افق روشن
www.ofros.com

توازن قوای جدید و وظایف جنبش کارگری

جنگ ویرانگر و موقعیت و ماهیت اپوزیسیون جنگ طلب

شورای همکاری نیروهای ...                                                                                                                    پنجشنبه ١٨ تیر ١۴٠۵ - ۹ ژوئیه ۲۰۲٦



بیانیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

توازن قوای جدید و وظایف جنبش کارگری

بحران های بنیادی جامعه حل نشده است
دو جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی توازن قوای سیاسی در ایران را دستخوش تغییر کرد اما هیچیک از تضادهای اساسی جامعه را برطرف نکرد. خیزش دیماه ۱۴۰۴ نشان داد که اکثریت مردم ایران خواهان پایان عمر جمهوری اسلامی هستند. مراسم چهلم جان‌باختگان و نیز بروز مجدد جنبش دانشجویی شاهدی بود که سرکوب خونین اعتراضات نیز مردم را از راهی که از دیماه ۹۶ آغاز کرده اند، منصرف نکرده و شکاف میان مردم و حکومت نه یک شکاف مقطعی، بلکه شکافی تاریخی، فرهنگی و ساختاری است.

حمله نظامی آمریکا و اسرائیل، روند جنبش انقلابی مردم را متوقف کرد، اما آن را از میان نبرد. جنگ و حمایت رضا پهلوی و سلطنت طلبان از حمله نظامی آمریکا و اسرائیل، فضای سیاسی را به سود جمهوری اسلامی تغییر داد، اعتراضات و اعتصابات را به تعویق انداخت و به حکومت امکان داد تا به بهانه جدید "عوامل اسرائیل" کشتار و اعدامها را ادامه دهد. با این همه، جنگ نتوانست موقعیت جمهوری اسلامی را نزد مردم ایران بهبود دهد. پروژه «تغییر رژیم از بیرون» با شکست روبه‌رو شد. حمله نظامی اسرائیل و آمریکا جمهوری اسلامی را سرنگون نکرد. سلطنت‌طلبانی که موجودیت سیاسی خود را به مداخله ارتش اسرائیل و آمریکا گره زده بودند، بیش از هر جریان دیگری آسیب دیدند. تجربه اخیر نشان داد که آزادی مردم ایران نه از مسیر جنگ و بمباران، بلکه تنها از مسیر مبارزه آگاهانه و مستقل اتحاد جنبشهای طبقاتی و اجتماعی به رهبری جنبش کارگری به دست خواهد آمد.

ممکن است جمهوری اسلامی از طریق مذاکره بخشی از فشارهای خارجی را کاهش دهد، صادرات نفت را افزایش دهد یا بخشی از منابع مالی بلوکه ‌شده را آزاد کند، اما هیچ‌یک از این تحولات، گسل بین مردم و رژیم را برطرف نکرده، و بحران های بنیادی جامعه ایران حل را نخواهد کرد . اوضاع غیر قابل تحمل کنونی، صرفا محصول تحریم یا جنگ نیست؛ بلکه نتیجه بیش از چهار دهه حاکمیت نظامی است که بر استبداد سیاسی، سرمایه داری هار و بدون افسار، فساد ساختاری، سرکوب تشکل‌های مستقل کارگری و انتقال بار بحران اقتصادی بر دوش طبقه کارگر و زحمتکشان استوار بوده است. از همین رو، دیکتاتوری، آپارتاید جنسیتی علیه زنان، ستم ملی، کاهش دائمی دستمزدهای واقعی، کاهش ارزش ریال، گرانی، بیکاری، گسترش فقر، بحران مسکن و نابودی محیط زیست همچنان پابرجا خواهند ماند. این واقعیت، زمینه مادی دور تازه‌ای از مبارزات طبقاتی و اجتماعی را فراهم خواهد کرد.

دوران پیش رو، دوره تعیین جایگاه نیروهای اجتماعی و طبقاتی در توازن قوای جدید است. رضا پهلوی و فاشیستهای سلطنت ‌طلب نشان دادند که فاقد پایگاه اجتماعی لازم برای ایفای نقشی تعیین‌ کننده‌ اند و شکست اتکا به ارتش اسرائیل و آمریکا، شانس آنها را برای کسب قدرت از بین برد. اصلاح‌طلبان نیز همچنان بدنبال راه‌ حل شکست خورده اصلاح و یا بازسازی جمهوری اسلامی هستند. در مقابل، جنبش‌های طبقاتی و اجتماعی ــ کارگران، زنان، دانشجویان، رفع ستم ملی، معلمان، بازنشستگان همچنان بزرگ‌ترین نیروی بالقوه تغییرات انقلابی در جامعه ایران هستند. در میان این نیروها، طبقه کارگر جایگاهی ویژه دارد. این جایگاه نه از برتری اخلاقی، بلکه ناشی از موقعیت این طبقه در تولید اجتماعی است. طبقه کارگر تنها نیرویی است که با سازمان‌دهی اعتصاب‌های سراسری می‌تواند چرخه تولید، حمل‌ونقل، انرژی، خدمات و اداره کشور را متوقف کند و توازن قوا را به سود مردم تغییر دهد. اما این ظرفیت تنها زمانی بالفعل خواهد شد که جنبش کارگری از محدوده مطالبات مختص طبقه خود فراتر رود و خود را پرچمدار مبارزه همه ستمدیدگان جامعه بداند. دفاع از آزادی‌های سیاسی، حق تشکل، حق اعتصاب، آموزش و درمان رایگان، برابری کامل زنان، رفع ستم ملی و حفاظت از محیط زیست، همگی اجزای جدایی‌ناپذیر برنامه یک جنبش کارگری مدعی قدرت است. با پایان جنگ مبارزه مردم ایران وارد مرحله تازه‌ای میشود. مرحله ای که نه منتظر نتایج مذاکرات می مانند و نه به ارتش آمریکا و اسرائیل امید می بندند؛ بلکه م

رحله سازمان‌دهی نیروهای طبقاتی و اجتماعی برای تغییر توازن قوا به سود اکثریت مردم است. هر اندازه جنبش کارگری سازمان‌یافته‌تر، متحدتر و پیوند آن با دیگر جنبش‌های اجتماعی عمیق‌تر باشد، امکان گذار از استبداد و دستیابی به آزادی، برابری و حاکمیت شورایی نیز بیشتر خواهد شد. آینده طبقه کارگر ایران نه در واشنگتن و تل‌آویو تعیین می‌شود و نه در اتاق‌های بسته حاکمیت رژیم اسلامی. آینده کارگران با سازمان‌یابی، همبستگی و مبارزه مستقل آگاهانه و در اتحاد با جنبشهای اجتماعی دیگر ساخته خواهد شد.

در چنین شرایطی، فعالین چپ و سوسیالیست جنبش کارگری وظیفه‌ای تعیین‌کننده بر عهده دارند. آنان به کمک احزاب کمونیست و از جمله شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست باید موانع نظری و تشکیلاتی همکاری و اتحاد خود را از میان بردارند و به نیرویی متحد، متشکل و سازمان‌یافته تبدیل شوند. یک شبکه سراسری از رهبران اعتصابات و اعتراضات کارگری ایجاد کنند تا هم تشکیل تشکل های مستقل کارگری در محیط کار را در محور مبارزات خود قرار دهند و هم زمینه ساز سازماندهی هماهنگ اعتراضات و اعتصابات فراتر از یک کارخانه شوند. در این دوره با برجسته کردن خواسته ها و شعارهای متحد کننده علیه فقر، بیکاری، سرکوب، اعدام و مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی بیشترین اتحاد و همگامی بین جنبش کارگری و جنبش اعتراضی توده ای را ایجاد کنند. پیروزی مبارزه علیه رژیم اسلامی در گرو گسترش همبستگی و اتحاد جنبش کارگری با جنبش‌های زنان، دانشجویان، مبارزه با ستم ملی، معلمان، بازنشستگان و جنبش محیط زیست است. ایجاد پیوند سازمانیافته بین فعالین و تشکلهای جنبش کارگری با این جنبشها شرط ضروری سازماندهی اعتراضات و اعتصابات سراسری برای برپایی نظامی است که مطالبات همه این جنبشها را برآورده کند.

زنده باد تشکل‌های مستقل کارگری

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی!

زنده باد آزادی، زند باد سوسیالیسم!

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

۱۷ تیر ۱۴۰۵ - ۸ ژوئیه ۲۰۲۶

امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،

حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

***************

بیانیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

جنگ ویرانگر و موقعیت و ماهیت اپوزیسیون جنگ طلب

وقوع جنگ ماهیت سیاسی - طبقاتی و مواضع احزاب و سازمانها را هر چه بیشتر عریان می‌کند. به عبارت دیگر رویکرد، سیاست و اتخاذ تاکتیک برخورد به هر جنگی در طول تاریخ معرف جریاناتی بوده است که اهداف اجتماعی متفاوتی را نمایندگی کرده‌اند. جنگ جاری میان دولتهای آمریکا و اسرائیل و جمهوری اسلامی نیز یکی از تند پیچ‌های تحولات کنونی جهان و منطقه است که مواضع احزاب و جریانات را هر چه بیشتر برملا کرد و جلوی چشم عموم مردم قرار داد. طی دو دوره جنگ، بخصوص با آغاز جنگ ٤٠ روزه، جامعه با عروج مواضع جنگ طلبانه گرایشات مختلف درون حکومت و محورمقاومتی‌های حاشیه حکومت و میان نیروهای اپوزیسیون از جمله سلطنت طلبان، بخشی از جمهوریخواهان پروغربی و احزاب و جریانات ناسیونالیست کرد، روبرو شد. در نقطه مقابل این جریانات جنگ ‌طلب، نیروهای چپ و کمونیست، تشکل‌های کارگری و گرایشات مترقی جنبش‌های اجتماعی با مواضع انقلابی و ضد جنگ قرار گرفتند.

در جنگ اخیر، نیروهای بعضاً متضاد بورژوایی و ناسیونالیستی با نقطه عزیمت‌های مشترک، همسو در اهداف جنگ طلبانه بودند. درعین حال جملگی علیه روند برآمد توده‌ای و سرنگونی خواهانه عمل کردند. اپوزیسیون جنگ طلب تماماً به رژیم اسلامی نیرو داد. کارنامه احزاب و نیروهای سیاسی در دوره جنگ، یک شاخص اساسی جمعبندی جامعه و جنبش‌های اجتماعی در دوره حساس کنونی و یک راهنمای عمل سیاسی برای دور آتی جدال با جمهوری اسلامی است.

در تمام چهار ماه گذشته از جمله جنگ ٤٠ روزه دو اردوی عمده جنگ طلب در مقابل هم قرار گرفتند؛
الف: سلطنت طلبان وناسیونالیسم عظمت طلب ایرانی و ائتلاف ٦ جریان ناسیونالیست کرد و موئتلفین متفرقه در دفاع از حمله نظامی ارتش‌های آمریکا و اسرائیل.
ب: ناسیونال - شوونیسم "وطن پرست" و مؤتلفین متفرقه در دفاع از جمهوری اسلامی و "دفاع از ایران".

۱- سلطنت طلبان
در این دوره، حمایت از جنگ ارتجاعی و بمباران‌های امریکا و اسرائیل، فقط به سلطنت طلبان محدود نماند؛ بلکه بستر اجتماعی وسیع‌تری با لایه‌های مختلف را هم در بر گرفت. اما سلطنت‌طلبان و لایۀ فالانژ و فاشیست آن به رهبری رضا پهلوی در این دوره، میدان دار طرفداری از این جنگ ارتجاعی شدند. شوونیست‌ها و ناسیونالیست‌های متعصبی که شعارهای "تمامیت ارضی" از زبانشان نمی‌افتاد، و به مُبلغان تمام وقت و بی اختیار ارتش آمریکا و اسرائیل بدل شدند. با فرود هر بمبی بر سر مردم و فرزندانشان از خود بیخود شدند، در خیابان‌ها رقصیدند و از ویرانی جامعه و کشتار مردم دفاع کردند. امروز نیز به آتش‌بس و "تفاهم نامه" معترضند و خواهان "پایان کار" توسط ترامپ و نتانیاهو هستند. این خط منحطِ مدافع پرشور جنگ و جنگ‌طلبی، وقیحانه با انفجار بمب‌ها، بر خاکستر ویرانی‌ها، قتل عام کودکان و مردم غیر نظامی در خیابانهای اروپا و آمریکا جشن گرفتند. با این همه، به رغم پمپاژ و باد کردن رسانه‌ای و حمایت مالی، مورد وثوق آمریکا و دولت‌های غربی قرار نگرفت و اکنون با آتش‌بس شکننده و آغاز مذاکره، احساس شکست و افسردگی سیاسی در میان این طیف بالا گرفته است. پروژه رضا پهلوی و ناسیونالیسم فالانژ فاشیست بار دیگر ناکام ماند.

۲- ناسیونالیسم کرد و "هم پیمانی" شش جریان ناسیونالیست کرد
احزاب و سازمان‌های ناسیونالیسم کرد که همواره استراتژی حاکمیت از بالای سر مردم را داشته‌اند، در جنگ اخیر نیز با وجود تفاوت‌هایی، عملا همگام و همسو با آمریکا و اسرائیل اعلام آمادگی کردند که در این جنگ ویرانگر شرکت کنند. ناسیونالیسم کرد و نئوفاشیست‌های سلطنت طلب، در عین اختلاف با هم، هر دو مؤتلف ترامپ و نتانیاهو هستند، و هر دو آماده اجرای هر نوع دستورند. رضا پهلوی در باد ترامپ و نتانیاهو و "کمک در راه است"، علیرغم اطلاع از دستور تیر و کشتار برای ۱۸ و ۱۹ دیماه، فراخوان داد و مردم را جلوی گلوله فرستاد. سران ناسیونالیست کُرد هم به عنوان نماینده خود گماردۀ "مردم کردستان" گفتند؛ اگر آمریکا حمایت کند هزاران جوان اسلحه بدست می‌گیرند. این موضع جنگ طلبانه، علاوه بر اینکه به درستی از سوی نیروهای چپ انقلابی کردستان، نهادها و تشکل‌های اجتماعی، کارگران پیشروی کردستان و سراسر ایران به شدت مورد نقد و افشا قرار گرفت، درباره تبدیل کردستان به باتلاق جنگ ارتجاعی نیز هشدار دادند.

۳- مجاهدین خلق
موضع سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت در قبال جنگ دوگانه بود. از سویی شعار "رژیم چنج" سر می‌دادند و حمله اسرائیل به مواضع هسته‌ای و نظامی رژیم را "آغاز فصل جدیدی" برای تضعیف جمهوری اسلامی دانسته‌اند؛ از سوی دیگر شعار "نه جنگ نه مماشات" سر می‌دادند و طرفدار فشار حداکثری به رژیم بودند. سازمان مجاهدین اگرچه مانند سلطنت ‌طلبان و ناسیونالیست‌های کُرد، طرفدار صریح الهجه حمله نظامی نبود، اما جنگ را فرصتی برای سرنگونی می‌دید و در رقابت با سلطنت طلبان با لابیگری میان دست راستی‌ترین جناح‌های هیئت حاکمه آمریکا برای پذیرفته شدن بعنوان "آلترناتیو" تلاش می‌کرد.

۴- جنگ طلبان مدعی چپ
در حاشیۀ دو اردوگاه اصلی جنگ طلب، برخی از گرایش‌های مدعی چپ نیز مواضع مشابهی در دفاع از جنگ داشتند. آنها به بهانه "مبارزه با جمهوری اسلامی" بطور ضمنی و بعضاً علنی از جنگ حمایت کرده و حتی در آن "انقلاب" را جستجو می‌کردند. همانند "حزب کمونیست کارگری ایران" که البته صرفاً به این حزب محدود نیست و طیفی از محافل و شخصیت‌ها را دربر می‌گیرد. این جریان و دیگر مدافعان خجول، هنوز هم به "ثمرات" جنگ، امیدوارند. این مدعیان چپ که در خیزش انقلابی ۱۴۰۱ با اتخاذ سیاست پوپولیستی "همه با هم" و اینکه ما "اپوزیسیونِ اپوزیسیون نیستیم"، همکاری و صف مشترک با سلطنت طلبان فاشیست را توجیه می‌کردند، در جنگ اخیر نیز عملا با اتخاذ سیاست استقبال از جنگ، در کنار جریان رضا پهلوی و سایر جنگ‌طلبان قرار گرفتند.

ب: ناسیونال - شوونیسم و مؤتلفین متفرقه در دفاع از جمهوری اسلامی و "دفاع از ایران"
بخشی از ناسیونال - شوونیسم "وطن پرست"، پرچم دفاع از حاکمیت اسلامی در حال جنگ را تحت عنوان کاذب "دفاع از میهن»، "دفاع از ایران" و "دفاع از تمامیت ارضی" به دست گرفت. این جریان تلاش کرد، جامعه را حول اهداف حکومت و مشخص‌تر از آن حول اهداف جنگ طبقه بورژوازی اسلامی بسیج کند. به ابراز وجود در دفاع از سیاست‌های جنگ‌طلبانه میدان دهد و متقابلاً هر صدای مخالفی را بعنوان "جاسوس بیگانه" خفه کند. این بستر، متحدین داخلی، منطقه‌ای و جهانی دارد. بعنوان مثال اردوگاهی‌های سابق که در تقابل میان قدرت‌های سرمایه‌داری، حول محور چین و روسیه علیه آمریکا و مؤتلفینش ایستاده‌اند. بخشی از ناسیونالیست‌های موسوم به "لیبرال و سکولار" دوآتشه تر از اینها، و محور مقاومتی‌ها از سیاست‌های جنگی جمهوری اسلامی تحت عنوان "دفاع از ایران" ظاهر شدند.

پیروان "ضد امپریالیست" ارتجاعی همسو با جمهوری اسلامی!
در حاشیه جریانات اصلی جنگ طلب، پیروان "ضد امپریالیست" ارتجاعی نیز عملا همسو با اهداف جنگی جمهوری اسلامی بودند. بخشی از جریانات سنتی چپ در اروپا و سایر نقاط جهان، دراین جنگ ارتجاعی علیه دولت‌های آمریکا و اسرائیل و نقش ضلع سوم این جنگ، یعنی جمهوری اسلامی را نادیده می‌گیرند و عملا در کنار جمهوری اسلامی می‌ایستند؛ از حق حاکمیت جمهوری اسلامی، در مواجهه‌ با آمریکا و اسرائیل، از ارتجاع "محور مقاومت" و متحدین منطقه‌ای و جهانی‌اش نیز دفاع می‌کنند. در اپوزیسیون ایران و ایرانیان خارج کشور افراد و محافل مختلفی با همین استدلال‌ها در این جنگ علیه دولت‌های آمریکا و اسرائیل و در "کنار ایران" ایستادند. "دفاع از ایران"، در بسته ‌بندی حمایت از جمهوری اسلامی و خامنه‌ای است. "الان ایران مهم است، مهم نیست چه کسی سر کار است"، ترجیح‌بند "استدلال"های دفاع از رژیم اسلامی است.

محور مقاومتی‌ها
محور مقاومتی‌ها عمدتاْ طرفدار صریح خامنه‌ای و راست‌ترین جناح خشکه مقدس رژیم اسلامی‌اند. محافلی از محور مقاومتی‌ها هم خود را "چپ" و "مارکسیست" معرفی می‌کنند، اما چهارچوب تحلیلی و سیاست و برخوردشان به جنگ با دیگر اجزای این اردوی جنگ طلب تفاوتی ندارد. اینها اعتراض مردم علیه فقر و حکومت را "اغتشاش" و "بلوا"، نامیدند. مردم را "اغتشاشگر"، "خرابکار" و "بازیچه دسیسه‌های اسرائیل و آمریکا" نامیدند و از نیروهای نظامی و امنیتی برای کنترل اوضاع تشکر و تقدیر کردند. محور مقاومتی‌ها با هر ویترینی ظاهر شوند، مدافع حکومت و زائده ماشین سرکوب حکومت‌اند. یکی از شاخص‌های این طیف، مواضع ضد امپریالیتسی"، «ضد آمریکایی" و مبارزه با امپریالیسم، از موضع ارتجاعی و دفاع از میهن، به مدافعان جمهوری اسلامی در این جنگ ارتجاعی تبدیل شدند. این خط منحط، بخشی از عناصر و محافل دیروز چپ و سرنگونی طلب را تحت تاثیر قرار داد و دچار عقب گرد کرد. این محافل اصولاً با هیچ معیاری، انقلابی و چپ‌ و سوسیالیست نیستند؛ چون نه فقط علیه سرمایه داری نیستند، بلکه مؤتلف بخش‌هائی از سرمایه و ارتجاع و دولت‌هایی هستند که خود یک پای جنگ‌ طلبی‌اند.

صف کمونیسم، کارگران و آزادیخواهی
در مقابل جنگ و جریانات ارتجاعی جنگ‌طلب، صف چپ انقلابی و کمونیست، تشکل‌ها و فعالین کارگری، معلمان، بازنشستگان، فعالین جنبش زنان و گرایشات پیشرو و مترقی، بخش‌هائی از طبقه کارگر در سطح جهان، احزاب کمونیست و سازمان‌های سوسیالیست و آزادیخواه وجود داشت، که جنگ جاری را جنگ ارتجاعی دولت‌های سرمایه داری و جنگ طلب می‌دانست؛ جنگ و اهداف طرفین جنگ و پیامدهای آن را در خدمت تحکیم ارتجاع سرمایه داری، بقای جمهوری اسلامی و علیه روندهای انقلابی و مبارزاتی در ایران و منطقه ارزیابی می‌کردند. برای یک کمونیست و سوسیالیست، یک انقلابی، و هر آزادیخواه و انسان منصفی که در رنج و تلاش بر حق کارگران و مردم زحمتکش شریک است، مخالفت با جنگ به معنای حمایت از این یا آن طرف کشمکش نیست. می توان علیه نسل کُشی بود و کنار مردم ایستاد. می‌شود در منافع دو طرف جنگ ارتجاعی شریک نشد یا به یکی لم نداد و از منافع کارگر و انقلاب و برابری و رفع تبعیض دفاع کرد. این صف، خواهان "قطع بی‌درنگ جنگ" و سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی بود و هست. نیروهای کمونیست انقلابی، از جمله شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست، بخش مهمی از این صف و نماینده استقلال طبقه کارگر و اهداف مبارزه انقلابی مردم ستمدیده برای سرنگونی جمهوری اسلامی بوده‌اند و خواهند بود.

به اراده آگاهانه و سازمان‌یافته کارگران و مردم باید متکی شد!
یکبار دیگر واقعه جنگ، در جامعۀ قطبی ایران، نیروهای مختلف را در جایگاه واقعی‌شان قرار داد. برای جنبش سوسیالیستی، جنبش طبقه کارگر و جامعه‌ای که برای خلاصی از جمهوری اسلامی تلاش می‌کند، این مقطع تعیین کننده‌ای بوده است. برای دور آتی مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی، جمعبندی این دوره و شناخت دقیق نیروهای سیاسی مهم است. بار دیگر باید تأکید کرد مادام که نظام سرمایه داری برجاست و طبقه سرمایه‌دار هژمونی و سلطۀ طبقاتی خود را اعمال می‌کند؛ جنگ، میلیتاریسم، دخالتگری امپریالیستی هرگز نمی‌توانند از بین برود، چرا که مکانیسم رقابت و کشمکش سرمایه‌اند.

تنها کارگران و جنبش بین‌المللی طبقه کارگر است که بطور عینی این قدرت را دارد که مهار ماشین میلیتاریسم و جنگ و ریاضت کِشی اقتصادی را بکشد و تضمین كننده یک دنياى بدون جنگ و خونريزى باشد. بانیان جنگ را اعلام و همه جنگ‌طلبان را رسوا و ناکام کند. این مهم نیازمند به ميدان آمدن ظرفیت عمل و اراده انقلابی طبقه كارگر جهانى برای به کرسی نشاندن اراده خود جهت تغییر در موازنه طبقاتی جاری‌ است. یک وظيفه تعطیل ناپذیر و اصلی كمونيستها و سوسياليستهای جنبش کارگری اینست که طبقه كارگر همه کشورها را به یک نیروی انقلابی زنده برای كسب قدرت سياسی و تغییر ریشه‌ای اوضاع موجود تبديل كنند.

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست بر این باور است که این جنگ ارتجاعی در خدمت بقای جمهوری اسلامی و به حاشیه‌ای بردن مبارزات مردم و طبقه کارگر برای سرنگونی جمهوری اسلامی بوده است. روند سازش شکننده فعلی و پایان مقطعی این جنگ به نفع مردم است. تجربه این جنگ ارتجاعی نشان داد که رهایی از حکومت اسلامی سرمایه‌داری و تبعیض و نابرابری و استبداد و استثمار حاکم بر ایران، بر خلاف طرفداران این جنگ ویرانگر، نه از طریق جنگ‌های ارتجاعی و دخالت دولتهای خارجی، بلکه تنها از طریق مبارزات توده‌ای، گسترش جنبش‌های اجتماعی و جنبش طبقه کارگر، سازمان یافتگی و حضور و نقش پررنگ فعالین و رهبران سوسیالیستی و کارگری ممکن و عملی است .

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی!

زنده باد آزادی، زند باد سوسیالیسم!

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

۱۵تیر ۱۴۰۵ - ۶ جولای ۲۰۲۶

امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،

حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

***************

اعلامیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

تفاهم نامه آمریکا و رژیم اسلامی؛ محصول بن‌بست جنگ ارتجاعی

تفاهم‌نامه چهارده ماده‌ای میان جمهوری اسلامی و آمریکا بر متن جنگ، ویرانی، تحریم، ناامنی و رنج میلیون‌ها انسان در ایران و سراسر منطقه شکل گرفته است. این توافق نه سند پیروزی جمهوری اسلامی‌ست و نه بیانگر تحقق اهداف آمریکا و اسرائیل. هیچ‌ یک از طرفین نتوانستند اراده خود را به طور کامل بر دیگری تحمیل کنند. جمهوری اسلامی نتوانست پروژه هسته‌ای و منطقه‌ای خود را به دستاوردی تعیین‌ کننده تبدیل کند؛ آمریکا و اسرائیل نیز نتوانستند رژیم را به زانو درآورند یا پروژه "رژیم‌چنج" از بالا را به سرانجام رسانند. این تفاهم دو طرفه بیش از هر چیز محصول بن‌بست سیاست جنگ، میلیتاریسم، تناقضات سرمایه داری و تروریسم دولتی در منطقه است.

ما کمونیستها از همان نخستین روزهای این جنگ اعلام کردیم این جنگ، جنگ مردم ایران نیست، بلکه جنگ بلوکها و دولتهای ارتجاعی‌ست که مردم منطقه را به گروگان اهداف سیاسی، نظامی و اقتصادی خود گرفته‌اند. ما تاکید کردیم، مستقل از اینکه کدام طرف دست بالا را پیدا کند، تداوم این جنگ تنها به تشدید فضای امنیتی، ضربه به اعتصاب‌ها و تشکل‌یابی مستقل، تضعیف مبارزات کارگران، زنان، جنبش‌های اجتماعی و همچنین به عقب راندن تلاش برای شکل دادن به یک آلترناتیو آزادیخواهانه و سوسیالیستی منجر خواهد شد. تحولات ماه‌های گذشته بار دیگر نشان داد که این ارزیابی، ارزیابی‌ای واقع‌بینانه و منطبق بر منافع کارگران و زحمتکشان و مردم آزادیخواه بوده است.

ما از همان آغاز خواهان توقف فوری این جنگ ارتجاعی و پایان دادن به تحریم‌های اقتصادی بودیم. ما همواره تاکید کرده‌ایم که تحریم اقتصادی ابزار آزادی مردم نیست، بلکه سلاحی علیه زندگی و معیشت جامعه است؛ فقر را گسترش می‌دهد، دارو و نان را گران‌تر می‌کند، دستمزدها را بی‌ارزش‌تر می‌سازد و همزمان به حکومت‌های استبدادی امکان می‌دهد مسئولیت فاجعه‌های اقتصادی را به گردن "دشمن خارجی" بیندازند و دستگاه سرکوب خود را تقویت کنند.

از آنجایی که قطع جنگ و پایان دادن به سیاست جنگ افروزانۀ جمهوری اسلامی و امریکا و اسرائیل، خواست کارگران و زحمتکشان و بخش وسیعی از جامعه ایران بود؛ از جمله فاکتورهایی که رژیم جمهوری اسلامی را وادار کرد که مسیر سازش با آمریکا را پیش گیرد، هراس از خطر انفجار خشم توده‌ها و اعتراض اجتماعی بود. کارگران و مردم آزادیخواه ایران بدون آنکه هیچ توهمی به سیاست‌ها و تفاهم‌نامه بین دولتهای آمریکا و جمهوری اسلامی داشته باشند، پایان این جنگ امپریالیستی و ارتجاعی، و پایان کشتار، ویرانی، آوارگی و تحریم‌های اقتصادی را فرصتی برای بازسازی زندگی و همبستگی اجتماعی، امکانی برای درس گرفتن از تجربه این جنگ و مداخله قدرتهای خارجی و فرصتی برای گسترش جنبش‌های اجتماعی، اعتراضی و ارتقای سازمانیابی صفوف خود در مبارزه علیه جمهوری اسلامی می‌دانند.

البته ما در عین حال معتقدیم که امضای قطعی این تفاهمنامه و تبدیل آن به یک توافق پایدار بین طرفین جنگ، منوط به پیشرفت مذاکرات شصت روزه و لگام زدن به طرفداران جنگ در هر سه طرف - یعنی دولت اسرائیل، بخشی از جناح‌های رژیم ایران و نیز محافل صهیونیست و پروجنگ در امریکا- است. البته این احتمال هم وجود دارد که بروز بن‌بست‌ها و اختلافات جدی میان طرفین تفاهم، بار دیگر موجب ادامه تنش، جنگ ، محاصره و تحریم اقتصادی شود.

این تفاهم‌نامه در عین حال، شکست آشکار نیروهایی نیز هست که سرنگونی جمهوری اسلامی را به مداخله نظامی و جنگ آمریکا و اسرائیل گره زده بودند. سلطنت‌طلبان فاشیست و ناسیونالیست‌های کُرد ("ائتلاف شش جریان")، تمام استراتژی خود را بر این فرض گذاشته بودند که جنگ، بمباران و فشار خارجی، جمهوری اسلامی را فرو خواهد پاشید و آنان را بر ویرانه‌های جامعه به قدرت خواهد رساند. پایان جنگ و آغاز این دوره از توافقات نشان داد که این پروژه نیز به بن‌بست رسیده است. آنان نه تنها نقشی در تعیین سرنوشت تحولات نداشتند، بلکه حتی به عنوان طرفی در معادلات سیاسی نیز به رسمیت شناخته نشدند. استراتژی کسب قدرت بر دوش بمب‌افکن‌های خارجی، استراتژی‌ای ضد مردمی و ورشکسته است و ما بارها بر آن تاکید کرده بودیم.

تجربه دو جنگ ارتجاعی ۱۲ روزه و ۴۰ روز یک بار دیگر نشان داد که نه سیاست صف بستن پشت جمهوری اسلامی بنام مقابله با آمریکا و اسرائیل راهی به سوی آزادی می‌گشاید؛ و نه سیاست امید بستن به بمب‌افکن‌ها و پروژه "رژیم‌چنج" از بالا. سیاست نیروهای چپ و کمونیست که از همان ابتدا، جنگ را ارتجاعی و ضد مردمی ارزیابی کردند، خواهان توقف فوری آن شدند، علیه تحریم‌های اقتصادی ایستادند و بر اتکای جامعه به تلاش برای خودسازمانیابی جنبش‌های اجتماعی و در مرکز آن جنبش طبقاتی کارگران تاکید کردند، امروز بیش از گذشته اعتبار و حقانیت خود را نشان داده است.

جنگ و فضای امنیتی به مبارزات اجتماعی، اعتصاب‌های کارگری، جنبش زنان و تلاش برای سازماندهی یک آلترناتیو انقلابی ضربه زد. اما این به هیچوجه به معنای شکست جامعه نیست. تضادهای بنیادی جامعه ایران همچنان پابرجاست. کارگری که زیر خط فقر زندگی می‌کند، با امضای این تفاهم‌نامه از فقر رها نخواهد شد. زنانی که علیه تبعیض مبارزه می‌کنند، با این توافق به برابری دست نخواهند یافت. جوانانی که آینده‌ای برای خود نمی‌بینند، با توافق میان دولت‌های جنگ‌افروز، صاحب آینده نخواهند شد. جمهوری اسلامی از پروژه تغییر رژیم از بالا گریخته است، اما از سرنگونی از پایین و انقلاب اجتماعی نگریخته است.

جنگ متوقف شده است، اما مبارزه اصلی تازه وارد مرحله جدیدی می‌شود. اکنون زمان آن است که طبقه کارگر، زنان، جوانان، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان، پرستاران و همه انسان‌های آزادیخواه و برابری‌طلب، نیروی خود را بازسازی کنند، تشکل‌های مستقل خود را گسترش دهند، اعتصابات و اعتراضات اجتماعی را از سر بگیرند و بار دیگر پرچم سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی را به مرکز سیاست در جامعه تبدیل کنند.

نباید اجازه داد نیروهایی که دیروز مردم را به ماندن زیر چکمه جمهوری اسلامی به نام "دفاع از میهن" فرا می‌خواندند و یا آنان که سرنگونی رژیم را به موشک‌ها و بمب‌افکن‌های آمریکا و اسرائیل گره زده بودند، بار دیگر خود را به عنوان آلترناتیو جامعه جا بزنند. باید هر دو قطب جنگ‌طلب، چه مدافعان جمهوری اسلامی و "محور مقاومت" و چه سلطنت ‌طلبان و ناسیونالیست‌های کرد "ائتلاف شش جریان" دخیل در پروژه تغییر رژیم از بالا، به حاشیه رانده شوند.

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست همه نیروهای آزادیخواه، برابری‌طلب، کارگری و سوسیالیست را فرامی‌خواند که برای سازماندهی دور تازه‌ای از مبارزه علیه جمهوری اسلامی و نظام سرمایه‌داری حاکم، برای گسترش شوراها و تشکل‌های توده‌ای، برای سازماندهی اعتصابات سراسری و اعتراضات اجتماعی و مهمتر از همه برای به سرانجام رساندن انقلاب اجتماعی مردم ایران دست به کار شوند.

سرنوشت آتی جامعه ایران، هرگز در اتاق‌های مذاکره قدرت‌های جهانی، در پادگان‌های سپاه و در دفتر مدعیان سلطنت و ناسیونالیسم تعیین نخواهد شد. این آینده را تنها مبارزه متشکل میلیون‌ها انسان کارگر و آزادیخواه، با پرچم آزادی، برابری، رفاه، سوسیالیسم و پایان جمهوری اسلامی رقم خواهد زد.

نابود باد نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی - زنده باد سوسیالیسم

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

۲۱ ژوئن ۲۰۲۶

امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،

حزب کمونیست کارگری - حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

***************

اطلاعیه شورای همکاری به مناسبت درگذشت پرویز قلیچ خانی

اسطوره‌ای که همیشه قهرمان ماند

کاپیتان پرویز قلیچ خانی، یکی از برجسته‌ترین و شناخته‌ترین چهره‌های تاریخ ورزش ایران روز شنبه دوم خرداد ۱۴۰۵ در سن ۸۱ سالگی در بیمارستانی در حومهٔ پاریس، جهان ما را گذاشت و گذشت. نجمهٔ موسوی - یار و همراه او - در اعلام این خبر، از کاپیتان پرویز قلیچ خانی به‌عنوان «قهرمان ملی و چهرهٔ همیشه ماندگار ایران» یادکرد. رسانه‌ها نوشته‌اند او سال‌های پایان زندگی‌اش را در نبرد با بیماری آلزایمر گذراند. بنا به خواسته خود پرویز، پیکر بی‌جانش به دانشگاه پزشکی اهداء خواهد شد، تا جسم او نیز در خدمت بشریت و علوم پزشکی قرار گیرد.

پرویز قلیچ خانی - این قهرمان اسطوره‌ای فوتبال ایران - در یک خانواده کارگری بزرگ شد. پدرش کارگر آجرپزی بود و فوتبال را در زمین‌های خاکی جنوب شهر تهران شروع کرد. در هفده‌سالگی فوتبال حرفه‌ای خود را با بازی در تیم کیان آغاز کرد. سپس در باشگاه‌های بزرگی نظیر تاج، پاس، پرسپولیس و سان‌خوزه بازی کرد. با بازی درخشان و گل‌های تاریخ‌ساز خود، سه بار پیاپی قهرمانی جام ملت‌های آسیا را برای ایران رقم زد. دوبار نیز همراه با تیم ملی به دو المپیک مونترال و مونیخ صعود کرد.

کاپیتان پرویز قلیچ خانی از معدود ورزشکاران ایرانی بود که قبل از انقلاب ۵۷ گرایش سیاسی چپ داشت و به دلیل فعالیت‌های سیاسی‌اش بارها زیر فشار و بازجویی ساواک قرار گرفت. به خاطر همین مواضع سیاسی و انتقادی‌اش نسبت به رژیم پهلوی، از همراهی با تیم ملی در بازی‌های جام جهانی آرژانتین محروم و در پیامد آن از تیم ملی ایران نیز حذف شد.

قلیچ خانی، پس از انقلاب نیز با حکومت تازه به قدرت رسیده به مخالفت برخاست. در ادامه مبارزه با جمهوری اسلامی کشور را ترک کرد و سال‌های تبعید را در فرانسه اقامت گزید. در ایام تبعید، اگرچه از فوتبال حرفه‌ای فاصله گرفت، اما هرگز از سیاست و فرهنگ جدا نشد. در کنار نیروهای چپ و کمونیست باقی ماند. به دفاع از مبارزات کارگری پرداخت، علیه فراموشی مبارزه کرد و در دفاع از زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنان همواره پیش‌قدم بود. در سال ۱۳۷۰ خورشیدی نشریه سیاسی - فرهنگی «آرش» را پایه‌گذاری و اداره کرد. نشریه‌ای وزین که شمارگان آن تا سال ۱۳۹۳ با انتشار شمارهٔ «صد و ده بعلاوه یک» ادامه یافت.

پرویز قلیچ خانی در آغاز «آرش» نوشته بود، این نشریه را در بهمن ۱۳۶۹ در پاریس منتشر کرد تا «جنس دیگری از صداهای تبعید» باشد و دردها، تحلیل‌ها و واکنش‌ها دربارهٔ تحولات ایران را بازتاب دهد. جملهٔ «زندگی در تبعید، اما نه در سکوت؛ دور از ایران، اما پیگیر سرنوشت ایران»، شاید یکی از دقیق‌ترین توصیف‌های زندگی دوم او باشد.

کاپیتان قلیچ خانی از معدود چهره‌هایی بود که هم در حافظهٔ ورزشی مردم ایران جایگاهی ویژه داشت و هم در حافظهٔ سیاسی - فرهنگی ایام تبعید نیز چهره‌ای ماندگار از خود برجای گذاشت. او قهرمان تیم ملی بود، اما به قهرمانی رسمی و بی‌خطر تن درنداد. کاپیتان بود، اما نه‌فقط در زمین فوتبال. که در بیرون از زمین فوتبال و ورزش نیز برای مردم ایران اسطوره‌ای ماندگار شد که قهرمانی‌اش در یادها و خاطره‌ها باقی ماند.

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست، درگذشت پرویز قلیچ خانی را به نجمهٔ موسوی - یار زندگی و همیشه همراه او در نشریه آرش - خانوادهٔ داغدار او، جامعهٔ فرهنگی، ورزشی، سیاسی و عموم توده‌های مردم ایران تسلیت می‌گوید.

یادش ماندگار و خاطره‌اش گرامی باد

نابود باد نظامی سرمایه‌داری جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی - زنده باد سوسیالیسم

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

سوم خرداد ۱۴۰۵ - ۲۴ ماه مه ۲۰۲۶

امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،

حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

***************

فراخوان شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

تجمع اعتراضی مقابل سازمان جهانی کار در ژنو - ۵ ژوئن ۲۰۲۶

علیه جنگ و عواقب آن برای کارگران
در آستانه برگزاری صد و چهاردهمین کنفرانس سالانه سازمان جهانی کار هستیم و جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران، همراه با افزایش قیمت نفت، تبعات گسترده‌ای بر کار و زندگی ده‌ها میلیون کارگر در سراسر جهان داشته است. آمریکا و اسرائیل با بمباران مراکز کار و زیرساخت‌های اقتصادی ایران، ده‌ها کارگر را کشتند و صدها هزار کارگر را به‌طور مستقیم و غیرمستقیم بیکار کردند. همچنین با حملات جمهوری اسلامی به مراکز اقتصادی کشورهای خلیج فارس، هزاران کارگر مهاجر آواره و روانه کشورهای خود شدند و با بستن تنگه هرمز و جلوگیری از عبور کشتی‌ها، هزاران ملوان در کشتی‌ها گرفتار و عملا محبوس شده‌اند.

سال‌هاست که مدافعان جنبش کارگری و کمونیست‌ها از فرصت اجلاس سالانه سازمان جهانی کار در ژنو استفاده می‌کنند تا بر مطالبات طبقه کارگر ایران تأکید کنند. زیرا کارگران در ایران از تشکل‌های مستقل خود محروم‌اند و نماینده‌ای ندارند که در اجلاس سازمان جهانی کار شرکت کند و مطالبات آنان را بیان نماید. جمهوری اسلامی هر تلاش کارگران برای ایجاد تشکل مستقل کارگری را با دستگیری، شکنجه و زندان پاسخ داده است. کسانی که به نام نمایندگان کارگران در این اجلاس حضور دارند، فرستادگان رژیم اسلامی‌اند، نه نمایندگان واقعی کارگران ایران. پذیرش فرستادگان رژیم اسلامی در اجلاس سازمان جهانی کار، نه‌تنها برای آنان نزد کارگران ایران اعتباری ایجاد نمی‌کند، بلکه این اعتبار خودِ سازمان جهانی کار است که آسیب دیده است؛ زیرا این سازمان دهه‌هاست چشم خود را بر نقض آشکار مقاوله‌نامه‌هایش، از جمله حق جهانی تشکل و اعتصاب توسط جمهوری اسلامی، بسته است.

مطالبات کارگران ایران همچنان همان خواست‌های بنیادی‌ای است که مدافعان جنبش کارگری و کمونیست‌ها هر ساله در این اجلاس فریاد زده‌اند: حق ایجاد تشکل مستقل، حق اعتصاب، حق انعقاد قراردادهای دسته‌جمعی، ممنوعیت تعیین حداقل دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر، ممنوعیت قراردادهای موقت و سفیدامضا، انحلال شرکت‌های پیمانکاری و آزادی کارگران زندانی.

سازمان جهانی کار بر ساختار سه‌جانبه‌گرایی متکی است و از نظر فعالان جنبش کارگری ایران، دولت‌های سرمایه‌داری در ایران و سایر کشورها بی‌طرف نیستند، بلکه مدافع منافع صاحبان صنایع و سرمایه‌اند. سه‌جانبه‌گرایی، در بهترین حالت، سازوکاری «دو به یک» به نفع صاحبان صنایع و سرمایه است؛ اما در ایران، جایی که کارگران از تشکل مستقل خود محروم‌اند، این نسبت «سه بر صفر» به زیان منافع کارگران است.

با این حال، سازمان جهانی کار می‌تواند فضایی باشد که در آن کارگران ایران با مطالبات کارگران دیگر کشورها آشنا شوند و صدای خود را به گوش کارگران سایر نقاط جهان برسانند و همبستگی بین‌المللی کارگران را تقویت کنند. افزون بر این، سازمان جهانی کار می‌تواند بر اجرای دو مقاوله ‌نامه مهم مربوط به حق تشکل و اعتصاب توسط جمهوری اسلامی پافشاری کند و از این طریق فشار بیشتری بر رژیم اسلامی برای پذیرش این حقوق جهانی کارگران وارد شود.

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست، از همه فعالان چپ، کمونیست و کارگری، همچنین نهادها و سازمان‌های مدافع حقوق انسانی دعوت می‌شود که با هماهنگی «کمیته سراسری برگزاری تجمع اعتراضی در ژنو» در تجمع پنجم ژوئن شرکت کنند و در راه پایان دادن به جنگ، مقابله با مجازات اعدام، بازتاب دهنده صدای کارگران ایران برای انقلاب، آزادی و برابری شوند.

زنده باد همبستگی بین‌المللی طبقه‌ی کارگر

زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم

سرنگون باد رژیم سرمایه داری اسلامی

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،

حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۷ می ۲۰۲۶

***************

اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست به مناسبت روز کارگر

بازیابی جنبش کارگری پس از جنگ

در آستانه اول ماه مه، روز جهانی کارگر هستیم. اگر سال جنبش کارگری را فاصله دو روز کارگر بدانیم، نه سال تقویمی که در جهان یکسان نیست، صدها میلیون کارگر در سراسر جهان فقیرتر از سال قبل شده‌اند. جنگ دولت‌های آمریکا و اسرائیل و جمهوری اسلامی و بسته شدن تنگه هرمز علاوه بر تأثیرات منفی بر اقتصاد جهانی، افزایش قیمت انرژی و پیامدهای گسترده آن بر گرانی سایر کالاها، به تأثیرات خانمان‌برانداز بحران اقتصادی جهانی بر زندگی میلیون‌ها کارگر نیز افزوده است.

در آستانه روز کارگر، در بیم و امیدِ توقف یا ادامه جنگ قرار داریم. ادامه جنگ و افزایش بهای انرژی، علاوه بر گرانی عمومی، در برخی رشته‌ها باعث تعطیلی و اخراج گسترده کارگران خواهد شد. هرچند بخش‌های کوچکی از کارگران جهان که متشکل هستند کمتر آسیب خواهند دید، اما میلیون‌ها کارگر در کشورهای دیکتاتوری که فاقد تشکل هستند، بیشترین آسیب را خواهند دید...... متن کامل را اینجا کلیک کنید.

***************

اعلامیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

در محکومیت سوء قصد تروریستی علیه علی جوادی

با تاسف مطلع شدیم که در اواسط شب یکشنبه ١٢ آوریل، رفیق علی جوادی عضو رهبری حزب حکمتیست در منطقه محل سکونت خود در آمریکا هدف یک سوء قصد تروریستی عامدانه و از پیش طراحی شده قرار گرفته است. طبق گزارش یک خودرو پس از تعقیب او در محدوده محل زندگیش، با سرعتی بسیار بالا؛ زمانی که علی جوادی از خودرو خود پیاده شده بود، او را مورد یورش قرار میدهد و علی جوادی چندین متر آن طرف تر به پیاده‌رو پرتاب می شود. بر اساس شواهد این نه یک "تصادف" بلکه، تعرضی آگاهانه، با هدف آسیب جدی و حتی حذف فیزیکی بود. خوشبختانه، علی‌رغم شدت ضربه، آسیب جدی از جمله شکستگی یا ضربه مغزی رخ نداده است.

این سئوقصد تروریستی با توجه به اینکه علی جوادی بارها توسط عوامل امنیتی رژیم اسلامی کتباً و شفاهاً و اخیرأ هم توسط عناصر و جریانات دست راستی و فاشیست تهدید شده است تصادفی نیست و بهرحال تحقیقات جاری پلیس مسئله و بانیان آنرا را روشن میکند. اما به احتمال زیاد این تعرض ادامه همان سیاست ترور و حذف مخالفین توسط جمهوری اسلامی علیه فعالین و نیروهای آزادیخواه و سوسیالیست است.

هدف حمله تروریستی به علی جوادی، تعرض به یک فرد نیست. حمله به نیروهای اپوزیسیون، به صف آزادیخواهی و انسانیت است. ما از جریانات مسئول و همه احزاب و سازمانها و نهادها و فعالین آزادیخواه، سوسیالیست و برابری‌طلب میخواهیم علیه اقدامات تروریستی و حذف گرایانه بایستند، این سیاست ها را محکوم کنند و لازمست در برابر چنین تعرضات وحشیانه‌ای صفی متحد و قاطع شکل دهیم.

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست این سئوقصد ناکام تروریستی به رفیق علی جوادی را قویأ محکوم میکند با توجه به رویدادهای اخیر در کشورهای مختلف اروپا و آمریکا، بر هشیاری امنیتی کلیه مخالفان جمهوری اسلامی تاکید دارد.

بیانیه‌ی شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

۱۴ آوریل ۲۰۲۶

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،

حزب کمونیست کارگری - حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

***************

بیانیه‌ی شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

پیامدهای آتش‌بس در جنگ شکست‌خورده‌ها

پس از گذشت بیش از یکماه جنگ ارتجاعی میان آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی، با وساطت چند کشور آتش‌بس دوهفته‌ای اعلام شده است. در حالی‌ که کشمکش بر سر مفاد توافق و نشانه‌هایی از نقض آتش‌بس از سوی طرفین مشاهده می‌شود، به‌نظر می‌رسد که همانند هر جنگی، بسیاری از اختلافات همچنان باقی خواهد ماند و آتش بس نیز می‌تواند شکننده باشد.

پیامدهای این جنگ بر ژئوپلیتیک جهانی و منطقه‌ای، وضعیت داخلی کشورها و نیز تأثیرات آن بر مناسبات و بازار سرمایه‌داری، طرفین را وادار کرده است که دست‌کم موقتاً آن را متوقف کنند. علیرغم ادعاهای «پیروزی» از سوی هر یک از طرف‌ها، آثار این جنگ ویرانگر بر جامعه و زندگی مردم ایران و منطقه، و نیز محکومیت آن در افکار عمومی جهان، نشان می‌دهد که در واقع این جنگ، جنگِ شکست‌خورده‌ها بوده است.

این جنگ ارتجاعی در شرایطی آغاز شد که مناسبات ژئوپلیتیک جهان در حال تغییر است. بی‌نظمی «ترامپیستی» در حال گسترش بوده و برآمد جریان‌های راستِ شبه‌فاشیستی در اغلب کشورهای امپریالیستی، نشانه‌هایی از فروپاشی تدریجی نظم لیبرال و نهادها و مؤسسات جهانیِ شکل‌گرفته پس از جنگ جهانی دوم تحت هژمونی آمریکا، پدیدار شده است. این جنگ همچنین شکاف در «غرب»، به‌ویژه میان اروپا و آمریکا را عمیق‌تر کرد. نهادهای بین‌المللی همچون سازمان ملل و معاهدات جهانی، به‌تدریج کارکردهای خود را از دست می‌دهند. اروپا و حتی ناتو، به‌عنوان بازوی نظامی غرب، مخالفت خود را با این جنگ آشکارا نشان دادند و برخی کشورها نیز فضای هوایی خود را بر جنگنده‌های آمریکا بستند. تأثیرات این جنگ بر کارکرد سرمایه‌داری و بازارها، به‌ویژه بر قیمت انرژی، مایحتاج عمومی و مواد غذایی، بسیار گسترده بوده و احتمال رکود تورمی در جهان سرمایه‌داری را افزایش داده است.

در آمریکا، این جنگ موجب شکاف در درون جریان راست ترامپیستی شده و تأثیر هزینه‌های جنگ و افزایش عمومی قیمت‌ها بر زندگی مردم، نارضایتی افکار عمومی را افزایش داده و زمینه‌ساز شکل‌گیری جنبش‌«ما شاه نمی‌خواهیم» شده است. همچنین شکاف میان آمریکا و متحدان غربی‌اش تشدید شده و هیئت حاکمه آمریکا را با بحران‌های متعدد داخلی و بین‌المللی مواجه کرده است.

در منطقه، جنایت‌ها و سیاست‌های توسعه‌طلبانه دولت نژادپرست و نسل کش اسرائیل تشدید شده است. در کشورهای عربی حاشیه خلیج، عملاً "سیاست‌های توسعه‌" و برنامه‌های سرمایه‌گذاری عظیم در صنعت و هوش مصنوعی متوقف شده و صنایع نفت، گاز، حمل‌ونقل و گردشگری با آسیب‌های جدی مواجه شده‌اند که جبران آن‌ها سال‌ها به طول خواهد انجامید. ناآرامی‌ها در عراق و لبنان نیز افزایش یافته است. به جمهوری اسلامی و نیروهای هم‌پیمان منطقه‌ای‌اش ضربات نظامی سنگینی وارد شده است. به‌طور کلی، مناسبات ژئوپلیتیک و ژئواقتصادی خاورمیانه به صحنه‌ی کشمکش برای بازآرایی توازن قوای جدید تبدیل شده است.

جمهوری اسلامی در این جنگ، استراتژی دوگانه‌ای را در پیش گرفت: حفظ بقا از طریق افزایش هزینه‌های جنگ در منطقه و جهان، سرکوب همه‌جانبه در داخل. حمله به مراکز انرژی و زیرساخت‌های کشورهای حاشیه خلیج، بسیج نیروهای نیابتی، حمله به مراکز نظامی و لجستیکی آمریکا و اسرائیل، و تهدید به بستن تنگه هرمز، موجب افزایش هزینه‌های جهانی جنگ شد و در امکان توقف جنگ و اعلام اتش‌بس نقش داشت. با این حال، این جنگ به ویرانی بخش قابل‌توجهی از مراکز نظامی جمهوری اسلامی و نیز تخریب زیر ساختار جامعه همانند بیمارستانها مدارس،دانشگاهها،پل‌ها و جاده‌ها، کارخانه‌ها و مراکز صنعتی و خدماتی و از همه مهمتر کشته و زخمی شدن هزارها انسان، انجامید. هم‌زمان، رژیم با سازماندهی نیروهای سرکوب سپاه، بسیج و استفاده از نیروهای شبه‌نظامی نیابتی، فضای جامعه را به‌شدت امنیتی و نظامی کرد و با قطع اینترنت، روند اطلاع‌رسانی و سازمان‌یابی جنبش‌های اجتماعی را مختل ساخت. این جنگ، همانند دیگر جنگ‌ها، تأثیرات مخربی بر کنشگری اجتماعی نیز برجای گذاشت.

کشته شدن خامنه‌ای و بسیاری از فرماندهان نظامی و چهره‌های شناخته‌شده، و گسترش جنگ، به بازآرایی در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی انجامیده و عملاً مجموعه‌ای از "نظامی- سیاسی‌ها"و "فرماندهان‌ سپاه وامنیتی‌ها" که سیاست‌های ایدئولوژیک و توسعه‌طلبانه و پان اسلامیستی را دنبال می‌کنند، کنترل نهادهای اصلی رژیم را در دست گرفته‌اند. به‌نظر می‌رسد مجتبی خامنه‌ای به‌عنوان ولی‌فقیه نیز عملاً توسط آنها برگزیده شده و روحانیت، سیاستمداران و گرداننده بورکراسی و تکنوکراتها به حاشیه رانده شده‌اند. این مجموعه سرکوب تمام‌عیار جامعه را دنبال می‌کنند. با این حال در بین انها اختلافات حادی در رابطه با آتش‌بس و مدیریت شرایط حاد کنونی وجود دارد. بطور کلی بحران‌های درهم‌تنیده، اقتصاد فروپاشیده، بیکاری گسترده و جامعه‌ای متلاطم مانع تداوم و تثبیت شرایط کنونی است.

این جنگ بر صف‌بندی‌های سیاسی و اپوزیسیون راست نیز تأثیرات عمیقی گذاشت. جریان سلطنت‌طلب فاشیست آشکارا به حامی جنگ اسرائیل و آمریکا بدل شد. رویدادی کم‌سابقه در تاریخ معاصر که گروهی ارتجاعی و دست نشانده برای کشتار مردم و ویرانی کشور خود جشن و پایکوبی برپا کنند. این سیاست موجب شکاف در میان سلطنت‌طلبان و ریزش حامیان آن‌ها شد. در میان جمهوری‌خواهان نیز چنددستگی ایجاد شد؛ برخی حامی جنگ شدند و برخی تحت عنوان «دفاع از ایران» به صف حمایت از رژیم پیوستند. اغلب اپوزیسیون ناسیونالیست کرد نیز مدافع جنگ شدند. همچنین جریان‌ چپ نمای موسوم به «محور مقاومت» نیز به سربازان بی جیره و مواجب رژیم بدل شد.

بشریت متمدن و آزادیخواه خواستار قطع جنگ و پایان آن است. شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست از آغاز این جنگ را ارتجاعی ارزیابی کرده و در برابر آن ایستاد. بسیاری از نیروهای چپ و مترقی، نهادهای کارگری، فعالان جنبش زنان و دیگر جنبش‌های اجتماعی نیز علیه این جنگ ویرانگر و سیاست‌های سرکوب‌گرانه رژیم موضع گرفتند.

کارگران، زحمتکشان، مردم شریف و مبارز!
در دوران پسا آتش‌بس، رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی با بحران‌های عمیق و درهم‌تنیده‌ای مواجه است و می‌کوشد با تداوم سرکوب، فضای رعب و وحشت را تدوام دهد. مبارزات انقلابی شما، به‌ویژه از دی‌ماه ۹۶ به این‌سو، رژیم را به شیوه‌ای انقلابی به چالش کشیده که در قیام‌های متعدد و جنبش «زن، زندگی، آزادی» نمود بارز آن است. جنگ و پیامدهای آن نشان داد که بیشتر اپوزیسیون راست، مدافع جنگ و امپریالیسم و تغییر از بالا هستند که حاصل آن چیزی جز ویرانی و فروپاشی اجتماعی نیست.در این شرایط پر تپش فضای سرکوب را می‌توان درهم شکست. چنانکه پس از قتل عام دی‌ماه گذشته مردم مبارز و جنبش‌های اجتماعی از پای ننشسته‌ و در اشکال مختلف به مقاومت ادامه داده‌اند.

با اتحاد و همبستگی می‌توان سیاست‌های سرکوب‌گرانه رژیم را درهم شکست، ماشین کشتار، اعدام و زندان را از کار انداخت و با تکیه بر جنبش‌های اجتماعی از پایین، مبارزه علیه بیکاری، فقر، گرسنگی، استبداد، ستم و نابرابری‌های طبقاتی را گسترش داد و برای کار، نان، رفاه و آزادی تلاش کرد. این مسیر می‌تواند زمینه‌ساز بازگشت قدرتمند جنبش‌های اجتماعی، به‌ویژه جنبش طبقاتی کارگران، به صحنه مبارزه شود.

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

۲۱ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۰ آوریل ۲۰۲۶

اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،

حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

***************

کشتار کارگران و غیرنظامیان در آتش جنگ ارتجاعی

کارگران، زحمتکشان، توده‌های ستمدیده ایران!
جنگ میان دولت‌های آمریکا، اسراییل و جمهوری اسلامی وارد پنجمین هفتۀ خود شده است. در این مدت علاوه بر کشتار و ویرانی زیرساخت‌های کشور، بسیاری از مراکز تولیدی نیز توسط جنگنده - بمب‌افکن‌های آمریکا و اسراییل بمب‌باران، و در پیامد آن کارگران زیادی کشته شده‌اند. در تداوم اینگونه عملیات جنایتکارانه، روز جمعه هفتم فروردین ماه جاری نیز جنگنده های آمریکا و اسراییل با بمب و موشک، به چندین مراکز تولیدی و صنعتی از جمله فولاد مبارکه، ذوب‌آهن اصفهان، فولاد خوزستان و کارخانه سیمان فیروزآباد حمله کردند. بر اساس گزارش‌های منتشره، در حمله به کارخانۀ فولاد مبارکه اصفهان، یک نفر کشته و ۱۶ نفر زخمی شده اند. در شرکت فولاد خوزستان ۱۶ نفر دچار موج انفجار و جراحت‌های سطحی شده‌اند. خط تولید تعطیل و هزاران کارگر بیکار گشته‌اند. در حمله به معدن کارخانه سیمان فیروز‌آباد دست‌کم دو نفر کشته و دو نفر زخمی شده‌اند. همزمان با جنایات فوق در پی اصابت «بمب‌های بشردوستانه» آمریکا و اسراییل به یک واحد صنعتی در شهرک جی اصفهان نیز بیش از ۱۵ کارگر کشته شده‌اند.

کارگران، زحمتکشان، توده‌های ستمدیده ایران!
جنگ میان دولت‌های آمریکا، اسراییل و جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد. این جنگ ارتجاعی شیرازۀ زندگی توده‌های مردم ایران را از آنچه که بود بیشتر به ویرانی و تباهی کشانده است. تاکنون، هزاران نفر از کودکان و کارگران و مردم بی‌پناه ایران بر اثر حملات موشکی و بمب‌باران‌های هوایی آمریکا و اسراییل کشته شده‌اند. بسیاری از زیرساخت‌های کشور نابود، مراکز تولیدی ویران، بیمارستان‌ها موشک باران و تعداد زیادی از واحدهای مسکونی بر سر مردمی که هیچ نقشی در این جنگ ویرانگر نداشته و ندارند، آوار شده است. این جنگ، جنگی ارتجاعی‌ست. جنگ کارگران و زحمتکشان و توده‌های مردم ایران نیست. جنگ میان سه دشمن مردم ایران - هیئت حاکمه آمریکا، دولت اسراییل و رژیم جمهوری اسلامی - است. جنگی که تباهی و ویرانی را نصیب مردم ایران کرده است. این جنگ برای کارگران و مردمان زحمتکش حاصلی جز بیکاری وسیع، آوارگی و مرگ و ویرانی‌های گسترده به همراه نداشته است. ویرانی و مرگی که با تداوم جنگ به صورت روزانه بر سر مردم آوار شده است.از این رو، منافع کارگران و عموم توده‌های مردم ایران نه در ادامه جنگ که در توقف فوری آن است.

پوشیده نیست در این جنگ، فقط آمریکا و اسراییل نیستند که با بمب و موشک مردم ایران را کشتار می‌کنند. در سوی دیگر این جنگ ارتجاعی، رژیم جمهوری اسلامی قرار دارد. رژیمی آدمکُش و تبهکار که به بهانه مقابله با «دشمن»، بیش از هر زمان دیگری به سرکوبگری در جامعه روی آورده، اعدام‌های مخفیانه را شتاب بخشیده، زندانیان سیاسی را از داشتن ابتدایی‌ترین امکانات انسانی محروم، معلمان را بازداشت و توده‌های معترض ایران را به مرگ تهدید کرده است. مضافاً اینکه با حملات موشکی خود به اسراییل و کشورهای حوزۀ خلیج فارس، زندگی مردم را فلج ، اماکن مسکونی را ویران و در پیامد اینگونه حملات صدها نفر کشته و زخمی شده‌اند.

کارگران، زحمتکشان، توده‌های ستمدیده ایران!
جنگ همیشه با یک تاریخ آغاز می‌شود؛ با ساعتی مشخص و خبری که ناگهان در جهان پخش می‌شود. اما برای مردمی که زیر آوار جنگ زندگی می‌کنند، جنگ نه یک تاریخ است و نه یک خبر. جنگ لحظه‌ای‌ست که صدای انفجار سکوت را می‌شکند، روان جامعه را متلاشی می‌کند و زندگی عادی مردم را برای همیشه تغییر می‌دهد. اینترنت قطع می‌شود. ارتباط مردم با جهان بیرون از بین می‌رود. زندگی روزمره کودکان، زیر وحشت صدای جنگنده‌ها و انفجارها می‌گذرد. در روزهای جنگ، به هر سو که بنگریم، صدای پرواز هواپیماهای جنگی شنیده می‌شود. خانه‌ها ویران و حضور نیروهای سرکوب در کوچه و خیابان‌ افزایش می‌یابد. فضای جامعه بسته و خیابان‌ها پُر از خاک و خون می‌شوند. در میان قربانیان، گاه انسان‌هایی هستند که تنها برای گذران زندگی از خیابانی عبور می‌کردند، یا تلاشگرانی که در تکاپوی آوردن لقمه‌نانی بر سر سفرۀ خانواده‌هایشان بودند. جنگ، پیش از هرچیز، بی‌رحمانه ترین شکل بی‌عدالتی‌ست. کسانی که در باره آن تصمیم می‌گیرند، اغلب در اتاق‌های امن و دور از میدان جنگ نشسته‌اند، اما کسانی که قربانی جنگ می‌شوند، مردمان عادی‌اند. کودگان و زنان و توده‌های زحمتکش‌اند. مردمانی که به صورت گوشت دَمَ توپ، قربانی اهداف تجاوز‌کارانه و جاه‌طلبانۀ دولت فاشیستی آمریکا، رژیم نسل‌کُش اسراییل و رژیم ارتجاعی حاکم بر ایران شده‌اند.

از این رو با صدای بلند اعلام می‌کنیم: این جنگ، جنگ ما نیست. جنگ کارگران و توده‌های زحمتکش مردم ایران نیست. جنگ دشمنان مردمان ایران با یکدیگر است. مسئولیت این جنگ بر دوش طرفین جنگ و تمام جریاناتی‌ست که برای این جنگ کف می‌زنند و بر ویرانه‌های آن می‌رقصند.

بیاییم با شعار نه به جنگ ارتجاعی، نه به امپریالیسم، نه به صهیونیسم و نه به رژیم ارتجاعی اسلامی، با فریاد قطع بی‌درنگ جنگ به اعتراضات و مبارزات خود برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی شتاب بخشیم.

سرنگون باد نظام سرمایه‌داری حاکم بر ایران

زنده‌ باد آزادی - زنده باد سوسیالیسم

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

۸ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۸ مارس ۲۰۲۶

اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،

حزب کمونیست کارگری ایران - حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت


___________________________________

برای مشاهده و مطالعۀ بیانیه ها و اطلاعیه ها از تاریخ ۳ فروردین ۱۴۰۴ تا ۹ فروردین ١۴٠۵ اینجا کلیک کنید.

برای مشاهده و مطالعۀ بیانیه ها و اطلاعیه ها از تاریخ فروردین ۱۴۰۳ تا اسفند ۱۴۰۳ اینجا کلیک کنید.

برای مشاهده و مطالعۀ بیانیه ها و اطلاعیه ها از تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۲ تا ۲۰ اسفند ۱۴۰۲ اینجا کلیک کنید.

برای مشاهده و مطالعۀ بیانیه ها و اطلاعیه ها از تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۲ تا ۲۰ اسفند ۱۴۰۲ اینجا کلیک کنید.

برای مشاهده و مطالعۀ بیانیه ها و اطلاعیه ها از تاریخ ۲۳ فروردین ۱۴۰۲ تا ۱۵ شهریور ۱۴۰۲ اینجا کلیک کنید.

برای مشاهده و مطالعۀ بیانیه ها و اطلاعیه ها از تاریخ ۲۶ آذر ماه ۱۴۰۰ تا ۱۷ فروردین ۱۴۰۲ اینجا کلیک کنید.