمیم بگیرد اما برخلاف منافع آنان عمل کند. اگر شرکتی زیانده است، راهحل آن اصلاح ساختار، برکناری مدیران ناکارآمد، شفافیت مالی و بازگرداندن آن به مسیر بهرهوری است، نه فروش اموال. اگر سازمان با بحران منابع روبهروست، راهحل اصلی پرداخت بدهیهای سنگین دولت به سازمان و جلوگیری از دستاندازی به منابع بیمهشدگان است. کارگری که طی سی سال حق بیمه پرداخته، بخشی از دسترنج خود را برای روزهای بازنشستگی کنار گذاشته است. بازنشسته و مستمریبگیری که زندگیاش به این سازمان وابسته است، حق دارد بداند اموالی که نسلهای کارگری برای آن هزینه دادهاند چگونه مدیریت میشود. بنابراین، هیچ مقام و نهادی نمیتواند خود را مالک این داراییها بداند. صاحبان واقعی تأمین اجتماعی، کارگران، بیمهشدگان و بازنشستگانی هستند که حق بیمه پرداختهاند.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، همراه با عموم کارگران و بازنشستگان، به هرگونه تعرض به منابع سازمان تأمین اجتماعی شدیداً معترض بوده و فروش داراییهای تأمین اجتماعی، حراج دسترنج بیننسلی کارگران برای جبران کسری بودجه دولت و هرگونه تصمیمگیری پشت درهای بسته درباره اموال بیمهشدگان را غیرقابلقبول و مردود میداند.
چارهکارگران وحدت و تشکبلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
اول شهریور ۱۴۰۵
***************
در اعتراض به عدم پاسخگویی درباره وضعیت تعاونی مصرف و سهام کارگران
همکاران شریف و زحمتکش، اعضای تعاونی مصرف شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه:
سالهاست جمعی از کارگران و رانندگان شرکت واحد، بخشی از دسترنج خود را در قالب سهام در تعاونی مصرف سپردهاند؛ آوردهای که متعلق به کارگران و خانوادههای آنان است و باید با شفافیت، امانتداری و رعایت کامل حقوق مالی کارگران مدیریت شود.
اما امروز پرسشهای جدی و بیپاسخی درباره وضعیت تعاونی، سهام کارگران، سود و منافع حاصل از فعالیت آن و نحوه مدیریت این مجموعه وجود دارد. بسیاری از همکاران بارها برای پیگیری وضعیت سهام و مطالبات مالی خود مراجعه کردهاند، اما به جای دریافت پاسخ روشن و مستند، با سکوت و بیتوجهی مواجه شدهاند.
سؤال ما از مسئولان تعاونی این است:
سهام و آوردهی کارگران در چه وضعیتی قرار دارد؟ صورتهای مالی و گزارش عملکرد تعاونی کجاست؟ عواید و سود سهام کارگران چه میزان بوده و چرا بهطور شفاف به اعضا اعلام و پرداخت نشده است؟ چه کسانی در سالهای گذشته مسئولیت مدیریت تعاونی را بر عهده داشتهاند و بر اساس چه سازوکاری انتخاب شدهاند؟ و مهمتر از همه، چرا کارگری که با زحمت و از درآمد ناچیز خود سهام این تعاونی را خریداری کرده، برای اطلاع از وضعیت آورده و دسترنج خود باید بارها پیگیری کند و در نهایت پاسخ روشنی دریافت نکند؟
ما همچنین از نهادهای مسئول، حراست و بازرسی میپرسیم: وظیفه نظارتی شما در قبال حقوق مالی و دسترنج کارگران چیست؟ نظارت نباید صرفاً محدود به بررسی تخلفات جزئی کارکنان و رانندگان باشد. هنگامی که حقوق مالی و دسترنج تعداد زیادی از کارگران و خانوادههای آنان در میان است، انتظار میرود با همان جدیت، وضعیت مالی و مدیریتی تعاونی نیز بررسی و نتیجه آن به صاحبان این آورده، یعنی کارگران، اعلام شود.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه خواهان ارائه گزارش شفاف و مستند از وضعیت مالی تعاونی مصرف، اعلام دقیق میزان سهام و مطالبات مالی هر یک از اعضا، ارائه گزارش سود و زیان و نحوه توزیع منافع تعاونی، شفافسازی درباره عملکرد مدیران و مسئولان تعاونی در سالهای گذشته، پاسخگویی مستقیم و رسمی مدیریت تعاونی به سهامداران، بررسی عملکرد تعاونی توسط مراجع نظارتی ذیصلاح، و تضمین احقاق و بازگرداندن حقوق مالی کارگرانی است که سالها برای آن از دسترنج خود هزینه کردهاند.
آورده و دسترنج کارگر، مال شخصی هیچ مدیر و مسئولی نیست. تعاونی برای خدمت به اعضا تشکیل شده است، نه برای آنکه کارگر صاحب سهم باشد اما از سرنوشت دسترنج خود بیخبر بماند.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ضمن حمایت از مطالبه بهحق همکاران، تأکید میکند که حق کارگران برای دانستن، مطالبه کردن و دریافت پاسخ روشن و مستند، قابل چشمپوشی نیست. ما خواهان شفافیت، پاسخگویی و رعایت کامل حقوق مالی کارگران هستیم و از تمامی مسئولان ذیربط میخواهیم به جای سکوت، درباره وضعیت تعاونی و آوردهی کارگران پاسخگو باشند.
چاره کارگران و زحمتکشان وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۲۳ مرداد ۱۴۰۵
***************
بیانیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه:
اعدامها را متوقف کنید!
امروز که کشور ما زیر بار بحرانهای کمرشکن اقتصادی، تورم افسارگریخته، سقوط ارزش ریال، تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل، تداوم جنگ خانمانسوز، تحریمهای اقتصادی، سرکوب شدید و گسترده و سیاستهای جنگطلبانه احساس خفگی میکند، حاکمان باز هم پاسخ خواستههای مردم برای نان، کار، عدالت، آزادی و کرامت انسانی را با خشنترین ابزار رعب و وحشت میدهند: چوبه دار.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، همچون تمامی تشکلهای مستقل کارگری در ایران و جهان، با حکم اعدام و مجازات مرگ تحت هر عنوان، با هر اتهامی و بدون هیچ استثنایی کاملاً مخالف است.....
متن کامل را
اینجا کلیک کنید.
***************
بیانیه اعتراضی سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
خطاب به شهرداری تهران و مدیریت شرکت واحد اتوبوسرانی
موضوع: اعتراض به غیرفعال شدن کارتهای بازنشستگان و بیتوجهی به حقوق آنان
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، با توجه به پیامها و گزارشهای متعدد دریافتشده از همکاران بازنشسته، نسبت به غیرفعال شدن کارتهای پرسنلی آنان برای استفاده از اتوبوس و مترو اعتراض دارد و خواستار رسیدگی فوری مدیریت شرکت و شهرداری تهران به این موضوع است.
بر اساس گزارشهای رسیده، کارتهای پرسنلی بازنشستگان برای استفاده از اتوبوس و مترو از حدود یک هفته پیش غیرفعال شده است. شماری از همکاران بازنشسته که برای پیگیری موضوع به واحدهای مختلف، از جمله حراست، مراجعه کردهاند، با این پاسخ روبهرو شدهاند:
«تا پایان طرح رایگان بودن مترو و اتوبوس، امکان شارژ کارت بازنشستگان وجود ندارد.»
این پاسخ، بدون آنکه اطلاعرسانی رسمی یا توضیح روشنی از سوی مدیریت شرکت یا روابط عمومی شهرداری ارائه شده باشد، باعث سردرگمی بازنشستگان شده است. همکاران بازنشسته برای پیگیری موضوع میان واحدهای مختلف مراجعه کردهاند و در مواردی پاسخهای متفاوتی دریافت کردهاند. انتظار میرفت اگر تغییری در نحوه استفاده یا شارژ کارتها ایجاد شده است، این موضوع پیش از اجرا و از طریق یک اطلاعیه رسمی و روشن به بازنشستگان اعلام شود.....
متن کامل را
اینجا کلیک کنید.
***************
بیانیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
درباره تبعیض در پرداختها و بیعدالتی در حق بخشهای مختلف شرکت
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه با احترام به تمامی همکاران شریف و زحمتکش، به اطلاع میرساند که گزارشها و پیامهای متعدد از سوی رانندگان، کارکنان فنی، بخشهای اداری و سایر واحدهای عملیاتی شرکت، نشاندهنده بروز تبعیض آشکار در پرداخت پاداشهای مرتبط با «ایام جنگ» و سایر مناسبتهاست.
بر اساس اطلاعات رسیده، پرداختهای انجامشده نهتنها شامل همهی کارکنان نشده، بلکه میان بخشهای مختلف شرکت واحد نیز تفاوتهای قابل توجهی مشاهده شده است. این در حالی است که:
- در ایام بحران، تمامی بخشها از رانندگان و فنی گرفته تا اداری و پشتیبانی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در معرض فشار، خطر، اضافهکاری و مسئولیتهای سنگین بودهاند.
- در بسیاری از ارگانها، پرداختهای مشابه بهصورت یکسان و بدون تبعیض برای همه کارکنان انجام شده است.
- کارکنان شرکت واحد بارها تجربه کردهاند که پرداختها بهصورت مناسبتی و گزینشی انجام میشود، در حالی که ماهیت کار آنان مستمر، سخت و پرمسئولیت است.
سندیکا تأکید میکند که هیچ بخشی از شرکت واحد کمتر از بخش دیگر در معرض خطر یا فشار کاری نبوده است و تقسیمبندی کارکنان به «حاضر در مراسم»، «غایب»، «اداری»، «راننده»، «فنی» یا هر عنوان دیگر، نمیتواند مبنای محرومیت یا تبعیض در پرداختها باشد.
ما معتقدیم:
- پاداشها باید برای تمامی کارکنان شرکت واحد، بدون استثنا و بدون تبعیض پرداخت شود.
- شفافیت در اعلام مبالغ، معیارها و فهرست دریافتکنندگان باید بهصورت رسمی و عمومی انجام شود.
- بخش فنی، خودرو سرویس، رانندگان شیفتهای عملیاتی، و سایر واحدهای پشتیبانی نباید از چرخه پرداختها حذف شوند.
- مدیریت شرکت واحد موظف است توضیح دهد که چرا پرداختها تنها به گروهی محدود انجام شده و معیارشان چه بوده است.
سندیکا ضمن قدردانی از زحمات تمامی کارکنان، اعلام میکند که کرامت و شأن کارگران شرکت واحد قابل معامله با پرداختهای گزینشی نیست و انتظار دارد مدیریت شرکت واحد و شهرداری تهران در اسرع وقت نسبت به اصلاح این روند، جبران پرداختها و ارائه توضیحات شفاف اقدام کنند.
مقابله با زیر پا گذاشتن حقوق کارگران در تمام بخشهای شرکت نیازمند همگرایی و اتحاد همهی ما کارگران است.
چاره کارگران وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
***************
صدور حکم زندان برای رضا مسلمی،
فعال صنفی معلمان، و تشدید برخوردهای امنیتی و قضایی را محکوم میکنیم
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه صدور حکم زندان برای رضا مسلمی، معلم و فعال صنفی، که توسط شعبهٔ دوم دادگاه انقلاب استان همدان در تاریخ ۹ تیر ۱۴۰۵ صادر شده است، را قویاً محکوم میکند.
بر اساس حکم ابلاغشده به وکیل ایشان، آقای مسلمی به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به سه سال و شش ماه و یک روز حبس و به اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به هفت ماه و شانزده روز حبس محکوم شده است؛ در حالی که از اتهام «تشکیل گروه غیرقانونی» تبرئه شده است. این حکم بدوی بوده و طی بیست روز قابل اعتراض است.
در روزهای اخیر تعدادی از دیگر فعالان معلمی و کارگری در شهرهای مختلف بازداشت یا به حبس و ممنوعالخروجی محکوم شدهاند. همچنین، مطلع شدیم مسعود فرهیخته، معلم زندانی، به سلول انفرادی منتقل شده است.
سندیکای کارگران شرکت واحد تأکید میکند که فعالیت صنفی، حق مسلم و غیرقابل انکار کارگران، معلمان و تمامی مزدبگیران است و پیگیری مطالبات صنفی، اعتراض به وضعیت معیشتی، یا تلاش برای بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی، نباید با برچسبهای امنیتی مواجه شود. صدور چنین احکامی نهتنها ناقض اصول بنیادین آزادی تشکلیابی و حق اعتراض است، بلکه تلاشی آشکار برای ایجاد فضای رعب و جلوگیری از همبستگی میان نیروهای کار و زحمت در کشور است.
ما بار دیگر یادآور میشویم که سرکوب فعالان صنفی، زندانی کردن معلمان، کارگران و پرستاران، و امنیتیسازی مطالبات اجتماعی، نه راهحل مشکلات است و نه مانع شکلگیری اعتراضات؛ بلکه تنها بر عمق بحرانهای موجود میافزاید.
سندیکا خواستار لغو فوری و بیقید و شرط حکم زندان علیه رضا مسلمی و پایان دادن به پروندهسازی علیه فعالان صنفی در سراسر کشور است. سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ضمن اعلام همبستگی کامل با معلمان و تشکلات مستقل معلمان در سراسر کشور تأکید میکند که دفاع از حقوق معلمان، کارگران و تمامی زحمتکشان، دفاع از کرامت انسانی و آیندهٔ جامعه است.
چاره کارگران و زحمتکشان وحدت و تشکیلات است!
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۱۱ تیر ۱۴۰۵
***************
بازداشت یاشار دارالشفا را محکوم میکنیم
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه بازداشت یاشار دارالشفا، پژوهشگر و فعال در عرصه علوم اجتماعی و زندانی سیاسی پیشین، را که صبح روز دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ در پی یورش نیروهای امنیتی به منزل پدریش در تهران صورت گرفته است، قویاً محکوم میکند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، مأموران امنیتی بدون ارائه حکم قضایی، با ورود به منزل آقای دارالشفا، ضمن تفتیش خانه، وی را با اعمال خشونت بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل کردهاند. در زمان انتشار این اطلاعیه، از وضعیت و محل نگهداری ایشان اطلاعی در دست نیست و این موضوع موجب نگرانی جدی خانواده، دوستان و تمامی مدافعان آزادی و عدالت اجتماعی شده است.
یاشار دارالشفا طی سالهای گذشته بارها به دلیل فعالیتهای فکری، پژوهشی و اجتماعی خود تحت فشار، تعقیب، بازداشت و زندان قرار گرفته است. تداوم برخوردهای امنیتی با فعالان صنفی، کارگری، مدنی، اجتماعی و سیاسی، نقض آشکار حقوق بنیادین شهروندان از جمله حق آزادی بیان، آزادی اندیشه، آزادی تشکل و حق فعالیت مدنیو سیاسی است.
سندیکای کارگران شرکت واحد ضمن محکوم کردن این بازداشت، خواهان آزادی فوری و بیقید و شرط یاشار دارالشفا و همچنین آزادی تمامی فعالان کارگری، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان، روزنامهنگاران، کنشگران مدنی و سیاسی و تمامی زندانیانی است که به دلیل فعالیتهای احتماعی و دفاع از حقوق انسانی، مدنی و ااقتصادی تحت تعقیب، بازداشت و زندان قرار گرفتهاند.
نه به جنگ و سیاستهای جنگ طلبانه
نه به سرکوب و استبداد
به امید برقراری صلح و عدالت در ایران و سراسر جهان
چاره کارگران و زحمتکشان، وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
***************
نامه سرگشاده سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
به نمایندگان کارگری و فدراسیونهای بینالمللی اتحادیههای کارگری در یکصد و چهاردهمین اجلاس کنفرانس بینالمللی کار
خواهران، برادران، رفقا و نمایندگان تشکلهای کارگری،
در شرایطی که کارگران و دیگر مردم تحت ستم در ایران با جنگ، ناامنی، تشدید دشواریهای اقتصادی، سرکوب، و تداوم نقض ابتداییترین حقوق کار و حقوق انسانی روبهرو هستند، سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه بار دیگر نمایندگان کارگری شرکتکننده در یکصد و چهاردهمین اجلاس کنفرانس بینالمللی کار را مخاطب قرار میدهد.
سالهاست که تشکلهای مستقل کارگری و فعالان کارگری در ایران بارها اعلام کردهاند که کارگران در ایران از حق ایجاد تشکلهای مستقل، مذاکره جمعی، اعتصاب و تجمع آزادانه محروماند. سندیکاها، دیگر تشکلهای مستقل کارگری و فعالان کارگری همچنان صرفاً به دلیل دفاع از ابتداییترین حقوق کارگران با اخراج، زندان، تهدید، احضار، بازداشت، کنترل امنیتی و دیگر اشکال سرکوب مواجه هستند.....
متن کامل را
اینجا کلیک کنید.
***************
یاد عزیز پرویز قلیچخانی گرامی باد اینجا کلیک کنید.
پرویز قلیچخانی برای ما کارگران فقط محبوبترین کاپیتان تیم ملی نبود. پرویز از طبقهٔ ما بود؛ در همان محلاتی بزرگ شد و رفتوآمد کرد که بسیاری از ما و پدران و مادرانمان پیش از ما در آنها زندگی کرده بودند.
پرویز قلیچخانی در تمامی سالیان زندگی پرافتخار خود، و تا واپسین لحظاتی که جسم و روحش یاری میکرد، از حمایت از کارگران ایران، تشکلهای مستقل کارگری، از جمله سندیکای ما، و تلاش برای آزادی اعضای زندانی سندیکا و حمایت از کلیه زندانیان، دریغ نورزید.
پرویز قلیچخانی انسانی شریف، دلسوز، مهربان و مبارزی علیه استبداد، فقر، ستم و استثمار بود. او چنان متین و فروتن بود که باور نمیکردی یکی از پرافتخارترین فوتبالیستهای تاریخ کشورمان، اینگونه بیادعا، بدون هیچگونه تلاش برای اعمال نفوذ یا بزرگنمایی، حامی همهجانبهٔ کارگران و مبارزه طبقاتی باشد.
متأسفانه شرایط ماههای اخیر و محدودیت دسترسی ما به اینترنت، این امکان را از ما گرفته بود که در جریان وضعیت سلامتی ایشان باشیم و از این بابت عمیقاً متأسفیم.
بدینوسیله صمیمانه مراتب تسلیت سندیکا را به خانواده، یاران و دوستداران پرویز قلیچخانی گرامی ابراز داشته و خود را در غم درگذشت این انسان شریف و آزاده شریک میدانیم.
سندیکا همچنین صمیمانه به خانم نجمه موسویپیمبری، یار و همراه پرویز قلیچخانی، تسلیت گفته و تلاشهای بیوقفهٔ ایشان را ارج مینهد.
یاد عزیز پرویز قلیچخانی گرامی، و راهش پررهرو باد.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۳ خرداد ۱۴۰۵
***************
کرایهای که از جیب کارگر میرود، اجارهای که از خیابان درمیآید
حملونقل عمومی در شهر فقط یک «خدمت شهری» نیست؛ شرط حضور در شهر است. برای کسی که هر روز از جنوب، حاشیه یا شهرهای اقماری به محل کارش میرسد، اتوبوس و مترو نه انتخابی میان چند گزینه، بلکه راه ورود به زندگی روزمره است: رفتن به کار، درمان، مدرسه، دانشگاه، خرید، دیدار خانواده، پیگیری کار اداری و حتی نفس کشیدن در شهری که بخش بزرگی از آن با پول و خودرو خصوصیسازی شده است.
در چنین شهری، کرایه حملونقل عمومی فقط چند هزار تومان ساده نیست. این کرایه، عوارضی است که کارگر برای حق حضور در شهر میپردازد. هر بار کارت بلیت زده میشود، بخشی از مزد روزانه پیشاپیش از جیب کسی کم میشود که برای تولید، خدمات، نظافت، نگهبانی، فروش، پرستاری، کارگاه، کارخانه یا اداره به شهر حرکت میکند. حملونقل عمومی همان مسیری است که نیروی کار را هر روز به شهر میرساند؛ پس هزینه آن نباید دوباره از جیب خودِ نیروی کار برداشته شود.
اخبارها گواهی میدهد که درآمد مستقیم مترو از فروش بلیت، در برابر کل هزینهها و بودجه شهرداری عدد تعیینکنندهای نیست. در بودجه ۱۴۰۴، درآمد مستقیم فروش بلیت مترو حدود ۲۱۷۷ میلیارد تومان برآورد شده، درحالیکه هزینه شرکت بهرهبرداری مترو حدود ۱۸ هزار میلیارد تومان است؛ یعنی فروش بلیت فقط حدود ۱۲ درصد هزینه جاری مترو را پوشش میدهد. اگر کل بودجه شرکتها و سازمانهای تابعه شهرداری را در نظر بگیریم، سهم فروش بلیت مترو حدود یک درصد است. متن ضمیمه از همین جا نتیجه میگیرد که رایگان کردن مترو بار مالی غیرقابلتحملی به شهر تحمیل نمیکند و مسئله، بیش از آنکه «نبود پول» باشد، اولویتگذاری طبقاتی بودجه شهری است.
برای اتوبوس و بهویژه خطوط بیآرتی، مسئله حتی روشنتر است. مترو دستکم نیازمند سرمایهگذاری سنگین برای تونل، ایستگاه، قطار، سیگنالینگ و زیرساخت است. اما بیآرتی از خیابانهایی استفاده میکند که پیشاپیش از بودجه عمومی، زمین عمومی و فضای مشترک شهر ساخته شدهاند. در بیآرتی یک خط از خیابان جدا میشود، از ترافیک عمومی مصون میماند و به مسیر انحصاری حملونقل تبدیل میشود. همین امتیاز فضایی، ارزش اقتصادی ایجاد میکند. وقتی اتوبوسها در مسیرهای پرتردد، با مسافر ایستاده و گردش سریع حرکت میکنند، این خطوط میتوانند درآمدزا باشند؛ تا جایی که شرکتهای خصوصی حاضر شوند برای گرفتن امتیاز بهرهبرداری، اتوبوس، راننده و نیروی اداری خود را وارد کنند و در عین رعایت کرایه مصوب، به شرکت واحد اجاره یا سهمی بپردازند. درباره نمونههایی مثل بهرهبرداری خصوصی از خط راهآهن - تجریش، اطلاعات عمومی و شفاف کافی در دسترس نیست؛ همین نبود شفافیت، خودش بخشی از مسئله است.
از نظر رسمی، نرخ بلیت هم همچنان توسط شورای شهر تعیین میشود. برای سال ۱۴۰۴، طبق اعلام شورای شهر، بهای بلیت اتوبوسهای تندرو تا پنج کیلومتر ۲۷۵۰ تومان و برای هر پنج کیلومتر اضافه ۶۰۰ تومان تعیین شده است. یعنی حتی وقتی مسیر، مسیر عمومی است؛ خیابان، خیابان عمومی است؛ و مسافر اصلی، طبقات کارگر و کمدرآمدند، باز هم ورود به این مسیر عمومی مشروط به پرداخت است. درواقع، شهر از یک سو از نیروی کار برای چرخیدن استفاده میکند و از سوی دیگر برای رساندن همین نیروی کار به محل کار از او کرایه میگیرد.
اینجاست که باید پرسید: خیابان مال کیست؟ اگر بخشی از خیابان عمومی به خط ویژه تبدیل شده، اگر شهر از کاهش ترافیک و آلودگی سود میبرد، اگر کارفرماها از رسیدن روزانه کارگران به محل کار سود میبرند، چرا هزینه جابهجایی باید روی دوش همان کسی باشد که کمترین سهم را از ثروت شهر دارد؟
دفاع از حملونقل رایگان، دفاع از «مجانیخواهی» نیست؛ دفاع از بازگرداندن بخشی از ثروتی است که هر روز از کار مردم ساخته میشود. شهر بدون کارگران، فروشندگان، رانندگان، پرستاران، کارمندان جزء، کارگران خدماتی و نیروهای روزمزد نمیچرخد. اما همین گروهها بیش از همه مجبورند برای رفتوآمد هزینه بدهند. برای طبقات مرفه، کرایه اتوبوس مسئلهای نیست؛ برای کارگر، همین هزینه وقتی در دو مسیر رفتوبرگشت، در چند نفر از اعضای خانواده و در سی روز ماه ضرب شود، به بخشی واقعی از فشار معیشت تبدیل میشود.
تجربههای جهانی هم نشان میدهد رایگانسازی حملونقل عمومی فقط یک شعار نیست. در تالین، پایتخت استونی، کل شبکه حملونقل عمومی برای ساکنان شهر رایگان شد و هزینه آن از محل مالیات درآمدی تأمین شد که به شهرداری محل سکونت افراد اختصاص مییافت. در دانکرک فرانسه نیز اتوبوسها رایگان شدند و بخشی از منابع از مالیات حملونقل شرکتها و بازتخصیص هزینههای شهری تأمین شد.
در دانکرک، رایگان شدن اتوبوس فقط مسئله جابهجایی نبود؛ تنش میان راننده و مسافر بر سر بلیت کم شد، برچسب «فقیر» و «دانشجو» از روی مسافران برداشته شد و مردم حملونقل رایگان را نوعی بازتوزیع آشکار ثروت دیدند. در بررسی تجربه تالین نیز استفاده از حملونقل عمومی افزایش یافت و بیشترین تغییر رفتاری مربوط به گروههای کمدرآمد بود؛ یعنی همانهایی که هزینه بلیت برایشان مانع واقعی حضور در شهر بود.
پس بحث فقط ترافیک نیست. ممکن است رایگان شدن بهتنهایی همه خودروهای شخصی را از خیابان جمع نکند. اما اثر طبقاتی آن روشن است: کسی که قبلاً بهخاطر هزینه بلیت از سفر درمانی، کاریابی، دیدار خانوادگی، آموزش یا حضور در فضای عمومی صرفنظر میکرد، امکان حرکت پیدا میکند. حملونقل رایگان یعنی شهر برای فقرا کمی کمتر بسته میشود.
امروز شهرداری و دولت معمولاً حملونقل عمومی را هزینه میبینند؛ اما در عمل از آن درآمد هم میگیرند. در مترو از بلیت، غرفه، تبلیغات و املاک پیرامونی؛ در اتوبوس و بیآرتی از کرایه و گاهی از واگذاری بهرهبرداری. البته درباره بیآرتی تهران اطلاعات شفاف، منظم و قابل دسترس درباره قراردادها، اجارهها، سود بهرهبرداران و سهم شرکت واحد وجود ندارد. این ابهام باید پایان یابد. اگر از خط ویژهای که از فضای عمومی شهر جدا شده درآمد ساخته میشود، مردم حق دارند بدانند چه کسی، چقدر و با چه قراردادی از آن منتفع میشود.
اما مطالبه اصلی فراتر از شفافیت است: حملونقل عمومی باید رایگان، همگانی و باکیفیت باشد. هزینه آن باید از جایی تأمین شود که ثروت شهر را تصاحب میکند: عوارض سنگینتر بر خودروهای لوکس و آلاینده، مالیات شهری بر املاک گرانقیمت، سهم کارفرمایان بزرگ از جابهجایی نیروی کار، درآمدهای پایدار شهری و بودجه عمومی. در یادداشت ضمیمه هم بر همین مسیرها تأکید شده است: عوارض خودرو، آلایندگی، طرح ترافیک، مالیات و عوارض بر کسبوکارهای پردرآمد و املاک گرانقیمت میتوانند منابع جایگزین باشند.
شهر نمیتواند هم از کار مردم تغذیه کند، هم راه رسیدن مردم به کار را بفروشد. نمیشود خیابان عمومی را به مسیر درآمدزایی تبدیل کرد و بعد از کارگر، دانشجو، بازنشسته، زن خانهدار، کودک مدرسهرو و بیکارِ جویای کار کرایه گرفت. حملونقل عمومی، بهویژه اتوبوس و بیآرتی، باید از منطق کسب درآمد خارج شود و به منطق حق بازگردد. حق جابهجایی، حق حضور در شهر است. و شهری که برای عبور از آن باید مدام پول داد، شهری نیست که به همه تعلق داشته باشد.
چاره کارگران وحدت و تشکیلات است.
***************
بیانیه سندیکای کارگران شرکت واحد پس از ۸۲ روز قطع ارتباط:
پیرامون پیامدهای ویرانگر جنگ اخیر و راه رهایی از چنگال جنگ و سرکوب
از ۹ اسفند تا امروز ۳۰ اردیبهشت، ۸۲ روز امکان راهاندازی پلتفرمهای سندیکا، حتی بهطور موقت را نداشتیم.
جنگی ویرانگر، زندگی و مبارزه ما کارگران را بهطور همهجانبهای بر هم زد؛ از بمبارانهای شبانهروزی توسط آمریکا و اسرائیل که برای همه روشن کرد «نقطهزنی»، «کمک نظامی» و «مداخلات بشردوستانه» فریبی شرمآور و مخرب بیش نبود، تا حضور نیروهای سرکوبگر نظامی و بسیجی در سر هر گذر، ترس و نگرانی و اضطراب همگانی هم از بمباران و هم از سرکوب شدید امنیتی، تا گرانی سرسامآور و قطع غیرقابلقبول اینترنت توسط حکومت که کار و زندگی میلیونها انسان را مختل کرد و امکان ارتباطگیری و ابراز وجود علنی را از اکثریت مطلق مردم و نیز تشکلهای مستقل، از جمله سندیکای ما، گرفت.
سندیکا سالها علیه جنگ، سیاستهای جنگطلبانه و تحریمهای اقتصادی که طبقه کارگر را فقیرتر و محرومتر و صاحبان قدرت و ثروت را پرتوانتر و مجهزتر نمود، هشدار داده بود. ما چه در ماههای پیش از جنگ اخیر و چه در جریان جنگ ۱۲ روزه بارها تأکید کرده بودیم که قربانیان اصلی جنگ، نه صاحبان قدرت، بلکه کارگران و تودههای محروم و ستمدیده هستند. در همین راستا، با قاطعیت حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به جغرافیای ایران، کشتار مردم و وارد آمدن خسارات شدید به زیرساختها، کارخانهها، منازل مسکونی، بیمارستانها و مدارس را محکوم میکنیم......
متن کامل را
اینجا کلیک کنید.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
htps://www.instagram.com/vahedsyndica
vsyndica@gmail.com
https://t.me/vahedsyndica
Vahed_Syndica@
___________________________
برای مطالعه مجموعه اخبارهای قبلی
١-
(اینجا)
و ٢-
(اینجا)
و ٣-
(اینجا)
و ۴-
(اینجا)
و ۵-
(اینجا)
و ٦-
(اینجا)
و ٧-
(اینجا)
و ٨-
(اینجا)
و ٩-
(اینجا)
و ۱۰-
(اینجا)
و ۱۱-
(اینجا)
و ۱٢-
(اینجا)
و ۱٣-
(اینجا)
و ۱۴-
(اینجا)
و ۱۵-
(اینجا)
و ۱٦-
(اینجا)
و ۱٧-
(اینجا) کلیک کنید.