اعلامیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
در محکومیت سوء قصد تروریستی علیه علی جوادی
با تاسف مطلع شدیم که در اواسط شب یکشنبه ١٢ آوریل، رفیق علی جوادی عضو رهبری حزب حکمتیست در منطقه محل سکونت خود در آمریکا هدف یک سوء قصد تروریستی عامدانه و از پیش طراحی شده قرار گرفته است. طبق گزارش یک خودرو پس از تعقیب او در محدوده محل زندگیش، با سرعتی بسیار بالا؛ زمانی که علی جوادی از خودرو خود پیاده شده بود، او را مورد یورش قرار میدهد و علی جوادی چندین متر آن طرف تر به پیادهرو پرتاب می شود. بر اساس شواهد این نه یک "تصادف" بلکه، تعرضی آگاهانه، با هدف آسیب جدی و حتی حذف فیزیکی بود. خوشبختانه، علیرغم شدت ضربه، آسیب جدی از جمله شکستگی یا ضربه مغزی رخ نداده است.
این سئوقصد تروریستی با توجه به اینکه علی جوادی بارها توسط عوامل امنیتی رژیم اسلامی کتباً و شفاهاً و اخیرأ هم توسط عناصر و جریانات دست راستی و فاشیست تهدید شده است تصادفی نیست و بهرحال تحقیقات جاری پلیس مسئله و بانیان آنرا را روشن میکند. اما به احتمال زیاد این تعرض ادامه همان سیاست ترور و حذف مخالفین توسط جمهوری اسلامی علیه فعالین و نیروهای آزادیخواه و سوسیالیست است.
هدف حمله تروریستی به علی جوادی، تعرض به یک فرد نیست. حمله به نیروهای اپوزیسیون، به صف آزادیخواهی و انسانیت است. ما از جریانات مسئول و همه احزاب و سازمانها و نهادها و فعالین آزادیخواه، سوسیالیست و برابریطلب میخواهیم علیه اقدامات تروریستی و حذف گرایانه بایستند، این سیاست ها را محکوم کنند و لازمست در برابر چنین تعرضات وحشیانهای صفی متحد و قاطع شکل دهیم.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست این سئوقصد ناکام تروریستی به رفیق علی جوادی را قویأ محکوم میکند با توجه به رویدادهای اخیر در کشورهای مختلف اروپا و آمریکا، بر هشیاری امنیتی کلیه مخالفان جمهوری اسلامی تاکید دارد.
بیانیهی شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
۱۴ آوریل ۲۰۲۶
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری - حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت
***************
بیانیهی شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
پیامدهای آتشبس در جنگ شکستخوردهها
پس از گذشت بیش از یکماه جنگ ارتجاعی میان آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی، با وساطت چند کشور آتشبس دوهفتهای اعلام شده است. در حالی که کشمکش بر سر مفاد توافق و نشانههایی از نقض آتشبس از سوی طرفین مشاهده میشود، بهنظر میرسد که همانند هر جنگی، بسیاری از اختلافات همچنان باقی خواهد ماند و آتش بس نیز میتواند شکننده باشد.
پیامدهای این جنگ بر ژئوپلیتیک جهانی و منطقهای، وضعیت داخلی کشورها و نیز تأثیرات آن بر مناسبات و بازار سرمایهداری، طرفین را وادار کرده است که دستکم موقتاً آن را متوقف کنند. علیرغم ادعاهای «پیروزی» از سوی هر یک از طرفها، آثار این جنگ ویرانگر بر جامعه و زندگی مردم ایران و منطقه، و نیز محکومیت آن در افکار عمومی جهان، نشان میدهد که در واقع این جنگ، جنگِ شکستخوردهها بوده است.
این جنگ ارتجاعی در شرایطی آغاز شد که مناسبات ژئوپلیتیک جهان در حال تغییر است. بینظمی «ترامپیستی» در حال گسترش بوده و برآمد جریانهای راستِ شبهفاشیستی در اغلب کشورهای امپریالیستی، نشانههایی از فروپاشی تدریجی نظم لیبرال و نهادها و مؤسسات جهانیِ شکلگرفته پس از جنگ جهانی دوم تحت هژمونی آمریکا، پدیدار شده است. این جنگ همچنین شکاف در «غرب»، بهویژه میان اروپا و آمریکا را عمیقتر کرد. نهادهای بینالمللی همچون سازمان ملل و معاهدات جهانی، بهتدریج کارکردهای خود را از دست میدهند. اروپا و حتی ناتو، بهعنوان بازوی نظامی غرب، مخالفت خود را با این جنگ آشکارا نشان دادند و برخی کشورها نیز فضای هوایی خود را بر جنگندههای آمریکا بستند. تأثیرات این جنگ بر کارکرد سرمایهداری و بازارها، بهویژه بر قیمت انرژی، مایحتاج عمومی و مواد غذایی، بسیار گسترده بوده و احتمال رکود تورمی در جهان سرمایهداری را افزایش داده است.
در آمریکا، این جنگ موجب شکاف در درون جریان راست ترامپیستی شده و تأثیر هزینههای جنگ و افزایش عمومی قیمتها بر زندگی مردم، نارضایتی افکار عمومی را افزایش داده و زمینهساز شکلگیری جنبش«ما شاه نمیخواهیم» شده است. همچنین شکاف میان آمریکا و متحدان غربیاش تشدید شده و هیئت حاکمه آمریکا را با بحرانهای متعدد داخلی و بینالمللی مواجه کرده است.
در منطقه، جنایتها و سیاستهای توسعهطلبانه دولت نژادپرست و نسل کش اسرائیل تشدید شده است. در کشورهای عربی حاشیه خلیج، عملاً "سیاستهای توسعه" و برنامههای سرمایهگذاری عظیم در صنعت و هوش مصنوعی متوقف شده و صنایع نفت، گاز، حملونقل و گردشگری با آسیبهای جدی مواجه شدهاند که جبران آنها سالها به طول خواهد انجامید. ناآرامیها در عراق و لبنان نیز افزایش یافته است. به جمهوری اسلامی و نیروهای همپیمان منطقهایاش ضربات نظامی سنگینی وارد شده است. بهطور کلی، مناسبات ژئوپلیتیک و ژئواقتصادی خاورمیانه به صحنهی کشمکش برای بازآرایی توازن قوای جدید تبدیل شده است.
جمهوری اسلامی در این جنگ، استراتژی دوگانهای را در پیش گرفت: حفظ بقا از طریق افزایش هزینههای جنگ در منطقه و جهان، سرکوب همهجانبه در داخل. حمله به مراکز انرژی و زیرساختهای کشورهای حاشیه خلیج، بسیج نیروهای نیابتی، حمله به مراکز نظامی و لجستیکی آمریکا و اسرائیل، و تهدید به بستن تنگه هرمز، موجب افزایش هزینههای جهانی جنگ شد و در امکان توقف جنگ و اعلام اتشبس نقش داشت. با این حال، این جنگ به ویرانی بخش قابلتوجهی از مراکز نظامی جمهوری اسلامی و نیز تخریب زیر ساختار جامعه همانند بیمارستانها مدارس،دانشگاهها،پلها و جادهها، کارخانهها و مراکز صنعتی و خدماتی و از همه مهمتر کشته و زخمی شدن هزارها انسان، انجامید. همزمان، رژیم با سازماندهی نیروهای سرکوب سپاه، بسیج و استفاده از نیروهای شبهنظامی نیابتی، فضای جامعه را بهشدت امنیتی و نظامی کرد و با قطع اینترنت، روند اطلاعرسانی و سازمانیابی جنبشهای اجتماعی را مختل ساخت. این جنگ، همانند دیگر جنگها، تأثیرات مخربی بر کنشگری اجتماعی نیز برجای گذاشت.
کشته شدن خامنهای و بسیاری از فرماندهان نظامی و چهرههای شناختهشده، و گسترش جنگ، به بازآرایی در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی انجامیده و عملاً مجموعهای از "نظامی- سیاسیها"و "فرماندهان سپاه وامنیتیها" که سیاستهای ایدئولوژیک و توسعهطلبانه و پان اسلامیستی را دنبال میکنند، کنترل نهادهای اصلی رژیم را در دست گرفتهاند. بهنظر میرسد مجتبی خامنهای بهعنوان ولیفقیه نیز عملاً توسط آنها برگزیده شده و روحانیت، سیاستمداران و گرداننده بورکراسی و تکنوکراتها به حاشیه رانده شدهاند. این مجموعه سرکوب تمامعیار جامعه را دنبال میکنند. با این حال در بین انها اختلافات حادی در رابطه با آتشبس و مدیریت شرایط حاد کنونی وجود دارد. بطور کلی بحرانهای درهمتنیده، اقتصاد فروپاشیده، بیکاری گسترده و جامعهای متلاطم مانع تداوم و تثبیت شرایط کنونی است.
این جنگ بر صفبندیهای سیاسی و اپوزیسیون راست نیز تأثیرات عمیقی گذاشت. جریان سلطنتطلب فاشیست آشکارا به حامی جنگ اسرائیل و آمریکا بدل شد. رویدادی کمسابقه در تاریخ معاصر که گروهی ارتجاعی و دست نشانده برای کشتار مردم و ویرانی کشور خود جشن و پایکوبی برپا کنند. این سیاست موجب شکاف در میان سلطنتطلبان و ریزش حامیان آنها شد. در میان جمهوریخواهان نیز چنددستگی ایجاد شد؛ برخی حامی جنگ شدند و برخی تحت عنوان «دفاع از ایران» به صف حمایت از رژیم پیوستند. اغلب اپوزیسیون ناسیونالیست کرد نیز مدافع جنگ شدند. همچنین جریان چپ نمای موسوم به «محور مقاومت» نیز به سربازان بی جیره و مواجب رژیم بدل شد.
بشریت متمدن و آزادیخواه خواستار قطع جنگ و پایان آن است. شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست از آغاز این جنگ را ارتجاعی ارزیابی کرده و در برابر آن ایستاد. بسیاری از نیروهای چپ و مترقی، نهادهای کارگری، فعالان جنبش زنان و دیگر جنبشهای اجتماعی نیز علیه این جنگ ویرانگر و سیاستهای سرکوبگرانه رژیم موضع گرفتند.
کارگران، زحمتکشان، مردم شریف و مبارز!
در دوران پسا آتشبس، رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی با بحرانهای عمیق و درهمتنیدهای مواجه است و میکوشد با تداوم سرکوب، فضای رعب و وحشت را تدوام دهد. مبارزات انقلابی شما، بهویژه از دیماه ۹۶ به اینسو، رژیم را به شیوهای انقلابی به چالش کشیده که در قیامهای متعدد و جنبش «زن، زندگی، آزادی» نمود بارز آن است. جنگ و پیامدهای آن نشان داد که بیشتر اپوزیسیون راست، مدافع جنگ و امپریالیسم و تغییر از بالا هستند که حاصل آن چیزی جز ویرانی و فروپاشی اجتماعی نیست.در این شرایط پر تپش فضای سرکوب را میتوان درهم شکست. چنانکه پس از قتل عام دیماه گذشته مردم مبارز و جنبشهای اجتماعی از پای ننشسته و در اشکال مختلف به مقاومت ادامه دادهاند.
با اتحاد و همبستگی میتوان سیاستهای سرکوبگرانه رژیم را درهم شکست، ماشین کشتار، اعدام و زندان را از کار انداخت و با تکیه بر جنبشهای اجتماعی از پایین، مبارزه علیه بیکاری، فقر، گرسنگی، استبداد، ستم و نابرابریهای طبقاتی را گسترش داد و برای کار، نان، رفاه و آزادی تلاش کرد. این مسیر میتواند زمینهساز بازگشت قدرتمند جنبشهای اجتماعی، بهویژه جنبش طبقاتی کارگران، به صحنه مبارزه شود.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
۲۱ فروردین ۱۴۰۵ -
۱۰ آوریل ۲۰۲۶
اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت
***************
کشتار کارگران و غیرنظامیان در آتش جنگ ارتجاعی
کارگران، زحمتکشان، تودههای ستمدیده ایران!
جنگ میان دولتهای آمریکا، اسراییل و جمهوری اسلامی وارد پنجمین هفتۀ خود شده است. در این مدت علاوه بر کشتار و ویرانی زیرساختهای کشور، بسیاری از مراکز تولیدی نیز توسط جنگنده - بمبافکنهای آمریکا و اسراییل بمبباران، و در پیامد آن کارگران زیادی کشته شدهاند. در تداوم اینگونه عملیات جنایتکارانه، روز جمعه هفتم فروردین ماه جاری نیز جنگنده های آمریکا و اسراییل با بمب و موشک، به چندین مراکز تولیدی و صنعتی از جمله فولاد مبارکه، ذوبآهن اصفهان، فولاد خوزستان و کارخانه سیمان فیروزآباد حمله کردند. بر اساس گزارشهای منتشره، در حمله به کارخانۀ فولاد مبارکه اصفهان، یک نفر کشته و ۱۶ نفر زخمی شده اند. در شرکت فولاد خوزستان ۱۶ نفر دچار موج انفجار و جراحتهای سطحی شدهاند. خط تولید تعطیل و هزاران کارگر بیکار گشتهاند. در حمله به معدن کارخانه سیمان فیروزآباد دستکم دو نفر کشته و دو نفر زخمی شدهاند. همزمان با جنایات فوق در پی اصابت «بمبهای بشردوستانه» آمریکا و اسراییل به یک واحد صنعتی در شهرک جی اصفهان نیز بیش از ۱۵ کارگر کشته شدهاند.
کارگران، زحمتکشان، تودههای ستمدیده ایران!
جنگ میان دولتهای آمریکا، اسراییل و جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد. این جنگ ارتجاعی شیرازۀ زندگی تودههای مردم ایران را از آنچه که بود بیشتر به ویرانی و تباهی کشانده است. تاکنون، هزاران نفر از کودکان و کارگران و مردم بیپناه ایران بر اثر حملات موشکی و بمببارانهای هوایی آمریکا و اسراییل کشته شدهاند. بسیاری از زیرساختهای کشور نابود، مراکز تولیدی ویران، بیمارستانها موشک باران و تعداد زیادی از واحدهای مسکونی بر سر مردمی که هیچ نقشی در این جنگ ویرانگر نداشته و ندارند، آوار شده است. این جنگ، جنگی ارتجاعیست. جنگ کارگران و زحمتکشان و تودههای مردم ایران نیست. جنگ میان سه دشمن مردم ایران - هیئت حاکمه آمریکا، دولت اسراییل و رژیم جمهوری اسلامی - است. جنگی که تباهی و ویرانی را نصیب مردم ایران کرده است. این جنگ برای کارگران و مردمان زحمتکش حاصلی جز بیکاری وسیع، آوارگی و مرگ و ویرانیهای گسترده به همراه نداشته است. ویرانی و مرگی که با تداوم جنگ به صورت روزانه بر سر مردم آوار شده است.از این رو، منافع کارگران و عموم تودههای مردم ایران نه در ادامه جنگ که در توقف فوری آن است.
پوشیده نیست در این جنگ، فقط آمریکا و اسراییل نیستند که با بمب و موشک مردم ایران را کشتار میکنند. در سوی دیگر این جنگ ارتجاعی، رژیم جمهوری اسلامی قرار دارد. رژیمی آدمکُش و تبهکار که به بهانه مقابله با «دشمن»، بیش از هر زمان دیگری به سرکوبگری در جامعه روی آورده، اعدامهای مخفیانه را شتاب بخشیده، زندانیان سیاسی را از داشتن ابتداییترین امکانات انسانی محروم، معلمان را بازداشت و تودههای معترض ایران را به مرگ تهدید کرده است. مضافاً اینکه با حملات موشکی خود به اسراییل و کشورهای حوزۀ خلیج فارس، زندگی مردم را فلج ، اماکن مسکونی را ویران و در پیامد اینگونه حملات صدها نفر کشته و زخمی شدهاند.
کارگران، زحمتکشان، تودههای ستمدیده ایران!
جنگ همیشه با یک تاریخ آغاز میشود؛ با ساعتی مشخص و خبری که ناگهان در جهان پخش میشود. اما برای مردمی که زیر آوار جنگ زندگی میکنند، جنگ نه یک تاریخ است و نه یک خبر. جنگ لحظهایست که صدای انفجار سکوت را میشکند، روان جامعه را متلاشی میکند و زندگی عادی مردم را برای همیشه تغییر میدهد. اینترنت قطع میشود. ارتباط مردم با جهان بیرون از بین میرود. زندگی روزمره کودکان، زیر وحشت صدای جنگندهها و انفجارها میگذرد. در روزهای جنگ، به هر سو که بنگریم، صدای پرواز هواپیماهای جنگی شنیده میشود. خانهها ویران و حضور نیروهای سرکوب در کوچه و خیابان افزایش مییابد. فضای جامعه بسته و خیابانها پُر از خاک و خون میشوند. در میان قربانیان، گاه انسانهایی هستند که تنها برای گذران زندگی از خیابانی عبور میکردند، یا تلاشگرانی که در تکاپوی آوردن لقمهنانی بر سر سفرۀ خانوادههایشان بودند.
جنگ، پیش از هرچیز، بیرحمانه ترین شکل بیعدالتیست. کسانی که در باره آن تصمیم میگیرند، اغلب در اتاقهای امن و دور از میدان جنگ نشستهاند، اما کسانی که قربانی جنگ میشوند، مردمان عادیاند. کودگان و زنان و تودههای زحمتکشاند. مردمانی که به صورت گوشت دَمَ توپ، قربانی اهداف تجاوزکارانه و جاهطلبانۀ دولت فاشیستی آمریکا، رژیم نسلکُش اسراییل و رژیم ارتجاعی حاکم بر ایران شدهاند.
از این رو با صدای بلند اعلام میکنیم: این جنگ، جنگ ما نیست. جنگ کارگران و تودههای زحمتکش مردم ایران نیست. جنگ دشمنان مردمان ایران با یکدیگر است. مسئولیت این جنگ بر دوش طرفین جنگ و تمام جریاناتیست که برای این جنگ کف میزنند و بر ویرانههای آن میرقصند.
بیاییم با شعار نه به جنگ ارتجاعی، نه به امپریالیسم، نه به صهیونیسم و نه به رژیم ارتجاعی اسلامی، با فریاد قطع بیدرنگ جنگ به اعتراضات و مبارزات خود برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی شتاب بخشیم.
سرنگون باد نظام سرمایهداری حاکم بر ایران
زنده باد آزادی - زنده باد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
۸ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۸ مارس ۲۰۲۶
اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری ایران - حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت
___________________________________
برای مشاهده و مطالعۀ بیانیه ها و اطلاعیه ها از تاریخ ۳ فروردین ۱۴۰۴ تا ۹ فروردین ١۴٠۵
اینجا کلیک کنید.
برای مشاهده و مطالعۀ بیانیه ها و اطلاعیه ها از تاریخ فروردین ۱۴۰۳ تا اسفند ۱۴۰۳
اینجا کلیک کنید.
برای مشاهده و مطالعۀ بیانیه ها و اطلاعیه ها از تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۲ تا ۲۰ اسفند ۱۴۰۲
اینجا کلیک کنید.
برای مشاهده و مطالعۀ بیانیه ها و اطلاعیه ها از تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۲ تا ۲۰ اسفند ۱۴۰۲
اینجا کلیک کنید.
برای مشاهده و مطالعۀ بیانیه ها و اطلاعیه ها از تاریخ ۲۳ فروردین ۱۴۰۲ تا ۱۵ شهریور ۱۴۰۲
اینجا کلیک کنید.
برای مشاهده و مطالعۀ بیانیه ها و اطلاعیه ها از تاریخ ۲۶ آذر ماه ۱۴۰۰ تا ۱۷ فروردین ۱۴۰۲
اینجا کلیک کنید.