منشور سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و حاکمیت شورایی در ایران
پیام کنفرانس شورای همکاری... به طبقه کارگر ایران
!زمان بدست گرفتن ابتکار عمل مبارزاتی و سیاسی کارگران است
پیام به زندانیان سیاسی و خانوادههای جانفشاندگان
پیام به زنان مبارز و فعالان چپ و سوسیالیست جنبش زنان
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
جمعه ٢٦ دی ١۴٠۴ - ١٦ ژانویه ۲۰۲٦
سند شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
منشور سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و حاکمیت شورایی در ایران
ژانویه ۲۰۲۶ - دی ماه ۱۴۰۴
موج تازه خیزش سراسری که از هفتم دی ماه ۱۴۰۴ و در پی سقوط ارزش پول داخلی و افزایش سرسامآور قیمت کالاهای مورد نیاز روزانه مردم آغاز شد، بسرعت به دانشگاهها و دهها شهر ایران گسترش پیدا کرد. مردم به پاخاسته همه جا و در کف خیابان با شعار مرگ بر دیکتاتور کل رژیم جمهوری اسلامی را هدف گرفتند. سران و فرماندهان حکومت اسلامی که از گسترش آتش خشم و اعتراض تودههای مردم هراسناک بودند، از همان لحظات و روزهای اول با حربه سرکوب خونین وارد عمل شدند و در روزهای دوازدههم و سیزدههم اعتراضات با دستاویز قرار دادن فراخوانهای رضا پهلوی و فرمانهای ترامپ، قساوت و وحشیگری را به اوج رسانده و ابعاد هولناکی به جنایات خود بخشیدند. سران جمهوری اسلامی در این روزها با قطع اینترنت و ارتباطات تلفنی هزاران نفر را کشتار کرده و با انبار کردن اجساد قربانیان در سولههای بزرگ کهریزک تهران و نقاط دیگر و نمایش این صحنههای دلخراش، در اوج استیصال و درماندگی نعره پیروزی سر دادند.
این موج نیرومند جنبش اعتراضی در ادامه جنبش انقلابی ۱۴۰۱ و خیزشهای تودهای و طوفانهای سیاسی عظیمی به حرکت در آمد که طی هشت سال گذشته صحنه سیاسی ایران را تغییر داده و تحول بزرگی در ذهنیت و آگاهی کارگران و مردم ایران ایجاد کردند. موتور حرکت این جنبشهای اجتماعی، کارگران، تهیدستان شهری، زنان، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان و جوانان فرودستی هستند که اعتراض به گرانی و تورم سرسام آور، بیکاری و فقر و فلاکت کم سابقه اقتصادی، تبعیضهای جنسیتی، ملی، مذهبی و محرومیت از حقوق اجتماعی، سیاسی و فردی و سیاستهای ویرانگر زیست محیطی آنها را به میدان رویارویی با حکومت اسلامی سرمایه داران کشانده است. جنبش کارگری ایران که با اعتصابات و اعتراضات شکوهمند خود طی نزدیک به دو دهه الهام بخش دیگر جنبشهای اعتراضی رادیکال بوده، نه تنها زمین سیاسی را برای عروج این خیزشهای تودهای شخم زده، بلکه خود نیز از این جنبشها نیرو گرفته است. زنان عاصی از تبعیضات جنسیتی که با نقش پیشتاز خود در این تحولات ارکان ایدئولوژیک نظام اسلامی را در هم کوبیدند، در اوضاع کنونی نیز با عقب راندن قانون حجاب اسلامی چهره خیابانها و شهرهای ایران را دگرگون کرده اند. جنبش دانشجویی که بارها نشان داده در تندپیچ این رویارویی ها در صف فرودستان جامعه قرار دارد، همچنان سنگر مقاومت و دفاع از آزادی و برابری است. جنبش انقلابی کارگران و مردم آزادیخواه در کردستان در ابعاد توده ای نشان داد که برای رهایی از شر جمهوری اسلامی و دستیابی به مطالبات خود راهبرد اتحاد و همبستگی با جنبش سراسری را در پیش گرفته است. دیگر گروههای اجتماعی نظیر نویسندگان و شاعران و هنرمندان انقلابی و سینماگران پیشرو با همراهی و با به تصویر کشیدن حماسه ها و جانفشانیهای اردوی اعتراض و رنج و کار، عملاً رسالت هنر پیشرو را در تجربه زنده مبارزه توده ها رونمایی کردند.
این جنبشهای عظیم اجتماعی و اعتراضی که از همدلی اکثریت مردم ایران برخوردار هستند، عدم مشروعیت سیاسی رژیم جمهوری اسلامی را به روشنی برملا کردند. در این شرایط، تعمیق بحران مشروعیت، بن بست ایدئولوژیک، ژرفای بحران اقتصادی و ویرانی زیرساخت های تولید و انتقال انرژی، فساد نهادینه شده و رشد باندهای مافیایی در درون ساختار حاکم، پیامد تشدید تحریم های بین المللی، افسارگسیختگی تورم، گرانی بیسابقه و سونامی بیکاری، بحران خارج از کنترل محیط زیست و ده ها موارد دیگر، حکومت اسلامی سرمایه داران را حتی از تأمین نان و آب، برق و هوای سالم مستآصل و درمانده کرده است. این درماندگی بر متن شکست سیاست استراتژیک منطقهای و فروپاشی نیروهای "محور مقاومت" و شکست در جنگ دوازده روزه، نزاع و بحران حکومتی را تشدید کرده است. در اوضاع کنونی حکومت اسلامی در همان حال که برای خارج شدن از زیر فشار قدرتهای امپریالیستی آمریکا و غرب و برون رفت از انزوای بینالمللی به مذاکره و سازش، گرایش پیدا کرده، اما رو به مردم و برای مقابله با روند رو به گسترش جنبش کارگری و اعتراضات توده ای بر استراتژی تشدید سرکوب و دست ردن به جنایات هولناک به عنوان رمز بقای خود تکیه زده است.
با اینهمه و بر بستر واقعیات موجود اقتصادی، عمیق شدن شکاف بین فقر و ثروت، تبعیضها، نابرابریها، و چشم انداز تعمیق گرانی و فقر و فلاکت بیشتر در حالی که رژیم اسلامی از پاسخگویی به مطالبات جنبشهای اجتماعی مستاصل و درمانده است و حربه کشتار و سرکوب هم کارائی گذشته را برای مرعوب کردن جامعه از دست داده، رشد و گسترش جنبش کارگری و دیگر جنبش های پیشرو اجتماعی و اعتراضی را اجتناب ناپذیر و همانگونه که اعتراضات سراسری جاری نشان داد، خیزش ها و طغیان های عظیم تری را در چشم انداز قرار داده است.
در چنین شرایطی نه فقط جناحهای حکومتی، بلکه هیچکدام از بخشهای اپوزیسیون بورژوازیی ایران نیز پاسخ و راه حلی برای پایان دادن به این همه فقر و فلاکت اقتصادی و مصائب اجتماعی را ندارند. بخشهایی از اپوزیسیون بورژوایی ایران مانند جریانهای جمهوری خواه که از اعتلای جنبش کارگری و انقلابی بیش از جمهوری اسلامی می ترسند، با تکیه بر استراتژی خشونت پرهیز، از قبل مهر خشونتطلبی را به انقلاب و ابتکار عمل تودهها کوبیده و ضدیت خود را با هر گونه تحول انقلابی اعلام کرده اند. راه حل این نیروها برای کنترل بحران اقتصادی سرمایه داری ایران، چیزی جز ادامه بیکارسازیها، ادامه ارزان سازی نیروی کار، عادی سازی مناسبات با دولتهای غربی، پیگیری برنامەهای اقتصادی متکی بر بازار آزاد نیست. این نیروها در بهترین حالت می خواهند با حفظ مناسبات سرمایه داری، یک حکومت استثمارگر غیر مذهبی را جایگزین استبداد مذهبی حاکم کنند.
گروهی دیگر از نیروهای اپوزیسیون بورژوایی مانند سلطنت طلبان، سازمان مجاهدین خلق، جمهوری خواهان پروغرب و احزاب ناسیونالیست در کردستان و دیگر مناطق برای براندازی رژیم جمهوری اسلامی به فشارهای حداکثری دولت ترامپ از جمله دخالت نظامی و اقدامات جنگی دولت فاشیست اسرائیل امید بستهاند و چشماندازی جز دست به دست شدن قدرت از بالای سر تودههای مردم و در هم ریختن شیرازه جامعه ندارند.
پوشیده نیست در چنین شرایطی مداخله نظامی آمریکا نه فقط به ضرر جنبش توده ای مردم ایران خواهد بود، بلکه می تواند اقدامی در خدمت بقاء و دست بالا پیدا کردن جناحی از حکومت اسلامی قرار گیرد که هم ظرفیت سازش با آمریکا و هم توانایی سرکوب خونین اعتراضات جاری را داشته باشد.
در این میان سوسیالیسم تنها بدیلی است که می تواند افق رهایی را به روی کارگران و مردم ستمدیده ایران که از ابعاد فقر و بی حقوقی های سیاسی و اجتماعی به جان آمده اند، بگشاید. سوسیالیسم و استقرار حاکمیت شورایی کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیده ایران تنها بدیلی است که می تواند به تمام معضلات اقتصادی، مصائب اجتماعی و بی حقوقیها، تبعیضها و نابرابریهایی که فرودستان را در چنگال خود می فشارند، پایان دهد. بدیل سوسیالیستی بر پایههای عینی و عملی واقع بینانه استوار است. بدیل سوسیالیستی به نیروی واقعی طبقه کارگر و جنبش اجتماعی این طبقه و به هژمونی سیاسی آن بر تحولات جامعه و دیگر جنبشهای انقلابی در جامعه تکیه دارد، به جنبش رهایی زنان، به جنبش رادیکال دانشجویی، به جنبش انقلابی کارگران و مردم آزادیخواه در کردستان و مبارزات دیگر ملیتهای تحت ستم، به جنبش انسانی نه به اعدام و مبارزات میدانی آنان تکیه دارد. این جنبشهای اجتماعی که حی و حاضر در صحنه هستند، زیر تیغ سرکوب رژیم جمهوری اسلامی در زمینه سازمانیابی و شکل دادن به رهبری نیز پیشروی کردهاند. رهبران و فعالین سوسیالیست جنبش کارگری و دیگر جنبشهای پیشرو اجتماعی با متحد شدن حول یک استراتژی سوسیالیستی در زمینه سازمانیابی، شکل دادن به رهبری سراسری و کسب هژمونی سیاسی بر این جنبش ها می توانند به رسالت خود در این دوره عمل کنند. جنبش کارگری با تکیه بر نیروی سازمانیافته خود و در اتحاد و همبستگی با این جنبشهای پیشرو اجتماعی است که می تواند جمهوری اسلامی را به شیوه انقلابی سرنگون کند، سپاه و ارتش و دستگاه سرکوب و بوروکراتیک و قانون گذاری آن را در هم کوبد، بر ویرانههای آن حاکمیت شورایی کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیده ایران را پایهریزی کند و با تحول بنیادی در اقتصاد، افق رهایی از کلیه مصائب نظام سرمایهداری و چشم انداز آزادی و برابری و رفاه را به روی جامعه بگشاید.
نظر به این واقعیت که مبارزه انقلابی برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی وارد دوره تعیینکنندهای شده است، شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست بر ضرورت حیاتی گسترش مبارزه متحدانه و سراسری برای سرنگونی جمهوری اسلامی و حاکمیت شورایی کارگران و مردم ستمدیده ایران تاکید می کند. از آنجا که بر خلاف سیستم پارلمانی در نظام سرمایهداری که دخالت در سیاست و اداره امور و مدیریت جامعه را به یک تخصص دور از دسترس کارگران و مردم تبدیل کرده است، حاکمیت شورایی که بر دخالت مستقیم شهروندان از سطح محلی تا سراسری متکی است، دخالت کارگران و مردم را در تصمیم گیری های سیاسی و اقتصادی و اداره و مدیریت جامعه؛ تأمین و تضمین می کند. لذا ما در مقابل طرحهای اپوزیسیون بورژوایی در دوره گذار و سیستم پارلمانی" نظام شورایی را بهترین و در دسترسترین وسیله دخالت کلیه آحاد مردم به مثابه قانونگذار و مجری قانون در اداره جامعه میدانیم. شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست بر این باور است در شرایطی که پیشرفتهای تکنولوژیک، گسترش شبکههای اجتماعی، بیش از هر از زمان دیگری ارتباطات را توسعه داده و امکان دسترسی به اطلاعات را در همه زمینهها برای عموم فراهم کرده است، نظام شورایی امر دخالت مستقیم کارگران و تودههای مردم در اداره امور جامعه را بیشازپیش تسهیل و به یک امکان عملی تبدیل کرده است. اداره شورایی جامعه میتواند از برقراری یک سیستم بوروکراتیک که مجدداً بر فراز مردم قرار گیرد و آنان را تبدیل به تماشاچیان ناتوان صحنه سیاست کند، جلوگیری نماید. کارگران و مردمی که در نظام شورایی متشکل میشوند خود هم قانونگذار و هم مجری قانون خواهند بود. در این نظام حکومتی کلیه مقامات اداری و سیاسی و قضایی توسط مردم انتخاب میشوند و هر گاه اکثریت انتخابکنندگان اراده کنند، در هر زمانی قابلعزل هستند. حاکمیت شورایی دارای یک ساختار هرمی و کنگره سراسری شوراها به عنوان عالیترین ارگان حاکمیت مردم در ایران است. کنگره سراسری شوراها قانونگذار، سازمانده بالاترین نهادهای دولتی و امور اجرایی است و نظارت بر کار آنها را بر عهده دارد. در حکومت شورایی، احزاب سیاسی فقط از طریق مشارکت در انتخابات شوراها در سطوح مختلف میتوانند در ارگانهای اداره و مدیریت جامعه و قدرت سیاسی حضور داشته باشند.
**
حاکمیت شورایی برآمده از قیام تودهها می تواند اقدامات سیاسی و مفاد برنامه زیر را که ریشه در زندگی و مبارزات روزانه کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیده ایران دارد اعلام و سریعا به اجرا بگذارد:
۱- برقراری حاکمیتِ کارگران و زحمتکشان از طریق ارگانهای اعمال اراده مستقیم مردم. گسترش شوراها در محل کار و زیست تا سطوح شهری و منطقه ای و سراسری بجای حاکمیت جمهوری اسلامی با تضمین حق رای عمومی، همگانی، آزاد، مخفی و برابر همه شهروندان با بکارگیری همه اشکالِ مشارکتِ مستقیم توده ای. حق هر فرد بالاتر از ۱۸ سال برای کاندید شدن و احراز هر مقام انتخابی. حقِ عزلِ نمایندگان توسط انتخاب کنندگان، در تمام سطوح، هر زمان که اکثریت آنها اراده کنند.
٢- دستگیری، محاکمه و مجازاتِ سران جمهوری اسلامی در دادگاههای علنی.
٣ -آزادی کلیه زندانیان سیاسی. لغو "جرم" سیاسی و برچیدن زندان سیاسی. لغو مجازاتِ اعدام. لغو شکنجه.
۴- اعلام و اجرای بی قید و شرط آزادی سیاسی، عقیده، بیان، مطبوعات، اجتماعات، تشکل، تحزب، اعتصاب و ممنوعیت هرگونه تفتیش عقاید. آزادی و امکان دسترسی به اینترنت برای همگان، حق دسترسی به اطلاعات بدون سانسور و آزادی همگان برای استفاده از برنامه ها و شبکه های گوناگون اینترنتی جهت ابراز نظر و لغو هر گونه سانسور.
۵- جدایی کامل دین از دولت و آموزش و پرورش. آزادی مذهب و بیمذهبی. لغو تمامی قوانین مذهبی، برچیدن و انحلال بنیادها و موسسات مذهبی حکومتی. مصادره اموال و دارائیهای این موسسات تولید جهل و خرافه و کلیه موقوفات و تخصیص آن به نیازهای فوری مردم.
۶- برقراری کنترل کارگری بر تولید و توزیع.
۷- تضمین تامین معیشت و رفاه همه شهروندان متناسب با استانداردهای دنیای امروز، توسط شوراها و نهادهای منتخب کارگران و مردم. تامین بیمه بیکاری مکفی برای همه افراد آماده بکار بالای ۱۸سال و کلیه کسانی که به علل جسمی یا روانی توان اشتغال به کار ندارند. تضمین آموزش و بهداشت و سلامتی رایگان شهروندان.
۸- رفع کامل هرگونه تبعیض و ستم جنسیتی از طریق لغو نظام آپارتاید جنسی، لغو کلیه قوانین ضد زن و تبعیضآمیز، اعلام و اجرای برابری کامل و بی قید و شرط بین زنان و مردان در همه شئون زندگی فردی و اجتماعی و ایجاد فرصتهای برابر در همه عرصه ها میان آنان.
۹- به رسمیت شناختن کامل حق گرایش جنسی از جمله حق ازدواج همجنسگرایان و برچیدن همه اشکال تبعیض و ستم علیه جامعه ال.جی.بی تی.کیو
۱۰- ممنوعیت کار حرفه ای برای کودکان زیر ۱۸ سال. تامین و تضمین برخورداری همه کودکان از آموزش و بهداشت و سلامت و شادی و ایجاد شرایط مناسب برای رشد و شکوفائی آنان. جُرم جنائی دانستن هر گونه تعرض و سوء استفاده جنسی از کودکان و محافظتِ کودکان توسط دولت
١١- نفی هر گونه ستم و تبعیض و نابرابری در جامعه از طریق اعلام و اجرای برابری کامل حقوق همه شهروندان، صرفنظر از جنسیت، مذهب، ملیت، نژاد، و تابعیت. نفی ستم ملی و حل مسئله ملی با به رسمیت شناختن حقِ جدائی از طریق مراجعه به آراء خود آنها. ما در عین حال خواهان اتحاد آزادانه و داوطلبانۀ همه ساکنین ایران هستیم و بر این باوریم که این اتحاد به سود طبقۀ کارگر و تودههای زحمتکش است.
۱۲- لغو اسرار بازرگانی. لغو دیپلماسی سری.
۱۳- اقدامات فوری و برنامه ریزی درازمدت برای حفظ محیط زیست و منابع حیاتی آب، خاک و هوای سالم، از طریق کاهش و سپس خاتمه دادن به استفاده از سوخت های فسیلی و جایگزینی آنها با انرژی های تجدپذیر
۱۴- برقراری مالکیت اجتماعی بر بخشهای کلیدی صنعتی، بانکی، خدماتی، تجاری و شرکت های بزرگ کشاورزی و دامداری.
۱۵- در اختیار گرفتن کلیه مؤسسات صنعتی و تجاری و أموال و املاک و داریی نهادها و بنیادهای مختلف وابسته به رژیم جمهوری اسلامی، در اختیار گرفتن موقوفات و بکار گرفتن آنها در خدمت تأمین رفاه عمومی.
۱۶- حاکمیت شورایی مردم ایران پشتیبانی از جنبشهای کارگری، سوسیالیستی، رهایی بخش و آزادیخواهانه در سراسر جهان و منطقه را وظیفه مهم خود میداند.
کنفرانس استکهلم، کارگران و مردم زحمتکش و آزادیخواهان و زنان پیشرو و کمونیستها را به پیوستن به آلترناتیو شورایی، به ایفای نقش در شکل دادن و پیروز کردن آن، به برافراشتن این افق در مبارزه جاری فرا می خواند. ما وارد دورانی تعیینکننده شدهایم که سرنوشت نسلهای آینده را نیز رقم میزند. تصمیم و اراده و پراتیک انقلابی امروز ما میتواند و باید به این دوره و آینده شکل دهد. آلترناتیو شورایی و سوسیالیستی مُبرم و ممکن است و باید در روند مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی و فردای آن به کلیه مشقات و مصائب تاکنونی سرمایهداری پایان دهد.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در راستای انجام رسالت فوق برای اتحاد و به میدان آوردن اردوی چپ و انقلابی تلاش می کند. شورای همکاری به منظور پیشبرد این امر گسترش سازمانی، گسترش همکاری و بکار گرفتن ابتکارات و اقدامات ضروری در این زمینه را بخشی از در دستور کار و وظایف تعطیل ناپذیر خود می داند.
سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی!
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم!
زنده باد اتحاد صفوف اردوی آلترناتیو سوسیالیستی!
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
ژانویه ۲۰۲۶ - دی ماه ۱۴۰۴
***************
کنفرانس استکهلم اوضاع متحول سیاسی، جنبشهای سیاسی، جایگاه و نقش نیروهای چپ
***************
پیام کنفرانس شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست به طبقه کارگر ایران
زمان بدست گرفتن ابتکار عمل مبارزاتی و سیاسی کارگران است!
کارگران ایران!
پیشاپیش درودهای کنفرانس ما را بپذیرید!
کنفرانس استکهلم در یکی از حساس ترین دوران تاریخ صد ساله ایران برگزار میشود. رژیم اسلامی بزرگترین جنبش انقلابی ایران پس از جنبش ژینا را به خون کشید. سرکوب سراسری معترضان خیابانی، دستگیری های گسترده و قتل عام چندین هزار نفر از توده های بپا خاسته ایران با وجود اینکه جامعه را داغدار و سوگوار کرده است، اما به اعتراضات عمومی علیه دیکتاتوری، فقر و فلاکت عمومی که در صدها شهر جریان داشت، پایان نمی دهد.
هیچگاه فاصله طبقاتی، فقیر و غنی و گسل اکثریت مردم ایران با رژیم اسلامی چنین عمیق و گسترده نبوده است. شدت استثمار کارگران ایران، در تمام جهان کم نظیر است، زیرا رژیم تازه به قدرت رسیده شوراهای کارگری برآمده در دوران انقلاب ۵۷ را از بین برد و هر حرکت کارگران ایران را برای ایجاد تشکلهای مستقل کارگری با اخراج، دستگیری، شکنجه و کشتن فعالین جنبش کارگری سرکوب کرد. اکنون طبقه کارگر ایران تشکلهای مستقل خود را ندارد و بیش از نود درصد آنها با قراردادهای موقت، سفید امضا و شرکتهای پیمانکاری کار میکنند که یکی از نتایجش حداقل دستمزدهای چهار برابر زیر خط فقر است.
کارگران ایران!
در دوران انقلاب ۵۷، جهان شاهد یکی از بزرگترین اعتصابات عمومی تاریخ قرن بیستم توسط طبقه کارگر ایران بود. منتها چون جنبش کارگری ایران بشکل آشکار و صریح خواهان دستیابی به قدرت سیاسی نبود، جریانات اسلامی از اعتصابات کارگری که کمر رژیم شاه را شکست استفاده کردند و خودشان به قدرت رسیدند. بجای آنکه طبقه کارگر بسمت قدرت سیاسی برود و اهرمهای قدرت را برای برآوردن خواستهایش بکار بگیرد، دشمنان کارگران قدرت را در دست گرفتند و به جان کارگران افتادند و طی چند دهه یک اختناق سیاسی و یک فلاکت اقتصادی عمومی را به طبقه کارگر و اکثریت مردم ایران تحمیل کردند.
کارگران ایران!
شما هرگز تسلیم این شرایط ضد انسانی نشدید و کارخانجات و خیابانهای شهرهای سراسر ایران شاهد اعتصابات و تجمعات پر شمارتان بوده است. اگر چه هنوز مبارزات شما علنا و مستقیما حیات رژیم اسلامی را نشانه نگرفته است، اما برآوردن شدن مطالباتی که تاکنون و از جمله در بیانیه های روز کارگر در همه این سالها فریاد زده اید، فقط در حاکمیت شورایی خودتان بدست می آید.
اکنون اکثریت مردم ایران از فقر و فلاکت اقتصادی، از ستم و استثمار شدید طبقاتی، از ستم جنسیتی و قوانین آپارتاید ضد زن، از دیکتاتوری و سرکوب، از اشکال مختلف تبعیض و ستم علیه شهروندان و ساکنین کشور و از نابودی بیش از پیش محیط زیست و پیامدهای دهشتناک آن در رنج و عذابند. کارگران نه تنها هیچ نفعی از این ستم ها نمی برند بلکه خود این ستمها از موانع اتحاد طبقاتی آنهاست و برای منافع خود و آزادی جامعه نیز ناچارند با همه این ستمها مبارزه کنند. کلید رهایی اکثریت مردم از فلاکت اقتصادی، اختناق و بی حقوقی و محافظت از محیط زیست ایران در دست شماست.
درس بزرگ انقلاب ۵۷ برای جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر اینست که طبقه کارگر بدون تحزب و تشکل و بدون تامین رهبری بر جنبش همگانی، به نیروی جنبشهای غیرکارگری بدل میشود. ثمره مبارزات کارگران باید در خدمت برآورده شدن خواستهای طبقاتی خودش و متحدینش در جنبش زنان، دانشجویی، رفع ستم ملی، معلمان و بازنشستگان و محیط زیست قرار بگیرد. فعالین و تشکلهای مستقل جنبش کارگری هم باید به مانند جریانات دیگر خواستهای خود را همراه با نظام جانشین مورد نظر کارگران که حاکمیت شورایی است، بیان کند. پس از قتل عام مردم در دو هفته گذشته، ورود کارگران به مبارزه برای خواستهای طبقاتی خود، اوضاع ایران را دگرگون می کند. زمان بدست گرفتن ابتکار عمل مبارزاتی و سیاسی توسط کارگران فرا رسیده است.
در این مسیر، شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست خود را بخشی از حرکت شما می داند و برای کمک به ایجاد تشکلهای مستقل کارگری و همکاری و اتحاد بین فعالین و تشکلهای جناح چپ و سوسیالیست جنبش کارگری از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد.
زنده باد جنبش مستقل کارگری
سرنگون باد رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی - زندهباد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
دیماه ۱۴۰۴ - ژانویه ۲۰۲۶
***************
بیانیه کنفرانس شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
در باره نسل کشی دولت فاشيست اسرائيل و طرح "صلح" نئوکولونیالیستی ترامپ در غزه!
اوج گیری تروریسم و جنگ بعد از حمله هفتم اکتبر ٢٠٢٣ توسط جریان ارتجاعی حماس و به بهانه آن نسل کشی دو ساله حکومت فاشیستی اسرائیل در غزه نماد برجسته توحش در جهان تحت سلطه بربریت سرمایه داری بود. شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست با شفافیت در دو سال گذشته نسل کشی دولت اسرائیل در غزه را محکوم کرده و در کنار مردم ستمدیده فلسطین بوده است. اکنون و به دنبال برگزاری کنفرانس استکهلم در دهم ژانویه ٢٠٢٦ باردیگر برمواضع و سیاست اصولی خود تأکید میکند.
نتيجه اين نسل كشى با استناد به آمارهاى قابل اتکای منتشر شده تا مقطع آتش بس اخیر بيش از ٧٠ هزار نفر کشته و١٧٠ هزارمجروح بوده است و در ميان كشتهها ٢٠ هزار كودك وجود دارد. بيش از ٩٥ درصد مناطق مسكونى ويران يا غيرقابل سكونت شده اند. تمام زير ساختهاى آب و برق و فاضلاب نابود شده اند. بيش از دو ميليون و صد هزار نفر بارها در نوار غزه جابجا و از مسکن خود آواره شدند. بيش از ٥١٨ مدرسه و مركز آموزشى ويران گردیدند. ٧٤٥ هزار نفر از کودکان در سنين ابتدایى تا دانشگاه در دو سال اخير از تحصيل باز ماندهاند. در مدت دو سال جنگ و نسل کشی، ٦٥٤ بيمارستان و مركز بهداشتى توسط ارتش فاشيست اسرائيل مورد حمله قرار گرفته و بخشأ ويران شده اند. بيش از ١٧٠٠ نفر از كادر درمانى و دهها خبرنگار در اين مدت جان خود را از دست داده اند. قحطى و گرسنگى جان ٤٠٠ نفر را گرفت. محيط زيست غزه بطور كلى نابود شده است. تنها یک و نیم درصد از زمينهاى كشاورزى غزه قابل كشت هستند.
این فجایع و جنگ و تروریسم و نسل کشی دو ساله اخیر محصول بیش از هفتاد سال اشغالگری حکومت اسرائیل،سرکوب مردم فلسطین، به رسمیت نشناختن حق مردم فلسطین برای تشکیل دولت مستقل و اشغال فزاینده سرزمین فلسطینیها توسط گروههای مذهبی - ارتجاعی یهودی، زمینه را برای رشد جریانهای اسلامگرای حماس و جهاد وحزب الله و دخالتهای جمهوری اسلامی در قالب "محورمقاومت" و کارکردهای تروریستی و ضد انسانی آنها فراهم کرد. بی تردید دولت آمریکا و اغلب دول اروپایی درنسل کشی مردم غزه توسط اسرائیل شریک هستند. بدون حمایت نظامی،مالی،لجستیکی،اطلاعاتی، دیپلماتیک و رسانه ای آنها، دولت اسرائیل نمیتوانست در خاورمیانه و در مقابله با فلسطینی ها تا این حد سرکشی کند. در دوره دو ساله نسل کشی اخیراسرائیل، دولتهای غربی بیشترین موانع و محدودیتها در مقابل جنبش اعتراضی میلیونها انسان حق طلب در دفاع از مردم فلسطین و علیه دولت فاشیستی اسرائیل به عمل آوردند. آکتیویستهای ضد نسل کشی اسرائیل و مدافع حقوق مردم فلسطین دستگیر و بازداشت کردند. به لحاظ سیاسی و عملی در کنار دولت فاشیست اسرائیل بودند .
در طرف دیگر این کشتار و ویرانی، مردم انساندوست و حق طلب در سراسر جهان قرار دارند که همواره برای دستیابی مردم فلسطینبه حقوق خود در کنار آنها بودهاند. نسل کشی دو ساله اخیر که با گسترده ترین اعتراضات در سطح جهان روبرو شده،به وضوح قدرت بالای جنبش اعتراضی بشریت حق طلب، فاکتور تعیین کننده تحمیل آتش بس شکننده کنونی برفاشیسم حاکم براسرائیل و دولت ترامپ بود.
کنفرانس شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست باردیگر به شدیدترین وجهی اشغالگری و ستمگری بیش از هفت دهه حکومت قومی، مذهبی- فاشیست اسرائیل و نسل کشی دو ساله اخیر علیه مردم فلسطین و غزه را محکوم میکند و خود را در کنار حق طلبی مردم فلسطین میداند و براین باور است که:
- آتشبس شکننده ای كه هم اكنون در جريان است، بايد دائمی و سايه جنگ از سر مردم فلسطین و غزه براى هميشه برداشته شود.
- طرح ٢٠ ماده ای "نئوکولونیالیستی" ترامپ یکجانبه به نفع دولت فاشیست اسرائیل و علیه حقوق اولیه و پایه ای مردم فلسطین است. این طرح در راستای تبدیل کردن باریکه غزه به "کمپ اردوگاهی بزرگ" با ساکنین همیشه محتاج کمکهای دولتها و نهادهای جهانی است. این یک توطئه ضد اجتماعی و ضد مردمی بین المللی است.
- حاکمیت باریکه غزه و اداره امورآن به نمایندگان مستقیم خود مردم باید سپرده شود. شهروندان غزه به دور از اشغالگری و زورگویی نظامی ارتش اسرائیل ویا تهدیدات حماس، در یک شرایط نرمال زیر نظر سازمان ملل و یا نهاد بین المللی دیگر میتوانند، نمایندگان مستقیم خود را برای اداره امور جامعه انتخاب کنند. در همین رابطه طرح قیمومیت "ترامپ وتکنوکراتهای فلسطینی" از نظر ما مردود است. به علاوه غزه با تأمین همه امکانات شایسته زندگی انسان امروز باید بازسازی شود.
- ما خواهان اجرای"حکم دیوان کیفری بین المللی" برای دستگیری و محاکمه نتانیاهو،گالانت ودیگر سازماندهندگان نسل کشی و قتل عام جمعی در فلسطین و غزه هستیم.
ما همچنین خواهان پایان دادن به اشغال رژيم آپارتايد اسرائيل هستيم و معتقدیم بدون به رسمیت شناختن کامل حقوق فلسطینیان، صلح در خاورميانه محقق نخواهد شد. تأسیس یک کشور مستقل و دارای حاکمیت فلسطینی در مرزهای ١٩٦٧ كارسازترين راه حل ممكن براى پايان دادن به چرخه خشونت و كشتار عليه فلسطينيان و مردم اسرائيل است.
سرنگون باد نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی -زنده باد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
دی ماه ١٤٠٤ - ژانویه ٢٠٢٦
***************
پیام کنفرانس شورای همکاری نیروهای
چپ و کمونیست به زندانیان سیاسی و خانوادههای جانفشاندگان
رفقای زندانی، زندانیان سیاسی، مبارزان راه آزادی و سوسیالیسم!
گرمترین و صمیمانهترین درودهای کمونیستی و انقلابی ما بر شما باد! بر شما زندانیان مبارز و رزمندگانی که برای آزادی و برابری با عزمی استوار علیه جمهوری اسلامی و نظم سرمایهداری حاکم بر ایران به مبارزه برخاستهاید. شمایانی که به جرم دفاع از آزادی، دفاع از منافع کارگران و زحمتکشان مورد پیگرد قضایی و سرکوب رژیم قرار گرفتهاید، شکنجه و شلاق را تجربه کردهاید، زمانهای طولانی را در سلولهای انفرادی ماندهاید و سپس در بیدادگاههای جمهوری اسلامی با محاکمات دروغین و از پیش تعیین شده به حبس و زندان محکوم شدید. درود بر استقامت و پایداریتان باد! خاصه شما زندانیان مبارزی که از بهمن ماه ۱۴۰۲، سهشنبههای اعتصابی «نه به اعدام» را آغاز کردید، با عزمی استوار پیام مبارزاتیتان را به دیگر زندانها رساندید و اکنون پرچم کارزار مقاومت و ایستادگی علیه اعدام را - که یک قتل عمد دولتیست - در صد و دومین هفتۀ اعتصابی در بلندای بیش از ۵۵ زندان در سراسر کشور به اهتزار در آوردید.
رفقا و دوستان زندانی! کنفرانس شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در یکی از حساسترین دوران مبارزاتی تودههای مردم ایران برگزار شد. زمان برگزاری این کنفرانس اگر چه از دو ماه پیش تعیین شده بود، اما همزمانی برگزاری آن در چهاردهمین روز مبارزات آزادیخواهانه تودههای زحمتکش مردم ایران، وظایف سنگینتری را بر دوش شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست گذاشت. وظایفی انقلابی که شورا را بر آن خواهد داشت تا بیش از پیش پژواک صدای مبارزات شما از درون شکنجهگاههای مخوف جمهوری اسلامی باشد.
ادامه کارزار مبارزاتیتان علیه اعدام - آنهم در ایامی چنین سرنوشتساز که تودههای مردم ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی بپا خاستهاند - بذر امید و مقاومت را در دل همه مبارزان راه آزادی و سوسیالیسم افشانده است. به رگهای جنبش نوپای «نه به اعدام» خون تازه دمیده و تحرکات جدیدی را علیه اعدام در درون جامعه بوجود آورده است. مبارزات شما و همصدایی گروههای مختلف اجتماعی با کارزار سهشنبههای نه به اعدام در شرایطی رو به اعتلا گذاشته است که رژیم اعدام و شکنجه، با تشدید سیاست دار و داغ و اعدام و تکرار سناریوهای پیشین اعترافهای تلویزیونی خود را برای مقابله با جنبش انقلابی مردم تجهیز کرده است. این در حالیست که اوضاع سیاسی کشور به شدت متلاطم، اقتصاد کشور فرو ریخته، خزانه دولت خالی، سفرهها کوچک، بیکاری گسترده و مردم برای تغییر وضعیت موجود در ابعاد سراسری به تظاهرات و نبردهای خیابانی علیه جمهوری اسلامی روی آوردهاند. در چنین وضعیتی که هیئت حاکمه در گرداب سقوط دست و پا میزند، برخاستن صدای نه به اعدام شما در زندان و بیرون از زندان، پژواک بیشتری یافته است. گستردگی کارزار سهشنبههای نه به اعدام - آنهم در دوران فروپاشی رژیم، بیانگر این واقعیت است که اقتدار و هیمنۀ رژیم در عرصههای مختلف فرو ریخته، بگیر و ببندها کارآیی سابق خود را از دست داده و بازداشت و زندان و محاکمات فرمایشی دستگاه قضایی قادر به توقف مبارزات مردم علیه اعدام و پیشروی آنان برای سرنگونی جمهوری اسلامی نیست.
موج جدید اعتراضات تودهای که در دو هفتۀ گذشته سراسر کشور را فرا گرفته است، نتیجۀ بحرانهای لاعلاجیست که ریشه در ساختار فاسد و معیوب جمهوری اسلامی و نظام سرمایهداری حاکم بر کشور دارد و لاجرم تنها با سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و استقرار حاکمیت شورایی کارگران و زحمتکشان از میان برداشته خواهد شد. حال در چنین وضعیتی که تودههای مردم ایران عزم خود را برای سرنگونی جمهوری اسلامی جزم کردهاند، مقاومت و ایستادگی شما در درون زندانها و شکنجهگاههای جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری امید گسترش مبارزه علیه اعدام را در جای جای جامعه بر انگیخته است. درود بیکران ما بر استقامت و پایداریتان باد!
خانوادههای جانباختگان راه آزادی و برابری و سوسیالیسم!
درود بیکران ما بر شما و پایداری و استقامتتان باد! خاصه شمایانی که در دو هفتۀ گذشته عزیزان سروقامتتان با شلیک مستقیم گلولۀ نیروهای آدمکش جمهوری اسلامی به خاک افتادند. شما خانوادههای داغداری که به رغم تحمل رنجها و سختیهای فراوان، همواره بر آرمانهای مبارزاتی و آزادیخواهانۀ فرزندانتان پای فشردهاید. در سختترین شرایط، صدای دادخواهی عزایزان جانفشانتان را پژواک دادهاید، پرچم جنبش دادخواهی را بر دوش گرفته و با پایداریتان سیاست سکوت و فراموشی را درهم شکستهاید. با این همه و به رغم همه هزینهها و رنجهایی که تاکنون متحمل شدهاید، هرگز از پای ننشستید و قدمی از مسیر دادخواهی عقبنشینی نکردید. در تمامی این سالهای سپری شده استوار ماندید و به ما آموختید که پرچم مبارزاتی فرزندان راست قامتتان بر زمین افتادنی نیست. آنچه در این سالهای سرکوب و کشتار و مرگ بر فرزندان مبارزتان رفته است، چه آنهایی که در این روزها در دفاع از آرمانهای انقلابیشان توسط مزدوران جمهوری اسلامی در کف خیابانها پرپر شدند، چه آنهایی که پیش از این در راه آزادی و برابری و سوسیالیسم جانفشانی کردند، چه آنهایی که در زندانها حماسه آفریدند و با پروندهسازیهای دروغین بازجویان شکنجهگر سربدار شدند، نام و نشان هیچکدام از این مبارزان راه آزادی و برابری از خاطرهها محو نخواهد شد. فرزندان مبارزتان، جملگی زنان و مردان آزادیخواهی بودهاند که با علم به رهایی جامعه از ستم و بیدادگری، با آگاهی نسبت به رهایی کارگران و تودههای زحمتکش از استثمار و تبعیض و نابرابری به پیکاری بیامان علیه نظم موجود و حاکمان مستبد آن به مبارزه برخاستند.
آنچه را که شما در این سالهای متمادی – خاصه در این روزهای سرنوشت ساز و تاریخی - تحمل کردید و در همپیمانی با فرزندانتان وفادار ماندید، جای بسی تقدیر و قدردانیست. درود بیکران بر شما و استقامت و پایداریتان باد. شما خانوادههای رنجکشیدهای که با برافراشتن پرچم مبارزاتی فرزندان راست قامتتان، همواره پیام رسان امید و پیروزی در راه آزادی و برابری و سوسیالیسم در جامعه بودهاید. مطمئن باشید جمهوری اسلامی رفتنیست، پیروزی نزدیک است و فردای روشن در انتظار همۀ ماست. درود بیکران ما بر شما باد!
سرنگون باد رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی - زنده باد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
دیماه ۱۴۰۴ - ژانویه ۲۰۲۶
امضاها: امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت
***************
پیام کنفرانس شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
به زنان مبارز و فعالان چپ و سوسیالیست جنبش زنان
زنان مبارز!
جامعه ایران در شرایط متحولی است. صحنه سیاسی جامعه شاهد اعتراضات و مبارزات گسترده و جانفشانی مردم برای بزیر کشیدن جمهوری اسلامی در اشکال کوناگون است و رژیم اعدام و کشتار همه ابزارهای سرکوب و قتل عام را برای برای خاموش کردن مبارزات مردم جان بهلب رسیده بکار گرفته است. همسو با این شرایط اپوزیسیون راست و بویژه جناح فاشیستی و سلطنت طلب آن با تلاش امپریالیستها، رسانهها و مزدوران گوناگون سرمایهداری در اشکال مختلف تلاش گستردهای را برای تثبیت تکرار ضدانقلاب دیگری بر جامعه دنبال میکنند. این شرایط حساس، نیازمند هوشیاری حضور آگاهانه در عرصههای مختلف اعتراضات مردمی است.
تلاشهای گرانقدر شما طی دههای گذشته علیه آپارتاید جنسی و جنسیتی و تبعیض ساختاری در رژیم زنستیز جمهوری اسلامی، در عرصههای گوناگون ـ از جمله کنترل بر بدن زنان، قوانین و سنتهای فرهنگی و دینی پدر/مردسالار، نابرابری در مزد و اشتغال، اشکال مختلف خشونت علیه زنان، محدودیتها در تحصیل و سیاستهای ارتجاعی بازگرداندن زنان به خانه داری و فرزندآوری ـ ادامه داشته و در زمینههای مختلف، رژیم اسلامی را وادار به عقبنشینی کرده است.
مقابله با حجاب اجباری همواره جایگاهی مهم در پویش مبارزاتی زنان داشته که در خیزش انقلابی ۱۴۰۱ با شعار" زن، زندگی، آزادی" به اوج رسید. در این جنبش سراسری، حضور گسترده و مبارزه جسورانه دختران جوان در خیابانهای اغلب شهرها، در محیط کار و تحصیل و دیگر عرصههای اجتماعی، ارکان رژیم اسلامی را به لرزه درآورد و فضای سیاسی جامعه را بهشدت تحت تأثیر حضور گسترده و مبارزهجویانه زنان قرار داد. در این مبارزه پرتپش، بسیاری از زنان و دختران جوان جسور و مبارز بهدست رژیم جان باختند یا به زندان افتاده و محکوم شدند. اگرچه در شرایط کنونی، بر اثر سرکوب وحشیانه رژیم و عوامل دیگر، از تحرک جنبش انقلابی کاسته شده است، اما نباید فراموش کرد که یکی از دستاوردهای مهم این جنبش، تغییر در فضای جامعه و حضور زنان بدون حجاب در خیابانهای شهرها و عرصه عمومی است. توجه به این نکته از آنرو اهمیت دارد که رژیم اسلامی همواره حجاب اجباری را یکی از ارکان هویتی خود تلقی کرده و طی ماههای گذشته نیز، علیرغم تهدیدها و مصوبههای گوناگون برای کنترل بیحجابی، نتوانسته شرایط را به پیش از برآمد این جنبش بازگرداند.
زنان مبارز!
چالشهای شما علیه سامانه سلطه و ستم پدر/مردسالار و رژیم آپارتاید ضدزن اسلامی، در صورتی تحقق مییابد که متشکل شده و با جنبش طبقاتی کارگران و دیگر جنبشهای اجتماعی علیه ستم، سلطه و استثمار همگرا شود.
فعالان چپ و سوسیالیست جنبش زنان!
شما زنان چپ و پیشرو اگر چه در همه جنبشهای اجتماعی نقش برجسته ای داشته اید و از همان روزهای آغاز شکلگیری جمهوری اسلامی، علیه حجاب اجباری تظاهرات و اعتراضات پرشکوهی را سازمان دادید؛ بسیاری از شما بهدلیل فعالیتهای سیاسی شکنجه و زندانی شدید و شمار زیادی از همرزمان شما اعدام شدند یا ناچار به تبعید گشتند. در تبعید همراه با رشد تشکلهای زنان مبارزات شما در عرصههای گوناگون تداوم یافت. از درون جامعه نیز زمینههای پویش جنبش زنان علیه سلطه پدر/مردسالاری و مبارزه با آپارتاید جنسی و جنسیتی را فراهم آوردید و سالهای گذشته، ضمن تداوم مبارزه با رژیم ضد زن، گرایشهای انحرافی درون جنبش زنان ـ از جمله «فمینیسم اسلامی» و گرایشهای مختلف «اصلاحطلبی» ـ را نقد کرده و پشت سر گذاشتید.
شما که در عرصههای مختلف سیاسی، حقوقی، اجتماعی، فرهنگی و هنری، گفتمان رهایی زنان را گسترش دادید و در ساماندهی و پویش مطالبات زنان نقشآفرین بودید و در سالهای اخیر نیز برای تحرک مطالبات کوئیرها علیه سلطه جنسی و جنسیتی در فضای سیاسی تلاش کردهاید، درودهای گرم و صمیمانه ما را بپذیرید.
در این شرایط متحول سیاسی حضور گسترده و آگاهانه و هوشمندانه شما در تحولات سیاسی کنونی، همگرایی گرایشهای چپ و پیشرو در جنبش زنان برای سازمانیابی تشکلهای مستقل و تودهای زنان، بر محور خواستههای عمومی و نیز مطالبات اجتماعی برای رفاه و آزادی زنان کارگر و خانهدار که زمینه رهایی زنان از کار خانگی را فراهم میکند ـضرورتی انکارناپذیر است که میتواند به تحرک جنبش زنان بینجامد و زمینه رشد و بالندگی این جنبش و حضور در فضای سیاسی را هموار سازد.
به موازات آن، همگرایی با دیگر جنبشهای اجتماعی، -بهویژه جنبش طبقاتی کارگران - علیه هرگونه سلطه، ستم و استثمار و بر محور برابری و آزادی، پویشی است که از یکسو میتواند طیف اپوزیسیون راست ـ که نابرابری و استثمار، محور مشترک همه گرایشهای درونی آن است ـ را به عقب براند و از سوی دیگر، مسیر مبارزه برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و ایجاد حاکمیت شورایی را هموار کند.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
ژانویه ۲۰۲۶ / دیماه ۱۴۰۴
***************
اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست:
در همبستگی با مبارزات توده های مردم ایران
زنده باد مبارزه علیه فقر و گرانی و تورم، پیش بسوی انقلاب
طی روزهای گذشته موجی از اعتراضات توده ای در تعدادی از شهرهای ایران به راه افتاده است. این اعتراضات که از روز یکشنبه هفتم دیماه ۱۴۰۴ در پی بالارفتن بی سابقه دلار و افزایش شدید قیمتها با ترکیبی از اعتراض کسبه و مردم از بازار بزرگ تهران آغاز شد، در همان ساعات اولیه به خیابان جمهوری و پس از آن مناطق دیگری از تهران را فرا گرفت. موج تازه اعتراضات کنونی که ریشه در نارضایتی عمومی توده ها، تنگناهای معیشتی مردم، افزایش سرسام آور تورم، ناچیز بودن دستمزد و حقوق کارگران و زحمتکشان دارد، طی روزهای دوشنبه و سهشنبه نیز ادامه یافته و با کشیده شدن به شهرهایی نظیر اصفهان، مشهد، کرج، همدان، قشم، کیش، ملارد، ممسنی و کرمان ابعاد وسیعتری به خود گرفته است.
سرعت گسترش اعتراضات مردمی از تهران به شهرهای دیگر همراه با طرح شعارهایی علیه خامنه ای و جمهوری اسلامی و حمایت سریع دانشجویان دانشگاه های تهران و دیگر دانشگاه های کشور بیانگر خشم و انزجار فرو خورده توده های زحمتکشی است که دیگر حاضر به تحمل جنایت جمهوری اسلامی نیستند. حاکمیتی مستبد و ارتجاعی که طی سال های متمادی مردم ایران را سرکوب، فقر و نداری را بر آنان تحمیل، میلیاردها دلار از دسترنج کارگران و زحمتکشان را صرف جنگ افروزی، گسترش نیروهای نیابتی و تأسیسات هسته ای خود کرده است. رژیمی فاسد و ستمگر که به رغم این همه فقر و فلاکتی که بر کارگران و زحمتکشان ایران تحمیل کرده است، اختناق بی حد وحصری را بر جامعه حاکم و هر حرکت اعتراضی مردم را با بگیر و ببند و زندان و اعدام و کشتار پاسخ داده است. چنانچه در همین دو روز گذشته نیز، برای متفرق کردن توده های معترض به سوی آنان گاز اشک آور پرتاب کرده، دانشگاها را محاصره، معترضان را ضرب و شتم و در مواردی هم به سوی آنان گلوله شلیک کرده است.
اعتراضات روبه گسترش توده های مردم ایران در همین چند روز اخیر به روشنی نشان داده است، نه تنها کشتار و اعدام و زندان و بگیر و ببندهای سال های گذشته قادر نبوده است مردم تحت ستم را از مبارزه برای رهایی از فقر و فلاکت و تبعیضاتی که به آنان تحمیل شده باز دارد، بلکه بار دیگر آنان را با شعارهای «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر جمهوری اسلامی» و «زنده باد آزادی» به خیابان کشانده و خیابان ها را به میدان نبرد آنان با ارتجاع حاکم تبدیل کرده است. مهمتر اینکه با شکل گیری موج نوین اعتراضات، دانشجویان مبارز دانشگاه های تهران نیز از همان ساعات اولیۀ برخاستن اعتراضات خیابانی با سر دادن شعارهایی نظیر «نه پهلوی نه رهبری، دموکراسی و برابری»، «زن، زندگی، آزادی»، «نه پادگان نه بنگاه، زنده باد دانشگاه» و «دانشجو میمیرد، ذلت نمیپذیرد» صحن دانشگاه ها را نیز به مبارزات خیابانی مردم پیوند زده اند.
در این میان نیروهای اندک به ظاهر سلطنت طلب - چه بسا نفوذی های امنیتی - سعی دارند با حضور در پاره ای از اجتماعات مردم مبارز و زخم خورده از دو ارتجاع اسلامی و سلطنتی و سر دادن شعارهایی به نفع رضا پهلوی کوشیده اند تا اعتراضات کنونی مردم ایران را همانند سال ۱۴۰۱ به انشقاق و دودستگی بکشانند. از این رو جا دارد زنان، جوانان و نیروهای پیشرو با طرد و انزوای سیاست های نئوفاشیستی آنان همراه با افشای اقدامات فاشیستی اسرائیل و تلویزیون های دست راستی «من و تو» و «ایران اینترنشنال» در جعل و صداگذاری روی فیلم های مبارزات خیابانی ، روند مبارزات رو به رشد کنونی را تسریع کنند. و توده های وسیع مردم ایران نیز با هر چه بیشتر پیوستن به صفوف مبارزات خیابانی، اعتراضات مردمی را وسعت بخشند، اتحاد مبارزاتی خود را بیش از پیش مستحکم سازند و کسانی را که سعی دارند با نفوذ در صفوف مبارزاتی شان تفرقه ایجاد کنند، از خود دور سازند.
مهمتر از مبارزات خیابانی توده های کار و زحمت و همبستگی دانشجویان مبارز و آزادی خواه با مبارزات آنان در روزهای گذشته، شکل گیری و گسترش اعتصابات کارگری و پیوند خوردن آن با مبارزات خیابانی توده های مردم ایران است. خواسته ای به حق که جنبش خیابانی و جنبش دانشجویی می بایست در این روزهای سرنوشت ساز از طبقه کارگر ایران مطالبه کند. آنچه طی سه روز گذشته در خیابان های بیش از ده شهر شکل گرفته است و چه بسا در روزهای آینده شهرهای بیشتری را فرا گیرد، تداوم مبارزات مردم ستمدیده ایران در دیماه ۹۶، آبان ۹۸ و جنبش انقلابی نیمه دوم سال ۱۴۰۱ است. جنبشی بزرگ و ستودنی که تا سرنگونی جمهوری اسلامی پیش رفت، اما در فقدان حضور طبقاتی کارگران و زیر ساطور سرکوب و کشتار هیئت حاکمه از ادامه حرکت باز ماند.
تجربه جنبش بزرگ و انقلابی «زن، زندگی، آزادی» و توقف آن در میانه راه همانند مشعلی فروزان در پیشاروی مبارزات کنونی مردم ستمدیده بویژه طبقه کارگر ایران است. بی تردید اگر کارگران ایران در این روزهای سرنوشت ساز در کارخانه ها و مؤسسات خدماتی، اعتصابات پراکنده خود را یکدست کنند، چرخ تولید را متوقف سازند و متحد و یکپارچه برای سازماندهی اعتصابات سراسری بپا خیزند، یقیناً اینبار این کارگران و زنان و توده های وسیع مردم ایرانند که بر ویرانه های جمهوری اسلامی جشن پیروزی انقلاب را برپا خواهند کرد.
سرنگون رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم
۹ دی ماه ١٤٠۴
امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت
***************
اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست:
علیه استراتژی ترامپ و راست جدید در آمریکا
دخالتگری امپریالیستی در آمریکای لاتین و مانورهای جنگافروزانه در ونزوئلا را محکوم میکنیم
در ماههای گذشته، سیاستهای دخالتگرایانه، «رژیمچنجی» و جنگافروزانه امپریالیسم آمریکا در کشورهای مختلف آمریکای لاتین تشدید شده است. محور سیاستهای ترامپ، مقابله با گرایشهای چپگرا و حمایت از راست نئوفاشیستی در برابر احزاب و جبهههای چپ در آمریکای لاتین بوده است. این سیاستها در اشکال گوناگونی همچون افزایش تحریمها، فشارهای دیپلماتیک، دخالت در انتخابات و حمایت آشکار و علنی از نیروهای راست فاشیستی در کشورهایی چون برزیل، کوبا، السالوادور، بولیوی، نیکاراگوئه، گواتمالا و... بروز یافته است.
اخیراً دولت ترامپ بهطور آشکار در انتخابات آرژانتین دخالت کرد و با اعلام حمایت مالی و انجام تبلیغات گسترده، زمینه افزایش آرا و انتخاب مجدد خاویر میلی، چهره دستراستی، را فراهم ساخت. انتخابات در هندوراس با دخالت آمریکا به نفع دستراستیها تمام شد. در انتخابات شیلی نیز خوزه آنتونیو کاست، نامزد راستگرای طرفدار ترامپ و مدافع پینوشه، با وعده وامهای کلان و حمایت مالی، سیاسی و دیپلماتیک آمریکا، آرای قابلتوجهی کسب کرد. بااینحال، در هفتههای اخیر، سیاست آشکار رژیمچنجی دولت ترامپ علیه حکومت نیکلاس مادورو در ونزوئلا نمود برجستهتری یافته و بازتاب گستردهتری در عرصه بینالمللی داشته است.
آمریکا آشکارا، به بهانههای مختلف از جمله ادعای مضحک «مبارزه با مواد مخدر»، ناوگان جنگی خود را به منطقه کارائیب اعزام کرده و تاکنون دو کشتی حامل نفت ونزوئلا را مصادره نموده است. همچنین خواهان استعفای مادورو شده و حتی او را به دخالت نظامی برای سرنگونی تهدید کرده است. این اقدامات نقض آشکار حقوق و روابط بینالملل بورژوایی–لیبرالی و دخالت مستقیم در امور داخلی کشورهای دیگر است؛ حقوقی که لیبرالدموکراسیها همواره مدعی دفاع از آن بودهاند، هرچند توخالی بودن این ادعا با کودتاهای متعدد، بهویژه در آمریکای لاتین، بارها به اثبات رسیده است.
تأکید بر محکومیت سیاستهای دخالتگرایانه و جنگطلبانه آمریکا، بههیچوجه به معنای نادیده گرفتن ناکارآمدیها، محدودیتها یا فساد احزاب و جبهههای پارلمانتاریستی چپ در آمریکای لاتین نیست. در این منطقه و حوزه کارائیب، از اوایل قرن جاری و طی بیش از یک دهه، مجموعهای از جنبشهای مترقی علیه سیاستهای نئولیبرالی سرمایهداری و در جهت بهبود شرایط زندگی شکل گرفت. این جنبشها فرصتی در اختیار احزاب و جبهههای چپ یا مدعی چپ قرارداد تا با طرح مطالباتی چون بهداشت همگانی، آموزش رایگان، تحقق حقوق زنان، بهبود شرایط زندگی کارگران و زحمتکشان، تقویت اتحادیههای کارگری و گسترش آزادیهای سیاسی و مدنی، به قدرت پارلمانتاریستی دست یابند و رفرمهایی را نیز پیش ببرند.
بااینحال، طی دهه گذشته، اگرچه این جنبشها دستاوردهای مهمی داشتهاند، اما اغلب احزاب و جبهههای مذکور، چه به اختیار و چه از سر اجبار، و تحت تأثیر سیاستهایی که نهادهای بورژوایی نظیر صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی تحمیل میکردند و یا اینکه در نتیجه فشارهای دیپلماتیک قدرتهای سرمایهداری و تنگناهای ساختاری نظام سرمایهداری، نتوانستند یا نخواستند به وعدههای خود عمل کنند. بدین ترتیب، در سالهای اخیر، بسیاری از این احزاب و جبههها ناچار یا به خواست خود در سیستم ادغامشده، دفرمه و یا ناکارآمد شده و یا اینکه به فساد آلودهشدهاند.
حکومت مادورو در ونزوئلا نیز یکی از همین نمونههاست که برای حفظ قدرت، به فساد، باجدهی به نظامیان و تقویت موقعیت مالی بوروکراتها و تکنوکراتهای دولتی متوسل شده و به هر ترفندی دستزده است که نتایج آن باعث آوارگی صدها هزار شهروند ونزوئلایی شده است. بااینهمه، این یک اصل پذیرفتهشده است که مردم هر جامعه باید خود سرنوشت سیاسیشان را تعیین کنند. تجربه نیز نشان داده است که کودتاها و سیاستهای رژیمچنجی، عملاً تنها منافع دولتهای امپریالیستی و دستنشاندگان آنان را تأمین کرده و اغلب اوضاع را وخیمتر میکند؛ همانگونه که در عراق و افغانستان پس از حمله آمریکا رخ داد.
همچنین نگاهی به تجربه این احزاب و جبهههای مدعی چپ بار دیگر یکی از اصول استراتژی سوسیالیستی را ثابت میکند که جابجایی و دستبهدست شدن قدرت در ساختار دولت بورژوایی مشکلات ناشی از ساختار سرمایهداری را حل نمیکند بلکه شرط لازم سرنگونی انقلابی درهم شکستن ساختار سیاسی و دستگاه بورکراتیک- نظامی بورژوایی و ایجاد حاکمیت شورایی برای گسترش رفاه، آزادیهای سیاسی و تأمین منافع کارگران و زحمتکشان است. نکتهای که جمع ما همواره بر آن تأکید داشته است.
همه ادعاهای توسعهطلبانه کنونی آمریکا بر مبنای «سند امنیت ملی» است که اخیراً توسط ترامپ منتشرشده است. سندی که بهروشنی نماد گذار به جهان چندقطبی جدید است. بخش مهمی از این سند، استراتژی امپریالیسم آمریکا در منطقه کارائیب و آمریکای لاتین را روشن میسازد. کابینه ترامپ در این سند بر احیای «دکترین مونرو» تأکید دارد؛ دکترینی که به سیاست آمریکا در سال ۱۸۲۳ بازمیگردد و پیام آن در آن دوره به قدرتهای اروپایی این بود که آمریکای لاتین بخشی از حوزه نفوذ و «حیاطخلوت» ایالاتمتحده است. در همین راستا، پیتر هگست، وزیر جنگ آمریکا، اعلام کرد: «با رئیسجمهور ترامپ، ما قرار است حیاط خلوتمان را پس بگیریم.»
بازخوانی دکترین مونرو از سوی ترامپ در «سند امنیت ملی» به معنای مقابله با نفوذ اقتصادی چین و بیرون راندن رقبا از عرصههای نفوذ سیاسی، نظامی و دیپلماتیک در آمریکای لاتین است. گسترش تحریمها، دخالت در انتخابات کشورهای مختلف به نفع راست جدید، دزدی دریایی و مصادره کشتیها، و سیاستهای جنگافروزانه و رژیمچنجی در ونزوئلا و ایجاد ناامنی در منطقه، اجزای بههمپیوسته استراتژی جدید امپریالیسم آمریکا را تشکیل میدهند و بهروشنی ادعاهای مضحک «صلحطلبی» ترامپ را افشا میکنند.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست، ضمن اعلام همبستگی با کارگران و زحمتکشان، چپ انقلابی و نیروهای مترقی در آمریکای لاتین، هرگونه مداخله فاشیستی و جنگطلبانه امپریالیسم آمریکا و دیگر نیروهای مرتجع در این منطقه را محکوم کرده و خواهان جلبتوجه افکار عمومی و پایان دادن به این شرایط پرخطر است.
سرنگون باد رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی
زندهباد آزادی زندهباد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
۲۷ دسامبر ۲۰۲۵/ ۶ دیماه ۱۴۰۴
امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری- حکمتی است، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت
***************
در گرامیداشت شانزده آذر، نماد مبارزه با ارتجاع و استبداد
در آستانه روز دانشجو قرار داریم. از شانزده آذر ۱۳۳۲ تا به امروز، بیش از هفت دهه گذشته است. هفتاد و دو سال پیش در چنین روزی دانشجویان دانشگاه تهران در واکنش به سفر نیکسون - معاون اول رئیس جمهوری وقت آمریکا - به ایران به اعتراض برخاستند. سفر نیکسون آنهم سه ماه بعد از کودتای ننگین ۲۸ مرداد که برای حمایت از رژیم کودتاگر پهلوی دوم به ایران میآمد، بیش از هرچیز خشم و نفرت دانشجویان مبارز و انقلابی را برانگیخته بود. خشم برآمده از آمریکا و رژیم کودتایی دست نشانده آن، دانشگاه تهران را به سازماندهی اعتراضات وسیع دانشجویی علیه استبداد، ارتجاع داخلی و آمریکا کشانید. خشم انقلابی دانشجویان، روز ۱۶ آذر همانند آتشی فروزان علیه رژیم سلطنتی و حامیان امپریالیست آن در دانشکده فنی دانشگاه تهران زبانه کشید.
رژیم برآمده از کودتا و نیروهای سرکوبگرش برای خوش آمدگویی نیکسون و نمایش تثبیت قدرت، دانشجویان معترض را به رگبار بستند. در آن تهاجم وحشیانه، سه دانشجوی مبارز، احمد قندچی، شریعت رضوی و مصطفی بزرگ نیا با شلیک نیروهای سرکوب از پای در آمدند. در پی جانباختن این سه دانشجوی انقلابی و به پاس گرامی داشت یاد و خاطره ماندگار آنان، روز ۱۶ آذر به عنوان روز دانشجو در حافظهٔ تاریخی دانشجویان و تودههای مردم ایران ماندگار شد.
ماندگاری این روز تاریخی در حافظهٔ مردم ایران برخاسته از واقعیت عینی مبارزات آزادی خواهانه و ضد استبدادی دانشجویان چپ، انقلابی و رادیکال در دوران رژیم استبدادی پهلوی دوم بود که از آن روز تا به امروز، طی بیش از هفت دهه حقانیت مبارزاتی خود را در ذهنیت تودههای آگاه جامعه تثبیت کرده است. از این رو جنبش دانشجویی ایران نه تنها در حاکمیت استبدادی نظام پادشاهی گذشته، بلکه در دوران سلطه ارتجاع و استبداد مذهبی جمهوری اسلامی نیز، یکی از سنگرهای مبارزه علیه ستم و نابرابری بوده است.
جنبشی با پایگاه تودهای که جمهوری اسلامی به اتکاء پیشینهٔ مبارزات رادیکال و انقلابیاش در رژیم گذشته همواره از قدرتگیری آن در هراس بوده است. بر بستر همین هراس ارتجاع اسلامی از جنبش دانشجویی بود که خمینی و دیگر حاکمان اسلامی همزمان با سرکوب مردم و سازمانهای سیاسی، تهاجم به دانشگاهها را نیز در برنامه کار خود قرار دادند. سرکوب و تهاجمی که از آغاز به قدرت رسیدن حکومت اسلامی، در دانشگاهها کلید خورد و در روزهای اول و دوم اردیبهشت ۵۹ تحت پوشش «انقلاب فرهنگی» به اوج رسید. روزهای خونینی که نیروهای بسیج و سپاه در یورشی وحشیانه به دانشگاههای کشور، تعداد زیادی از دانشجویان چپ و انقلابی را کشتار کردند و دانشگاهها را نیز به مدت دو سال بستند. پس از آن، پروسهٔ پاکسازی را آغاز و هزاران استاد و دانشجوی کمونیست و مبارز و مترقی را اخراج کردند. پس از دو سال که دانشگاهها مجدداً باز شدند، در پی سیستم گزینشی و سهمیهای، نیروهای بسیج و سپاه و عناصر وابسته به رژیم به کلی دانشگاهها را تسخیر کردند. برای دستکم ده سال دانشگاه حیاط خلوت رژیم شد و جنبش دانشجویی در آن سالها عملاً به محاق رفت. پس از آن نیز به رغم اینکه تا سالهای نخست دههٔ هشتاد در سیطرهٔ نفوذ «اصلاحطلبان» حکومتی بود، باز هم یکی از خونینترین سرکوبهای خود را در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی در قیام شش روزه تیرماه ۷۸ تجربه کرد. سرکوبهایی که در سالهای ۸۲ تا ۸۵ هم ادامه یافت و بسیاری از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در آن سالها، بازداشت، اخراج و «ستارهدار شدند. اما از آنجاکه جنبش دانشجویی ریشه در مبارزات تودههای مردم ایران داشت، از نیمه دوم دههٔ هشتاد، جنبش دانشجویی چپ و رادیکال با درسگیری از مبارزات دلیرانه دانشجویان در دوران ستمشاهی، بهویژه با الهام گرفتن از شانزده آذر - روز دانشجو - آرام آرام کمر راست کرد. سال از پی سال قد برکشید، در خیزش انقلابی دیماه ۹۶ با شعار «اصلاحطلب اصولگرا، دیگه تمام ماجرا»، بند ناف خود را از کل حاکمیت برید و پس از آن، در جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» در جایگاهی که شایستگیاش را داشت، قرار گرفت.
در تمامی این سالهای سپری شده، هرچه جنبش دانشجویی بیشتر قدبرافراشت، یورش به دانشگاهها و سرکوب دانشجویان چپ و انقلابی نیز شدت گرفت. در دوران شکوفایی جنبش انقلابی نیمه دوم ۱۴۰۱ و ماههای پس از آن تا به امروز، هزاران دانشجوی چپ و مبارز و آزادیخواه، اخراج، بازداشت و زندانی شدهاند. استادان زیادی تسویه یا با تحمیل بازنشستگی زودهنگام از تدریس در کلاسهای درس محروم شدند. اما به رغم تمام این ترفندها، سرکوبگریها، زندان و بگیر و ببندها، از آنجا که جنبش دانشجویی در کلیت خود، ریشه در مبارزات جامعه دارد و عناصر تشکیل دهنده آن از فرزندان همین تودههای مردم زحمتکش هستند، مبارزات دانشجویی به رغم اُفت و خیزهایی که تاکنون داشته است، نه تنها رژیم را از دست یابی به پادگانی کردن دانشگاهها باز داشته، بلکه با مقاومت، مبارزه و ایستادگی بر سر مطالبات آزادی خواهانه و برابری طلبانهاش، قدمهای بزرگی را در جهت کسب هویت مبارزاتیاش برداشته است. هویتی مستقل که در همراهی و همگامی با مبارزات کارگران و زنان و تودههای زحمتکش مردم ایران به سهم خود در این مبارزات نقشآفرینی داشته است.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در گرامیداشت روز دانشجو، این روز تاریخی را که روز قدبرافراشتن جنبش دانشجویی علیه ارتجاع و استبداد، و روز همبستگی دانشجویان با تودههای مردم ایران در دفاع از آزادی و برابری است، به عموم دانشجویان، خاصه به دانشجویان چپ و کمونیست و مبارز، و اساتید مترقی شادباش میگوید. بدان امید که نه فقط ۱۶ آذر، که تمام ایام تحصیلی، روزهای خروش دانشجویان در پاسداری از حریم دانشگاه برای رسیدن به آزادی و برابری باشد.
سرنگون باد رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی
زنده بادآزادی - زندهباد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
۵ آذر ۱۴۰۴ - ۲۵ نوامبر ۲۰۲۵
امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری - حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت
***************
علیه خشونت بر زنان متحد شویم!
به مناسبت ۲۵ نوامبر روز جهانی منع خشونت علیه زنان
۲۵ نوامبر روز جهانی منع خشونت علیه زنان است. اعمال خشونت بر زن یکی از ویژگیهای جهان معاصر است که هر روزه ابعاد گستردهتری به خود گرفته است.
اکنون وسعت اعمال خشونت بر زنان به حدی رسیده است که هر روزه در هر نقطهای از این جهان پهناور جان زنی در خانه، محل کار و در خیابان گرفته میشود. آنچه ویژگی این جنایات را برجسته کرده است، همانا نوع کشتار این زنان است. زنانی که قاتلینشان اغلب از بستگان نزدیک و پدرانی هستند؛ که با رنج و زحمت دخترانشان را بزرگ کردهاند. یا مردان زنستیزی هستند که بهزعم خود همسرانشان را عاشقانه دوست میداشتند. مردانی که تا پیش از آن هرگز مرتکب قتل، جرم یا خشونتی نشده بودند. اما در لحظهای به بهانه دفاع از شرف و غیرت و حیثیت خانواده، به تبعیت از سنتهای عقبماندهٔ مذهبی و تحت عنوان حق مالکیت بر جسم زن، نام و نشان عزیزانشان را با خشونتی بیرحمانه از روی زمین پاک میکنند.
اما واقعیت این است که سلاح و چاقوی زن کشی را عقبماندگی فرهنگی، سنتهای عصر حجری، تبعیضات جنسیتی، مردسالاری و خدایان کار و سرمایه در دست این مردان ضد زن قرار دادهاند، تا جامعه همچنان بر پایهای بچرخد که آنان میخواهند. تا اعمال فرودستی، نابرابری جنسیتی و ستم و تبعیض بر زنان آنگونه ادامه یابد، که خدایان کار و سرمایه میخواهند.
بااینهمه و بهرغم تبعیضاتی که دولتهای مرتجع و صاحبان کار و سرمایه بر زنان اعمال کردهاند، مبارزه برای پایان دادن به این توحش و بربریت روزمره علیه زنان، دیرگاهی است پیش چشم جهان و جهانیان ظاهرشده است. ما بر این باوریم که آزادی زن، حرمت و امنیت اجتماعی او تنها زمانی ممکن خواهد شد که زنان در تمام عرصههای حقوقی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در مقام انسانهایی برابر در جامعه شناخته شوند. حقوق شهروندی، حرمت و امنیت آنان در تمام شئونات زندگی بهعنوان شهروندان متساوی الحقوق به رسمیت شناخته شود.
اما تاریخ نشان داده است که پایان ریشهای خشونت علیه زنان، نه با تصویب، نه با تغییر و نه با جابهجایی این یا آن قانون نظامهای سرمایهداری اتفاق میافتد، و نه با الطاف خیرخواهانه قانونگذاران نظم موجود. رهایی زن و پایان ریشهای خشونت و ستم علیه زنان به پایان دادن نظام سرمایهداری و جامعهای عاری از تبعیض و نابرابری سیاسی و اقتصادی و جنسیتی گرهخورده است. بدون ایجاد جامعهای عاری از ستم و استثمار - جامعهای سوسیالیستی - که حرمت و حقوق و برابری انسانی تمامی آحاد شهروندان آن را به رسمیت بشناسد و تضمین کند، خشونت بر زنان هم پایان نمیپذیرد.
اسلحه خشونت علیه زنان، همواره در دستان سرمایه و رژیمهای مرتجعی چون جمهوری اسلامی است. امروزه جنبش آزادی و برابری زن در ایران برای پایان دادن به هر نوع خشونت دولتی و مذهبی، و مقابله با سنتهای زنستیز حاکم بر جامعه قد علم کرده است. خیزش مهسا، پتانسیل بالای این جنبش را به جهان و جهانیان نشان داد. باگذشت بیش از چهار دهه اعمال خشونت و جنایت و تبعیضات جنسیتی توسط حکومت زنستیز جمهوری اسلامی علیه زنان، اکنون به همت مبارزات دلاورانه زنان و دیگر گروههای اجتماعی، جامعه به سمتی شتاب گرفته است که اعمال خشونت و ستم بر زنان به نقطه پایانی خود نزدیک شده است.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست همراه با جنبش آزادی زن برای ایجاد جامعهای انسانی، فارغ از هرگونه ستم و نابرابری مبارزه و تلاش میکند. در روز ۲۵ نوامبر برابر با ۴ آذر، متحد و همصدا برعلیه حکومت زنستیز جمهوری اسلامی و علیه اعدام و سرکوب صدایمان را بلندتر کنیم.
سرنگون باد رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم
۱۹ - ۱۱- ۲۰۲۵
اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری - حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت
***************
اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
علیه دستگیری پژوهشگران و مترجمان چپ
بدنبال ماهها حملات گستردۀ نشریات متعدد اصلاح طلب حکومتی و اقتصاددانان لیبرال حاشیه رژیم علیه نیروها و اندیشه های چپ، روز گذشته پرویز صداقت پژوهشگر اقتصاد سیاسی، مترجم و سردبیر مجله «نقد اقتصاد سیاسی»، مهسا اسداله نژاد جامعه شناس و پژوهشگر، شیرین کریمی مترجم و پژوهشگر حوزه اجتماعی و اقتصاد سیاسی و محمد مالجو مترجم و اقتصاددان که هر سه آنها نیز از نویسندگان مجله نقد اقتصاد سیاسی بودند، دستگیر شدند.
موقعیت رضا پهلوی و فاشیستهای سلطنت طلب پس از جنگ ۱۲ روزه و افشای پروژه اسرائیلی بازگشت سلطنت توسط نشریه هاآرتص چاپ اسرائیل، به شکل چشم گیری نزول کرده است. جمهوریخواهان و لیبرال ها نیز بر تشریح ساختار پارلمانی جمهوریشان تاکید دارند. اما سیستم اقتصادی خود را که ماهیتا تفاوتی با نظام رژیم اسلامی و سلطنت طلبان ندارد و به نوعی سر منشا تمام فقر و فلاکت کنونی است را پنهان می کنند. کمونیست ها و سوسیالیستهای انقلابی همراه با جناح چپ و سوسیالیست جنبش کارگری تنها نیرویی هستند که برای پایان دادن به فقر و فلاکت اقتصادی دهها میلیون تن از مردم ایران طرح و برنامه دارند.
سران سیاسی، نظامی، مذهبی و امنیتی حکومت اسلامی حاکم بر ایران صاحبان اصلی صنایع و سرمایه در ایران هستند. صاحبان سرمایه ای که در همدستی با دیگر سرمایه داران ایران عامل اصلی فقر و فلاکت عمومی اکثریت مردم ایران اند. دیر گاهی است خیابانها و کارخانجات ایران هر روزه صحنه تجمعات و اعتراضات علیه فقر و گرسنگی است. بدون شک سوسیالیستهای جنبشهای متعدد اجتماعی و طبقاتی در مرکز این مبارزات قرار دارند. پوشیده نیست، فاشیستهای سلطنت طلب، لیبرالها، جمهوریخواهان و کلیه باندها و جناحهای رژیم در سرکوب مبارزه برای پایان دادن بنیادی به فقر و فلاکت اقتصادی موجود در جامعه نفع طبقاتی دارند. رژیم اسلامی برای ادامه حیات خود فقط به سرکوب متکی است. اما هیچ درجه از دستگیری و شکنجه و کشتن کمونیست ها و سوسیالیستها و دیگر نیروهای مترقی به مبارزات مردم علیه فقر و گرسنگی در ایران پایان نخواهد داد. ادامه و گسترش مبارزات جنبش کارگری و جنبشهای متحدش با یک انقلاب اجتماعی رژیم اسلامی را سرنگون و با استقرار یک نظام کارگری - شورایی برای همیشه به نظم طبقاتی موجود، دیکتاتوری حاکم بر جامعه، و فقر و بی مسکنی توده های مردم ایران پایان خواهد داد.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست دستگیری سردبیر و نویسندگان مجله نقد اقتصاد سیاسی را محکوم می کند و مبارزه اش را برای آزادی کلیه زندانیان سیاسی ادامه و گسترش خواهد داد.
زندانی سیاسی آزاد باید گردد!
سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی!
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم!
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
چهارشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۴ برابر با ۴ نوامبر ۲۰۲۵
امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت
***************
اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
در حمایت از اعتراض سراسری کارگران ارکان ثالث صنعت نفت
کارگران ارکان ثالث صنعت نفت، از مناطق مختلف کشور، روز شنبه ۱۰ آبان ماه در تهران گرد آمدند تا با صدایی رسا علیه تبعیض، پیمانکاری و بیحقوقی اعتراض کنند. این تجمع گسترده، بیانگر ارادهی جمعی کارگرانی است که دیگر نمی پذیرند زندگی و آینده شان بازیچهی سیاستهای ضد کارگری دولت و پیمانکاران شود. در این روز کارگران شرکتی برق نیز همزمان تجمع داشتند و به جمع کارگران ارکان ثالثی پیوستند.
همزمان با تجمع اعتراضی کارگران و کارکنان رسمی صنعت نفت در روز شنبه ۱۰ آبان، در پارسجنوبی پالایشگاههای هشتم، دهم، هفتم، اول، پنجم، یازدهم، چهارم، ششم، نهم، دوم و دوازدهم، پالایشگاه فجرجم و همچنین شرکت نفت فلات قاره منطقه لاوان برگزار شد.
کارگران با خواست حذف پیمانکاران، افزایش حقوقها، اجرای بدون تاخیر طرح ساماندهی کارکنان دولت به شیوه صحیح، و پایان تبعیض در استخدامها سالهاست در مبارزه اند. مجموعه کارگران معترض نفت در اعتراضات هماهنگ و سراسری خود در روز شنبه علاوه بر مطالبات فوق خواهان اصلاح پایه حقوق کارکنان حداقل بگیر، حذف کامل سقف حقوق پرسنل عملیاتی، برچیده شدن عنوان های ساختگی و جعلی به جهت تفکیک مشاغل مناطق عملیاتی، پرداخت کامل پاداش سنوات بازنشستگی، عودت مالیاتهای مازاد اخذ شده طبق قوانین موجود، اجرای کامل ماده ۱۰ و پرداخت کامل بک پی آن و همچنین استقلال کامل صندوق بازنشستگی نفت هستند.
اعتراض کارگران ارکان ثالث پاسخی است به سالها وعده ی عمل نشده، قراردادهای موقت، فقدان امنیت شغلی و نابرابری آشکار میان نیروهای رسمی و پیمانی.
فراموش نکنیم، این کارگران، ستون فقرات صنعت نفت و گاز کشورند و با تجربه و تخصص خود، بخش بزرگی از اقتصاد کشور را پیش میبرند، اما کماکان با قراردادهای شکننده و دستمزدهای ناعادلانه در شرایط سخت کار میکنند. سیاست خصوصی سازی و واگذاری نیروی کار به پیمانکاران، چیزی جز شکل تازهای از استثمار و تضعیف قدرت جمعی کارگران نبوده و نیست و تا کنون ضربات سنگینی بر وحدت مبارزاتی طبقه کارگر وارد کرده است.
حرکت اعتراضی ۱۰ آبان کارگران نفت، بخشی از موج پیوستهی اعتراضات کارگری در سراسر کشور؛ از پتروشیمی و فولاد تا آموزش و درمان است، این جنبش نشان میدهد که طبقه کارگر ایران، فراتر از مطالبات اقتصادی، به ضرورت مبارزهای متحد و یکپارچه و سراسری علیه نظام بهرهکشی و نابرابری موجود واقف گشته است. این اعتراضات، همبستگی میان نیروهای پیمانی، قراردادی و رسمی را تقویت میکند و پیام روشنی به دولت و نهادهای قدرت دارد؛ که دیگر نمیتوان با وعده های بیعمل و سیاستهای ناعادلانه، صدای طبقه کارگر را خاموش کرد.
«شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست»، ضمن اعلام همبستگی کامل با کارگران ارکان ثالث و خانوادههای آنان، این حرکت را گامی مهم در جهت سازمانیابی آگاهانه و سراسری طبقه ی کارگر ایران میداند. ما بر این باوریم که صدای کارگران نفت، صدای همه ی مزدبگیران کشور است؛ صدای همه کسانی است که خواهان پایان دادن به نظام پیمانکاری، تبعیض و استثمارند و راه رهایی را در اتحاد، تشکل و همبستگی طبقاتی کارگران میجویند.
سرنگون با نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی - زنده باد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
یکشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۴/ ۲ نوامبر ۲۰۲۵
امضاها: سازمان اتحاد سوسیالیست کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری - حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان(اقلیت) و هسته اقلیت
***************
اطلاعیهی شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
در محکومیت کشتار کردفان و الفاشر؛ جنایات ارتجاع و امپریالیسم در سودان!
مردم بی دفاع سودان بار دیگر قربانی موجی تازه از کشتار و ویرانی شدند. در ایالت کردفان شمالی، نیروهای موسوم به «پشتیبانی سریع» با یورش به روستاها بیش از دویست نفر را قتلعام کردند، خانهها را به آتش کشیدند و داراییهای مردم را غارت کردند. این جنایت بخشی از جنگ داخلی ویرانگری است که بیش از دو سال و نیم است سودان را در خون، گرسنگی و آوارگی فرو برده است.
در شهر الفاشر بیش از دو هزار نفر کشته شدند و نزدیک به ۲/ ۱ میلیون نفر هجده ماه در محاصره ماندند. نیروهای پشتیبانی سریع با ایجاد موانع دهها کیلومتری مسیر ورود غذا و دارو را بستند. تنها در دو روز گذشته بیش از ۲۶ هزار نفر گریختند و بیش از ۱۷۷ هزار غیرنظامی همچنان در محاصره گرفتارند. در شهر «بارا» نیز نیروهای مهاجم به غیرنظامیان و امدادگران حمله کردند و جنایات تازهای آفریدند.
این جنگ نه تضادی قومی یا مذهبی، بلکه شکلی از جنگ درون طبقاتی میان باندهای سرمایهداری نظامی است. قربانیان همان تودههایی هستند که در خیزش ۲۰۱۹ برای آزادی، صلح و عدالت مبارزه کردند. تاکنون بیش از ۱۵۰ هزار غیرنظامی کشته و ۱۲ میلیون نفر آواره شدهاند و در دارفور صحنههای نسلکشی بار دیگر تکرار شد.
قدرتهای امپریالیستی و متحدان منطقهای، از ایالات متحده و اتحادیه اروپا تا حکومتهای ارتجاعی عرب خلیج فارس، با تأمین مالی، تسلیحاتی و سیاسی نیروهای درگیر و حمایت مستقیم از RSF، شریک مستقیم این فاجعه شدهاند. نقش امارات متحده عربی در تأمین تسلیحات، سوخت و منابع مالی و انتقال طلای استخراج شده به بازارهای دبی دیگر غیرقابل انکار است.
"شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست" این کشتارها و جنایات در سودان را به شدت محکوم و دولتهای امپریالیستی و منطقه ای امارات و عربستان سعودی را مسئول و عامل آن میداند. ما خواهان آتش بس فوری در این کشور، پایان تسلیح نظامی باندهای مخوف و جنایتکار دست نشانده هستیم. ما همبستگی خود را با کارگران، زنان و جوانان سودان اعلام میکنیم و بر ضرورت سازمانیابی طبقاتی مستقل و پیوند مبارزهی آنان با جنبش انقلابی و سوسیالیستی منطقه تأکید میکنیم.. تنها از مسیر پیکار آگاهانه و ضد نظام سرمایهداری تودهها است که میتوان به چرخهی کشتار، گرسنگی و ویرانی در سودان و سراسر آفریقا پایان داد و راه رهایی را گشود.
سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
یازدهم مهرماه ۱۴۰۴ / دوم نوامبر ۲۰۲۵
امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت
***************
اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
به مناسبت
لغو حکم قتل دولتی شریفه محمدی
حکم اعدام شریفه محمدی بدنبال اعتراضات گسترده نهادهای کارگری، سوسیالیستی و انسانهای آزادیخواه و برابری طلب در داخل و خارج کشور لغو شد. شریفه محمدی، فعال جنبش کارگری و از اعضای سابق کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل کارگری در ۱۴ آذرماه ۱۴۰۲ توسط ماموران اداره اطلاعات دستگیر و به زندان لاکان رشت فرستاده شد. وی را مدتی نیز به زندان سنندج فرستادند. شریفه محمدی در تیرماه ۱۴۰۳ توسط شعبه اول دادگاه انقلاب رشت و توسط یکی از آخوندهای تابع شکنجه گران وزارت اطلاعات به نام درویش گفتار به اتهام “بغی” به اعدام محکوم شد. دیوان عالی کشور حکم را بدلیل نقایص اساسی در پرونده لغو کرد و پرونده سپرده شد به پسر قاضی اول که شبیه پدرش آخوندی بود تسلیم نهادهای امنیتی. قاضی پسر توجهی به نقایص اساسی پرونده نکرد و مجددا برای شریفه محمدی حکم اعدام صادر کرد. این بار نوبت شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور بود که از نواقص اساسی پرونده چشم پوشی کند و حکم اعدام شریفه را مجددا تائید کند.
تکرار چند باره حکم اعدام اگر چه نشان از تصمیم قاطع نهادهای اطلاعاتی در کشتن شریفه محمدی بود، اما اعتراضات خانواده، وکلا، بازنشستگان، معلمان، تشکلها و فعالین جنبش کارگری و جنبش زنان، احزاب و سازمانهای سوسیالیستی و نهادی های مترقی در داخل و خارج کشور گسترده تر از پیش ادامه یافت و به پرونده ابعادی فراتر از مصالح شکنجه گران اطلاعات و دادگاه انقلاب رشت داد. حکم اعدام شریفه همراه با حکم اعدام وریشه مرادی و پخشان عزیزی ابعادی سراسری و جهانی یافت و به ناگزیر با دخالت رئیس قوه قضائیه، محسن اژه ای، حکم اعدام شریفه محمدی لغو و به سی سال زندان تبدیل شد.
شریفه جنبش کارگری همچنان در زندان است و مبارزه برای آزادی وی و سایر فعالین جنبش کارگری و زندانیان سیاسی ادامه خواهد یافت. لغو حکم اعدام شریفه محمدی موفقیت بزرگی است برای یک جنبش رو به گسترش و بی همتا در تاریخ ایران، جنبش لغو مجازات اعدام.
شورای همکاری بر همگامی با "کارزار سه شنبه های نه به اعدام" و سایر مبارزات برای لغو قتل با برنامه و سازمان یافته دولتی مجددا تاکید می کند. ما لغو حکم شریفه را به اعضای خانواده، به ویژه به همسر و فرزندش و همه آنها که در این راه گامی برداشتند، تبریک می گوئیم.
لغو حکم شریفه محمدی گواهی است که قبل از لغو کل مجازات اعدام نیز می توان جانهای عزیز بسیاری را نجات داد.
زنده باد جنبش لغو مجازات اعدام
سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
هشتم آبان ۱۴۰۴- سی اکتبر ۲۰۲۵
امضاها:
اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری ایران - حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت
***************
اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
فریاد «نه به اعدام» از قزلحصار تا سراسر ایران
در حمایت از اعتصاب زندانیان و مقابله با ماشین مرگ جمهوری اسلامی
اعتصاب غذای زندانیان واحد ۲ زندان قزلحصار کرج، که از روز دوشنبه ۲۱ مهرماه ۱۴۰۴ آغاز شده، اکنون وارد چندمین روز خود شده است. این اعتصاب در اعتراض به انتقال دستکم ۱۱ زندانی به سلول انفرادی برای اجرای حکم اعدام صورت گرفته است، اقدامی که به وضوح نشان دهندهی ادامهی سیاست مرگ و اِرعاب از سوی حکومت جمهوری اسلامی است. با وجود وعدههای فریبندهی مقامهای قضایی مبنی بر توقف موقت اعدامها، هنوز هیچ تغییری در وضعیت زندانیان ایجاد نشده و فضای زندان به شدت امنیتی و ملتهب است. گزارشها حاکی از آن است که مأموران امنیتی با تهدید، قطع تماسها، فشار روانی و وعدههای دروغین تلاش کردهاند زندانیان را وادار به شکستن اعتصاب کنند، اما آنان با ارادهای استوار اعلام کردهاند: «تا زمانی که چرخ اعدام نایستد، دست از اعتراض نمیکشیم.» فریاد «نه به اعدام» که از دیوارهای ضخیم زندان قزلحصار برخاسته، واکنشی است از خشم و آگاهی مردمی که سالها است در برابر ماشین مرگ و ستم جمهوری اسلامی ایستادهاند. زندانیان اعتصابی با بدنهای نحیف و جانهای در خطر خود، فریاد اعتراض را تبدیل به سلاحی جمعی در برابر مرگ کردهاند. آنان می دانند که اعتصاب غذا جانشان را تهدید میکند، اما درک کردهاند که در شرایطی که هر روز جان انسانی به دست رژیم گرفته میشود، سکوت مرگ بارتر است. این انتخاب آگاهانه و جسورانه، نمادی از مقاومت و تلاش برای گسترش اعتراض جمعی علیه اعدام و ستم در سراسر کشور است.
اعدام در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، ابزاری است در خدمت حفظ سلطهی طبقهی حاکم و مهار هر صدای معترض، اعدام، از قتلعام زندانیان سیاسی دههی شصت تا اعدام جوانان خیزش انقلابی۱۴۰۱ و تا اعدامهای روزانه، ستون فقرات نظامی است که بر اِرعاب و مرگ بنا شده است. جمهوری اسلامی با تکیه بر همین ماشین مرگ، جامعه را به سکوت و تسلیم فرا میخواند، اما واقعیت این است که از درون زندانها تا خیابانها، صداهای مقاومت و اعتراض در حال گسترشاند. اعتصاب غذای زندانیان قزلحصار در همین معنا نه تنها حرکتی اعتراضی، بلکه تبلور یک مبارزه انسانی و آزادیخواهانه در دل یکی از خشن ترین مراکز سرکوب است. از همین رو، این اعتراض نه فقط مطالبهای انسانی، بلکه فراخوانی سیاسی به همهی نیروهای پیشرو و انقلابی برای مقابله با رژیم مرگ است. جنبش «سهشنبههای نه به اعدام» که در بیرون از زندان شکل گرفته، اکنون در پیوند با اعتصاب زندانیان قزلحصار معنایی تازه و ریشهایتر یافته است؛ معنای اتحاد در برابر دستگاه کشتار جمهوری اسلامی. اما این اتحاد نباید در حد همدردی و بیانیههای اعتراضی باقی بماند؛ بلکه باید به نیرویی سازمانیافته و اجتماعی تبدیل شود که بتواند رژیم را در عرصههای سیاسی، اقتصادی و بینالمللی به عقب براند.
"شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست"، این اعتصاب را اقدامی شجاعانه و درخشان از سوی زندانیان در بند میداند و همبستگی کامل خود را با آنان و خانوادههایشان اعلام میکند. ما تأکید میکنیم که اعدام نه حق است و نه بازدارنده؛ بلکه تنها ابزار ترور دولتی و استمرار حاکمیت طبقاتی و مذهبی است. شورا از همهی احزاب و سازمانهای چپ، تشکلهای کارگری و زنان، نیروهای سوسیالیست و انقلابی در ایران و جهان میخواهد که با گسترش اعتراضات، برپایی کارزارهای هماهنگ، و افشای نقش حکومت در اعدامهای سیستماتیک، به جنبش ضد اعدام در ایران قدرت و تداوم بخشند. ما بر این باوریم که مبارزه علیه اعدام بخشی از پیکار وسیع تر علیه سرمایهداری و استبداد مذهبی است. بدون در هم شکستن پایههای مادی و طبقاتی این نظام، طناب دار نیز پابرجا خواهد ماند. راه توقف اعدام، از مسیر انقلاب اجتماعی، سازمانیابی طبقهی کارگر و اتحاد همهی نیروهای تحت ستم میگذرد. شورا تأکید میکند که این وظیفهی نیروهای چپ و کمونیست است که با سازمانیابی آگاهی طبقاتی، ایجاد همبستگی آزادیخواهانه و انقلابی و پیوند مبارزات درون زندان و بیرون از آن، به صدای زندانیان قزلحصار و همهی محکومان این نظام پاسخ دهند.
اعتصاب غذای زندانیان قزلحصار باید به فریادی جمعی تبدل شود؛ فریادی که از دیوارهای زندان فراتر رود و در هر کارخانه، دانشگاه، محله و خیابان انعکاس یابد. این فریاد باید نه تنها علیه اعدام، بلکه علیه کل نظامی باشد که مرگ را تولید میکند. شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست، از همهی نیروهای پیشرو و رادیکال میخواهد که با گسترش کارزارهای «نه به اعدام» و سازمانیابی اقدامهای مشترک در داخل و خارج از کشور، همبستگی انقلابی را به نیرویی واقعی در مقابل حکومت تبدل کنند. تنها با این همبستگی و پیوند مبارزات میتوان چرخ ماشین اعدام و کل نظام سرمایهداری-اسلامی را متوقف کرد و راه را برای رهایی انسان از ستم، استثمار و مرگ هموار ساخت.
حکم اعدام لغو باید گردد! زندانی سیاسی آزاد باید گردد!
سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
۲۳ مهرماه ۱۴۰۴ / ۱۵ اکتبر ۲۰۲۵
امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت
***************
اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
به مناسبت ۱۰ اکتبر "روز جهانی مبارزه برای لغو مجازات اعدام"
اعدام، قتل عمد دولتی است و باید برچیده شود!
در آستانه ۱۰ اکتبر "روز جهانی مبارزه برای لغو مجازات اعدام"، سرعت ماشین سرکوب و اعدام رژیم جمهوری اسلامی دوباره شتاب گرفته است. در شرایطی که سران رژیم جمهوری اسلامی، از یک طرف حکومت شان را در معرض خطر فروپاشی و سقوط می بینند و تحت فشار تحریمها و فعال شدن "مکانیسم ماشه" و تهدیدات از سرگیری جنگ اسرائیل قرار گرفته اند و از طرف دیگر در حالی که هر روز با اعتصابات و اعتراضات کارگران و دیگر اقشار تهیدست جامعه مواجه هستند، برای ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه، بر سرعت ماشین اعدام افزوده و به جان زندانیان بیدفاع افتادهاند.
دوشنبه ۲۹ سپتامبر۲۰۲۵ برابر با ۷ مهر ۱۴۰۴ پنج گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در بیانهای مشترک نوشتند: " گستره اعدامها در ایران سرسام آور است و نقض جدی حق حیات را نشان میدهد و بطور متوسط ۹ اعدام در روز در هفته های اخیر ثبت شده است. در این گزارش گفته شده است در ۹ ماه اول سال ۲۰۲۵ بیس از یک هزار اعدام در ۹ ماه اول سال در ایران ثبت شده است". بر اساس گزارشات منتشر شده اکنون بیش از هفتاد زندانی سیاسی از جمله "شریفه محمدی"، "پخشان عزیزی" و "وریشه مرادی" را در زندانهای سراسر ایران با اتهامات سیاسی در خطر تایید حکم اعدام یا اجرای آن قرار دارند و شبهای زندان را زیر حکم اعدام به صبح میرسانند؛ زندانیانی که پروندههاشان یا متکی به اعترافی اجباری است که تحت شکنجه و در زندان گرفته شده و یا از هر مستنداتی خالیست. تمام این احکام پشت درهای بسته و در دادگاههای فرمایشی، غیرعلنی، بدون حضور وکیل یا وکلای انتخابی صادر شده یا به مرحلهی اجرا رسیده است.
این تنها سرنوشت اعدامی ها نیست، روز پنجشنبه سوم مهرماه "سُمیه رشیدی" کارگر خیاطی و زندانی سیاسی در زندان قرچک ورامین که از مدتها قبل در زندان مریض شده بود، بر اثر ممانعت و خودداری مسئولان زندان از دسترسی بموقع او به خدمات پزشکی جان خود را از دست داد. این کارگر زندانی که به دلیل نداشتن پول نه وکیل داشت و نه امکاناتی برای ودیعه مرخصی استعلاجی، تنها به اتهام شعار نویسی علیه رژیم در جریان جنبش ژینا در زندان مانده بود. او روز سه شنبه اول مهر به دلیل وخامت بیماری در حالی که به کوما رفته بود به بیمارستان اعزام گردید و در آنجا جانباخت. درواقع مرگ این زن کارگر مبارز را نیز همانند "شاهرخ زمانی" و "بکتاش آبتین" و "جمیله عزیزی" که روز ۲۸ شهریور براثر ناراحتی قلبی در زندان جانباخت را باید به مثابه اعدام و قتل عمد دولتی به حساب آورد.
رژیم جمهوری اسلامی در حالی که در بحران عمیق اقتصادی و سیاسی و فشارهای خارجی و داخلی دست و پا می زند، در سطح جهانی بیش از پیش منزوی شده، استراتژی "جنگ بازدارنده" آن در برابر تعرض های پی در پی و تحقیر آمیز دولت نژادپرست اسرائیل با بن بست روبرو شده است، دستگاه ایدئولوژیک ورشکستەاش دیگر قادر به توجیهه این همه فقر و فلاکت اقتصادی و اوضاع آشفته را از دست داده و زیر فشار جنبش انقلابی جاری قدر قدرتی اش در انظار عمومی فرو ریخته است، شمشیر را از رو بسته و هر روز اعدام می کند و جنایت می آفریند. این رژیم می خواهد در اوج درماندگی با تشدید فضای امنیتی و اعدام زندانیان قدرت ماشین سرکوبش را به رخ کارگران و مردمی بکشد که ترس شان فرو ریخته و به میدان نبرد آمدەاند و به چیزی کمتر از سرنگونی رژیم راضی نیستند.
جمهوری اسلامی همچنین قربانیان نظام اجتماعی ظالمانه ای را که خود بر زندگی اکثریت قریب به اتقاق مردم تحمیل کرده، اعدام می کند تا مسئولیت خود را در ایجاد بستر و شرایطی که اینگونه جنایتها مدام در آنها بازتولید می شوند، پرده پوشی کند. توجیهاتی که در این زمینه برای مجازات اعدام وجود دارد دروغ آشکاری بیش نیستند، زیرا اولا انسانها ذاتا بزهکار و قاتل، به دنیا نمی آیند بلکه این شرایط مادی زندگی اجتماعی است که آنان را به سوی بزهکاری و تبهکاری سوق می دهد و دولت ها و طبقات حاکم، مسئولین مستقیم تحمیل این شرایط مادی به طبقه کارگر و اکثریت فرودست جامعه هستند. کسانی مستوجب مجازات هستند که زمینه های اجتماعی که منجر به اعمال جرم می شود را به وجود آورده اند.
"شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست" ضمن اینکه مبارزه برای "لغو مجازات اعدام" را یکی از وظایف تعطیل ناپذیر خود می داند که همواره و در هر شرایطی بایستی دنبال شود، اما اهمیت این مبارزه در شرایط کنونی که رژیم آشکارا اهداف سیاسی مشخصی از گسترش موج اعدام ها تعقیب میکند، و در شرایطی که هم اکنون صدها نفر در زندان های جمهوری اسلامی در انتظار احکام ظالمانه اعدام به سر می برند، دو چندان ضروری می داند. به ویژه در حالی که کارزار "سه شنبه های نه به اعدام" وارد هشتاد و هشتمین هفته خود شده است و زندانیان در ۵۲ زندان هر هفته سه شنبه ها در اعتراض به مجازات ضد انسانی اعدام دست به اعتصاب غذا می زنند، لازم است از این مبارزه شجاعانه و پیگیرانه قدردانی کرد و جنبش مبارزه علیه مجازات اعدام و آزادی زندانیان سیاسی را هر چه توده ای تر کرد. مناسبت ۱۰ اکتبر روز جهانی مبارزه علیه مجازات اعدام می تواند فرصتی دیگر برای گسترش آگاهی از ابعاد جنایات رژیم جمهوری اسلامی و مقطعی دیگر در جهت دامن زدن به مبارزه برای لغو مجازات اعدام در ایران و سراسر جهان باشد.
مجازات اعدام لغو باید گردد! زندانی سیاسی آزاد باید گردد!
سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی!
زنده باد آزادی، زند باد سوسیالیسم!
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
چهارشنبه نهم مهر ۱۴۰۴ برابر با یکم اکتبر ۲۰۲۵
امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت
***************
اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
پیروزی کارگران فولاد، تجربهای برای تقویت سازمانیابی سراسری!
مبارزه نزدیک به سه هفته ای کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران در اهواز بار دیگر نشان داد که در برابر دولت اسلامی سرمایه و سرمایه داران پشت آن، هیچ راهی جز مبارزه متحد و خیابانی وجود ندارد. روز دوشنبه ۷ مهر ۱۴۰۴ کارگران با تجمعات قدرتمند مقابل استانداری و فرمانداری و سپس با راهپیمایی اعتراضی در خیابانهای مرکزی اهواز، توانستند دستگاه حاکمیت را وادار به عقب نشینی کنند. نتیجه این فشار مستقیم آن بود که روز سه شنبه حقوق مرداد ماه به حساب کارگران واریز شد و مدیریت ناچار گردید وعده پرداخت حقوق شهریور و راه اندازی خطوط تولید را اعلام کند. این پیروزی تنها یک دستاورد محدود اقتصادی نیست. کارگران فولاد اهواز نشان دادند که دولت بورژوازی اسلامی ایران و حافظ نظم سرمایه داری تا لحظه ای که با نیروی متحد کارگران به چالش کشیده نشود، حتی ابتدایی ترین حقوق معوقه را نیز پرداخت نخواهد کرد. همه وعده های این حکومت چیزی جز وقت کشی و تلاش برای شکستن صفوف کارگران نیست. در برابر چنین قدرتی، تنها مقاومت سازمانیافته و حضور مستقیم در خیابان است که میتواند راهگشا باشد.
پیام روشن این تجربه برای کل طبقه کارگر و تودههای وسیع مردم معترض در کف خیابانها و در محیط کار آن است که دشمن اصلی آنان همین نظام سرمایهداری اسلامی است؛ نظامی که سرچشمه فقر، بیکاری، سرکوب و تبعیض است. کارگران فولاد با مبارزه خود بار دیگر ثابت کردند که نیروی واقعی جامعه، نه در نهادهای رسمی، نه در وعدههای اصلاح طلبانه و نه در مذاکرات پشت درهای بسته، بلکه در دست طبقه کارگر متشکل است؛ نیرویی که میتواند دستگاه حاکم را به عقب براند و مسیر مبارزه را به سمت افقهای بزرگتر بگشاید. این پیروزی تاکتیکی، اما حامل وظیفه ای استراتژیک است. طبقه کارگر ایران برای آنکه بتواند هژمونی طبقاتی خود را بر جامعه تحمیل کند و رهبری مبارزه رهایی بخش را به دست گیرد، نیازمند سازمانیابی سراسری است. پیوند و هماهنگی میان تشکل های کارگری در بخشهای مختلف و جنبشهای پیشرو اجتماعی؛ ضرورتی حیاتی است. تنها با چنین سازمانیابی سراسری است که میتوان صفوف پراکنده را به نیرویی متحد بدل ساخت و هژمونی طبقاتی کارگران را به مثابه طبقه ای برای خود تحکیم کرد.
اکنون که پس از جنگ دوازده روزه و تشدید بحرانهای منطقهای، بار دیگر موج اعتصابات و اعتراضات کارگری در ایران از سر گرفته شده است، مسئلهی «چه باید کرد؟» بیش از پیش به یک پرسش حیاتی برای کل جنبش کارگری و نیروهای انقلابی بدل شده است. در چنین شرایطی، هیچ پیروزی مقطعی و هیچ عقب نشینی تحمیلی به دولت سرمایه داری بدون تعمیق و تداوم سازمانیابی طبقه کارگر تضمین نمیشود. اگر این مبارزات در چارچوب پراکندگی و موضعگیریهای محلی باقی بمانند، دستگاه بورژوازی اسلامی با ابزار سرکوب و فریب دوباره قادر خواهد شد صفوف کارگران را درهم بشکند. پاسخ واقعی در این مقطع، گسترش تشکل مستقل کارگری، ایجاد شبکههای سراسری پیوند میان اعتصابات، و ارتقای آگاهی طبقاتی در پیوند با افق سیاسی سرنگونی کل نظم سرمایهداری است.
"شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست" ضمن حمایت از این مبارزات، بر ضرورت سازمانیابی سراسری و متحد کردن صفوف کارگران به مثابه طبقه تأکید میکند.
سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
۸ مهرماه ۱۴۰۴ / ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۵
امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت
***************
هفتمین سالگرد “شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست”، موانع و راهکارهای گسترش آن
میزگرد اول با حضور: سعید یگانه از حزب حکمتیست،
حسن بهزاد از سازمان فدائیان - اقلیت و ناصر پیشرو از هسته اقلیت
میزگرد دوم با حضور: هلمت احمدیان از حزب کمونیست،
رضا مقدم از اتحاد سوسیالیستی کارگری و حسن حسام از سازمان راه کارگر
***************
اعلامیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
بیاد ژینا امینی، در گرامیداشت دستاوردهای خیزش انقلابی شهریور ١٤٠١
علیه فقر و بی آبی و اعدام و زن کشی، علیه جنگ ارتجاعی
در سومین سال خیزش انقلابی شهریور ١٤٠١ دستاوردهای مهم آن جنبش انقلابی تحول بخش و یاد ژینا امینی را گرامی میداریم. قتل عمد و ضد انسانی ژینا امینی (مهسا) جرقه یک خیزش انقلابی شد، که دنیا را درنوردید و چهره سیاسی ایران را تغییرداد. خیزش زن محوربا حجاب سوزان که تمام مقدسات اسلامی و کلیت جمهوری اسلامی را به لرزه درآورد. خیزشی که نه برای اصلاح و تعدیل رژیم اسلامی و نه برای رفراندوم، بلکه مستقیما به جنگ کلیت رژیم اسلامی رفت. خیزشی از اعماق جامعه، نبرد کارگران، زحمتکشان، ستمدیدگان و زنان و نسل جوان تحت ستم که برای سرنگونی رژیم ظلم و استبداد و استثمار خیز برداشتند. بخش قابل توجهی از کارگران، زنان و جوانان، بمدت سه ماه، با دست خالی، اما با عزم و اراده قوی قصد به زیر کشیدن رژیم سرمایه داری اسلامی را داشتند و به گفته سران رژیم" که این انقلاب بود ورژیم را تا آستانه سقوط پیش برد". خیزشی که رادیکالیسم چپ و آزادیخواهی را نمایندگی کرد، تمامیت رژیم اسلامی را هراسان کرد. اپوزیسیون راست ایران را صرفنطر از مانورهای پوچ شان در خارج کشور، در سطح جامعه و در بطن خیزش انقلابی به حاشیه راند.
جمهوری جنایت اسلامی با نهایت وحشیگری، با بسیج تمام نیروهای سرکوب، این خیزش را سرکوب و به خون کشید.هزاران نفررا دستگیر وشکنجه کردند. چشم جوانان معترض را کور کردند. به جامعه خون پاشیدند واعدام را وسیله ارعاب جامعه نمودند. جمهوری اسلامی با سرکوبگری، دوباره جان گرفت وبقایش را تاکنون حفظ کرده است .اما این رژیم سفاک علیرغم سرکوب شدید این خیزش هرگز نتوانست مردم را به عقب برگرداند. با وجود فروکش کردن مقاطع برجسته و سراسری خیزش انقلابی شهریور، اما در سه سال گذشته مداومأ اعتصابات و اعتراضات کارگری، تظاهراتها و تجمعات اعتراضی خیابانی دیگر جنبشهای اجتماعی رادیکال از جمله از جانب فرهنگیان و معلمان و بازنشستگان، پرستاران، رانندگان کامیون و کامیونداران و نسل جوان دانشگاهها و کشاورزان، و دیگر اقشار تحت ستم در جریان بوده و جمهوری اسلامی را به طور جدی به مصاف طلبیده اند. به ویژه ادامه نبرد جنبش زنان و دختران جوان و مردم همراه آنها عملأ لایحه سیاه "حجاب و عفاف" و پدیده اسارتبار حجاب را به شکست کشاند. به این معنا یکی از خواسته های محوری خیزش آزادیخواهانه ١٤٠١ عملی شده است.
سه سال ازخیزش انقلابی شهریور۱۴۰۱ برای به زیر کشیدن حکومت اسلامی و سرمایه داری حاکم برایران میگذرد. آنچه این خیزش و خیزشهای قبلتردردی ماه ۹۶ وآبان ۹۸را شکل داد، فقر و فلاکت و ستم و نابرابری وتبعیضی بود که مردم را به تنگ آورده است. آن مشکلات و تناقضاتی که خیزش انقلابی ۱۴۰۱ را شکل داد، آن فاصله عمیقی که میان رژیم اسلامی و اکثریت مردم کارگر و زحمتکش و زنان و نسل جوان بوجود آمده است، در طول این چهار سال نه تنها حل نشده بلکه تشدید شده اند. اکثریت عظیم مردم با فقر و گرانی و تورم ، بی آبی وبی برقی و زندگی زیر خطر فقر دست و پنجه نرم میکنند. اما رژیم اسلامی به شاهدی جارزدنهای مداوم "رئیس جمهورمستأصل" پاسخی برای آن ندارد. باز هم به تشدید سرکوبگری و اعدام و زندان و پاگذاشتن در مسیر جنگ ارتجاعی با دولتهای اسرائیل و آمریکای ضد مردمی تراز خود به امید پوچ عمرخریدن برای این حکومت درمانده روی آورده است.
ما در شرایطی به سالگرد خیزش انقلابی شهریور ۱۴۰۱ و قتل عمد دولتی ژینا امینی نزدیک می شویم که جمهوری اسلامی بیشتراز همیشه در منگنه بحرانهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی وفرهنگی قرار گرفته است. نارضایتی و نفرت مردم از وضع حاکم بیشتر شده و ناکامی پشت ناکامی جمهوری اسلامی را فلج کرده است.در تقابل با این وضعیت شاهد گسترش اعتصابات کارگری و اعتراضات توده ای علیه شرایط سخت معیشتی، علیه گرانی وفقر بودیم. این مبارزات درخشان با جنگ دوازده روزه میان دولتهای تروریست ایران- اسرائیل و آمریکا برای مقطع معینی به حاشیه رانده شد. به علاوه رژیم جنایتکار اسلامی جنگ و بهانه شرایط جنگی را به عنوان فرصتی برای سرکوب وحشیانه بیشتر و ارعاب جامعه با ادعاهای افشا شده و بی پایه "همکاری و جاسوسی برای اسرائیل و آمریکا" علیه مردم و صف مبارزه انقلابی به دست گرفته است. دستگیریهای وسیع مبارزین و مخالفین به این بهانه های پوچ وگسترش اعدامها و بازداشت و زندان و شکنجه بیش از پیش در دستور کار جمهوری اسلامی است. اما رژیم و سران جنایتکار مستأصل آن خوب میدانند، محاسباتشان غلط است. بافروکش کردن خطر جنگ ارتجاعی، باردیگر جنگ انقلابی مردم علیه جمهوری اسلامی مجددأ جان گرفته است. باردیگر اعتراضات سازمانیافته علیه بی آبی و بی برقی و علیه گرانی و گرسنگی و سرکوبگری، برای تأمین معیشت و نیازهای زندگی وکرامت انسانی و تحقق آزادیهای سیاسی دوباره احیا شده و در حال گسترش است. مگر دوباره جنگ دولتهای تروریست به مانع به میدان آمدن خیزش انقلابی در چشم اندازتبدیل شود.
جمهوری اسلامی گرفتار آمده در بحرانهای عمیق اقتصادی و سیاسی و اجتماعی لاینحل برای ادامه بقای ننگین اگر به مصالحه و کرنش در مقابل آمریکا و اسرائیل تن دهد، در مقابل مردم معترض وناراضی کوتاه نمی آید. رژیم ناتوان از تآمین نان و آب و برق ومعیشت، ادامه دهنده سرکوب و اعدام و زندان، باید به زیرکشیده شود و به عمر ننگینش پایان داد. سرنگونی انقلابی این رژیم فقر و فلاکت و استثمارو زن ستیزو انسان ستیز در گرو به میدان آمدن طبقه کارگر سازمانیافته در ابعاد سراسری وگسترش جنبشهای اجتماعی و توده ای اقشارستمدیده جامعه است.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در سالروز قتل ژینا امینی، (مهسا)، بر دستاوردهای آن خیزش انقلابی تحول بخش و ارتقای آنها تأکید میگذارد. آزادیخواهان و برابری طلبان و جنبش کارگری و همه جنبشهای اجتماعی رادیکال و صف گسترده نیروهای چپ و کمونیست را فرامیخواند، سالگرد قتل ژینای عزیز را به روز گرامیداشت کلیه جانباختگان جنبش انقلابی وتداوم حرکتهای اعتراضی تبدیل کنیم. یاد آنان را گرامی بداریم. ما باید قدم به قدم سنگرهای جدیدی راکسب کنیم. جامعه را به سوی رهایی از حکومت سرمایه داری اسلامی هدایت کنیم. سالروزقتل ژینا امینی را به روز گسترش اعتراضات سازمانیافته علیه بی آبی و نان و بی برقی، علیه اعدام و سرکوبگری، برای تآمین معیشت و آزادی زندانیان سیاسی و قدرتمندتر کردن جنبش سرنگونی انقلابی برای پایان دادن به حاکمیت سیاه جمهوری اسلامی تبدیل کنیم.
گرامی باد یاد ژینا امینی و همه جانباحتگان خیزش انقلابی شهریور ١٤٠١
سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
تاریخ : ۱۱- ۶ - ۱۴۰۴
امضا: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری - حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت
***************
اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست علیه حکم قتل شریفه محمدی
دستگیری و شکنجه و مرگ، مجازات کارگران غیرمتشکل
شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور حکم قتل شریفه محمدی را تایید کرد. شریفه محمدی در آذرماه ۱۴۰۲ بازداشت و در تیر ماه ۱۴۰۳ توسط قاضی احمد درویش گفتار با اتهام "بغی" به اعدام محکوم شد. در مهر ماه ۱۴۰۳، حکم قتل شریفه محمدی بدلیل ایرادات اساسی توسط شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور نقض شد. در ۲۴ بهمن ۱۴۰۳ پرونده برای بررسی مجدد به پسرش واگذار شد و محمد علی درویش گفتار نیز در چارچوب یک فرهنگ قشریگری اسلامی و پدرسالارانه بر تصمیم پدرش پافشاری کرد بدون اینکه به ایرادات دیوان عالی رسیدگی کند. پرونده مجددا به شعبه ۳۹ بازگشت اما این بار همین شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور بدون اینکه ایراداتی که خودش به پرونده داشت و آنرا نقض کرده بود رفع شده باشد، حکم قتل شریفه محمدی را به اتهام «بغی» تایید کرد!
حکم قتل شریفه محمدی هیچ مبنای حقوقی و قانونی ندارد. پوشش اسلامی، شرعی و قانونی برای قتل شریفه محمدی سرهم بندی کردهاند تا دشمنی طبقاتی رژیم اسلامی با کلیت طبقه کارگر ایران را پنهان کنند. رژیم اسلامی دشمن طبقاتی طبقه کارگر ایران است. حکم قتل شریفه محمدی حکم صاحبان سرمایه و صنایع ایران است که دفاع از منافعشان را دهههاست به رژیم اسلامی سپردهاند. جرم شریفه محمدی کمک به ایجاد تشکلهای مستقل کارگری است که اعتصاباتش می تواند مانند رژیم شاه کمر رژیم اسلامی را نیز بشکند. قوه فاسد قضائیه بخشی از چرخ و دنده دستگاه آدمکشی رژیم اسلامی است. شکنجه گران وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه فعالین جنبش کارگری را شکار و شکنجه میکنند و پس از تعیین مجازات مرگ و زندان، آنها را به شعبه خود در قوه قضائیه میسپارند تا برایش پوشش شرعی، اسلامی و قانونی بتراشند. قاضیهای فاسد قوه قضائیه ماشین امضای تصمیمات شکنجه گران وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه هستند.
از شلیک به ناصر توفیقیان، از سوسیالیستهای جنبش کارگری در تظاهرات بیکاران اصفهان در نوروز ۵۸ تاکنون جمهوری اسلامی با اخراج، دستگیری و شکنجه و قتل فعالین جنبش کارگری کوشیده مانع مبارزه، اتحاد و ایجاد تشکلهای مستقل کارگری شود؛ چرا که سهم اعتصابات سراسری کارگری به ویژه اعتصابات کارگران نفت در شکستن کمر رژیم شاه که بخشی از تاریخ پر افتخار جنبش کارگری است را می داند. این بار قرعه به نام شریفه محمدی افتاده تا عبرت سایرین شود و اتهام "بغی" فقط یک پوشش شرعی و اسلامی برای دفاع از منافع صاحبان سرمایه و صنایع است.
حکم قتل شریفه محمدی بر دشمنی رژیم اسلامی با جنبش کارگری و فعالینش بنا شده است. شریفه محمدی را شکار کرده اند، چون یکی از ما فعالین جنبش کارگری است تا بقیه از قتلش عبرت بگیریم و از مبارزه برای ایجاد تشکل مستقل کارگری دست برداریم. جنبش کارگری ایران هرگز از تلاش برای ایجاد تشکل مستقل دست برنداشته زیرا اطمینان یافته اگر متحد و متشکل بود رژیم اسلامی قادر نبود فقر و فلاکت عمومی به طبقه دهها میلیونی ما تحمیل کند و اعتراضات ما را با دستگیری، شکنجه و قتل پاسخ دهد.
از افتخارات رژیم اسلامی است که تنها ارگان کارآمدش از ابتدا تا کنون دم و دستگاه دستگیری، شکنجه و اعدام بوده است. احمد درویش گفتار و پسرش محمد علی نظیر صلواتی، رازینی و مقیسه آدمکشانی هستند در لباس مبدل قاضی. مردم رشت سهم بزرگی در جنبش انقلابی مهسا و زن زندگی آزادی داشتند. رژیم اسلامی یک ماشین کشتار و یک مرکز انتقام در رشت دایر کرده و زندان لاکان رشت شده مرکز نگه داری انسانهایی که شکار شده اند تا توسط دستگاه قوه فاسد قضائیه برایشان توجیهات شرعی و قانونی بتراشد. مبارزه با مجازات اعدام یکی از گسترده ترین وجوه اعتراضات علیه رژیم اسلامی است. بجز سلطنت طلبان و رضا پهلوی، نیروهای اپوزیسیون ایران مخالف مجازات اعدام هستند و به حکم قتل شریفه محمدی اعتراض خواهند کرد تا ماشین آدمکشی رژیم اسلامی خاموش کنند.
نه به اعدام، زندانی سیاسی آزاد باید گردد!
سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
۲۷ مرداد ۱۴۰۴ -
۱۸ اوت ۲۰۲۵
امضا: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری - حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت
***************
اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
در یادمان هزاران زندانی قتل عام شده در دهه خونین ٦۰
کشتار تابستان ۶۷ زخمی که همچنان خون چکان است
از قتلعام زندانیان سیاسی در مرداد و شهریور ۱۳۶۷ تا به امروز ۳۷ سال گذشته است. ۳۷ سال است که حنجرهها در سوگ هزاران زندانی سیاسی که در آن تابستان تفتان قتلعام شدند، زخمی و خونین است. سالهاست رنج مویههای هزاران خانواده داغدار در سوگ انبوه زنان و مردانی که «عاشقترین زندگان آن سال» بودند، همچنان شنیده میشود. آن تابستان نفس گیر، آن مرداد و شهریور خونین که طوفان سهمگین اعدام جمعی زندانیان سیاسی، همانند بختکی سراسر ایران را فرا گرفت، طوفانی نبود که به یکباره از آسمان بی ابر جمهوری اسلامی بر سر زندان و زندانیان فرود آمده باشد.
کشتار آن تابستان، قتلعام هولناکی بود که ریشه در سرکوب و شکنجه و اعدام سالهای نخست دهه ۶۰ و سالهای پیش از آن داشت. اعدامهایی که از همان نخستین روزهای به قدرت رسیدن خمینی در پشت بام مدرسه رفاه کلید خورد، با اعدام و کشتار مردم کردستان در تابستان ۵۸ گسترش یافت، در زمستان ۵۸ بر سر مردم ترکمن صحرا آوار شد، از ۳۰ خرداد ۶۰ در ابعادی سراسری تمام شهرهای کشور را فرا گرفت و آنگاه در تابستان ۶۷، چون فوارههای بلند خون از درون زندانهای جمهوری اسلامی تا دورهای دور سر برکشید.
کشتار زبدهترین کادرهای سیاسی - نظامی احزاب و سازمانهای چپ و کمونیست و انقلابی و مبارز، همراه با کشتار هزاران تن از برومندترین جوانان کشور در سالهای نخست دهه ۶۰ و پس از آن، کشتار مقاومترین زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، فاجعهای نبود که به سادگی از یادها برود. فاجعه کشتار آن سالهای آتش و خون، آنچنان بزرگ و سهمگین بود که اکنون با گذشت این همه سال، هنوز هم که هنوز است، فقدان آن همه جانهای شیفتهای که «عاشقترین زندگان» آن سالها بودند، در مبارزات انقلابی و جاری جامعه ما به خوبی احساس میشود.
اینچنین بود کشتارهای آن دهه خونین، کشتاری بی وقفه که این جهان وارونه، این جهان خو کرده به درد، این جهانی که چرک و خون از درون نظم استثمارگرانه اش فوران میکند، بر تمامی کشتارهای آن دهه، چشم پوشید. تمام جنایات و اعدام و بی رحمیهای آوارشده بر تودههای مردم ایران را نادیده گرفت. فریاد مادران داغدار را نشنید. لختههای خون مانده بر در و دیوار زندان و شکنجه گاههای مخوف جمهوری اسلامی را ندید و با بی پروایی تمام بر بال های بی رحمی جمهوری اسلامی باد دمید.
نه فقط دولتهای جهان سرمایه داری، بلکه تمامی نهادها و سازمانهای بین المللی و حقوق بشری نیز تا سالهای متمادی یکسره کور و کر و لال شده بودند و بر انبوه جنایات جمهوری اسلامی چشم فرو بسته بودند. چرا که دولتهای بزرگ سرمایه داری منافع خود را در ماندگاری و پروار شدن ارتجاع حاکم بر ایران میدیدند. ماهیت طبقاتی آنان در تضاد و تعارض با موجودیت سازمانهای انقلابی و مبارز و چپ و کمونیست در ایران و جهان قرار داشت و دارد. لذا، همه این دول بزرگ سرمایه داری بر این باور بودند که در پی سرنگونی استبداد سلطنتی و قدرت گیری جلادی همچون خمینی، نه فقط انقلاب بزرگ مردم ایران را به شکست خواهند کشانید، بلکه با به قدرت رساندن یک ارتجاع اسلامی هارتر از ارتجاع سلطنتی، دست کم خمینی و دار و دستهٔ آدمکُش او میتوانند کار نا تمام رژیم پادشاهی را در کشتار نیروهای انقلابی و مبارز و کمونیست به اتمام برسانند. وظیفهای که جمهوری اسلامی با اعدام و کشتارهایی که از همان آغار به قدرت رسیدنش به راه انداخت، به خوبی انجام داد و رضایتشان را فراهم کرد.
قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷، اوج کشتار زندانیان در آن سالهای وحشت و مرگ بود. دهه خونبار ۶۰ با کشتارهای وسیع به انتها رسید؛ اما اعدامها متوقف نشد. از آن دهه تا به امروز، اعدام زندانیان سیاسی با فراز و فرودهایی به فراخور شرایط زمانی و موقعیت سیاسی جمهوری اسلامی در عرصهٔ داخلی و بین المللی همچنان ادامه یافته است. وسعت اعدامها که طی دو دهه کمتر شده بودند، پس از خیزش انقلابی تودههای مردم ایران در دیماه ۹۶ بار دیگر افزایش یافت، در قیام آبان ۹۸ شدت گرفت، در جنبش انقلابی نیمهٔ دوم ۱۴۰۱ گردنهای بیشتری به بالای دار رفت و اکنون در دوران پساجنگ و ایام آتش بس موقت جنگ ارتجاعی ۱۲ روزه بار دیگر روند اعدامها در زندانهای ایران شتاب گرفته است.
وقوع جنگ ارتجاعی ۱۲ روزهٔ میان دو دولت فاشیست ایران و اسرائیل همراه با شکست و افتضاحی که در این جنگ نصیب ارتجاع حاکم بر ایران شد، هیئت حاکمه را بر آن داشت تا با تشدید سرکوب و اعدام در ایام پساجنگ، بر شکست و زبونی و ناتوانی خود سرپوش بگذارد.
اما، تشدید بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و تعمیق تضادهای درونی رژیم همراه با سر درگمی هیئت حاکمه در مواجه با چالشهای بزرگ داخلی و بین المللی تنگناهای عدیدهای را برای جمهوری اسلامی ایجاد کرده است. تنگناهایی که نه فقط بقاء رژیم را به چالش گرفتهاند، بلکه پیشبرد سیاست سرکوب و اعدام را نیز - به رغم عطشی که حاکمان اسلامی در گسترش اعدام دارند - انجام چنین کاری را برای آنان در گسترهای وسیعتر بسیار دشوار کرده است.
هم اینک تعمیق بحرانهای خارجی نظیر بحران هستهای و احتمال شروع جنگی مجدد، همراه با بحرانهای ناعلاج داخلی، نظیر آب و برق و انرژی و محیط زیست، همراه با تعمیق بحران معیشتی مردم به حدی رسیده است که جامعه در وضعیتی انفجارگونه قرار دارد. جمهوری اسلامی ایام روزمرگی خود را میگذراند. به میدان آمدن دوباره جنبشهای اجتماعی، شکل گیری مجدد اعتصابات کارگری و گسترش مبارزه علیه اعدام، بویژه گسترش و تداوم جنبش اعتراضی سه شنبههای «نه به اعدام» که اکنون در ۴۸ زندان کشور جریان دارد، یقیناً به جمهوری اسلامی فرصت نخواهد داد تا با توسل به اعدامهای بیشتر، تودههای مردم ایران را از مبارزات خیابانی باز دارد.
شواری همکاری نیروهای چپ و کمونیست، در سی و هفتمین سالگرد کشتار جمعی زندانیان سیاسی در مرداد و شهریور ۱۳۶۷ ضمن گرامی داشت یاد و خاطرهٔ تابناک همهٔ آن عزیزان جانفشانده در دهه خونین ۶۰، بویژه جانفشاندگان تابستان ۶۷ و همچنین با گرامی داشت یاد سرخ دیگر زندانیان سیاسی که تا به امروز توسط جمهوری اسلامی اعدام شدهاند، عموم جنبشهای اجتماعی و تودههای مردم ایران را با شعار «نه به اعدام» و «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» به گسترش مبارزه علیه اعدام در تمامی سطوح و اشکال آن در گسترهای وسیعتر همراه با بهم پیوستگی مبارزات نه به اعدام به سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی فرا میخواند.
نه به اعدام، زندانی سیاسی آزاد باید گردد.
سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
۲۲ مرداد ۱۴۰۴ - ۱۳ اوت ۲۰۲۵
امضا: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت
***************
اطلاعیه مشترک
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست و "سازمان سوسیالیستهای کارگری افغانستان"
سرکوب مهاجران افغانستانی، سرکوب کارگران ایران است!
دستگیری و اخراج صدها هزار مهاجر افغانستانی توسط نیروهای امنیتی رژیم جمهوری اسلامی که به وحشیانهترین شکل در جریان است، نشان از وحشیگری و کینهٔ طبقاتی این رژیم، نهفقط از طبقه کارگر ایران، بلکه بهطورکلی از همه کارگران در هر موقعیت و با هر ملیتی است.
حکومت سرمایهداری اسلامی ایران با اخراج گسترده مهاجران افغانستانی چند هدف را دنبال میکند. اول اینکه بدین شکل فضای امنیتی پس از جنگ را در ایران و در کنار دستگیری فعالین سیاسی و کارگری دامن میزند. دوم در توجیه ضعف اطلاعاتی خود در مقابل اسرائیل تلاش دارد بهدروغ نشان دهد که افغانستانیها اطلاعات افراد و مراکز حکومت را به اسرائیل میدادند و اکنون حکومت با اخراج مهاجران این ضعف را از بین میبرد و امنیت مهرههای خود را افزایش میدهد. درصورتیکه درز اطلاعات عوامل و مراکز حکومتی در سطح بالایی اتفاق افتاده است و سوم اینکه رژیم با این اقدام تلاش دارد تا بهدروغ نشان دهد که با بیکاری ناشی از بحران اقتصادی در حال مبارزه است و بدین شکل آن را تخفیف خواهد داد. درصورتیکه این ساختار سرمایهداری و فاسد حکومت است که باعث بیکاری وسیع و دیگر مشکلات اقتصادی است.
رژیم جمهوری اسلامی در طی بیش از چهار دهه، از مهاجران افغانستانی بهشدت سوءاستفاده کرده است. آنها برای سرمایهداران نیروی کار ارزان و کمتر معترض بودند. کارگران افغانستانی بخش زیادی از صنایع و پروژههای عمرانی در ایران را ساختند اما از بیمه، مسکن مناسب و امکانات دیگر کارگران در محیط کار و... بیبهره بودند. رژیم جمهوری اسلامی نهتنها از نیروی کار ارزان کارگران مهاجر ثروتاندوزی کرد، بلکه از سوی دیگر به افکار فاسد نژادپرستانه و افغان ستیزی نیز دامن میزد تا مبادا کارگران و مردم ایران با مهاجران متحد شوند. گرایشات ناسیونالیستی و پان ایرانیستی نیز در کنار جمهوری اسلامی به ستیز و ستم علیه مهاجران افغانستان مشغول بودند و در این راه در کنار جمهوری اسلامی قرار گرفتند.
اکنون و در این مقطع با اخراج مهاجران افغانستانی، جمهوری اسلامی عملاً آنها را به جهنم تحت حاکمیت طالبان میفرستد. هرچند مهاجران افغان در ایران نیز بهشدت تحت ستم بودند، اما بخشی از کودکان آنها میتوانستند تحصیل کنند و عموماً مردان کاری داشتند و با درآمد بخورونمیر زندگیشان را میگذراندند. اما در افغانستان گرفتار در فقر و فلاکت اقتصادی، زیر سلطهٔ امارت اسلامی طالبان، زنان از حق کار و تحصیل محروم شدهاند و بیش از بیست میلیون نفر بیکار هستند و عملاً کاری برای آنها وجود ندارد و کودکان دختر نمیتوانند تحصیل کنند و فاجعهٔ هولناکی در انتظار آنها است.
در جریان این کوچ اجباری و غیرانسانی ستمهای مضاعفی بر آنها تحمیلشده است و کارفرمایان سودجو و استفادهگر و برخی دیگر مطالبات و حق کارگران افغانستانی را نمیدهند. لذا ضروری است تا حد ممکن نهادها و مردم به آنها کمک کنند تا حقوحقوق خود را از کارفرماها و رهن خود را از صاحبخانههای آزمند بگیرند.
اکنون وظیفه همهٔ ما کارگران و مردم شریف و آزادیخواه است که نسبت به این سرکوب و توحش جمهوری اسلامی علیه مهاجران افغانستانی، اعتراض کنیم. آنها سالهای مدیدی در ایران کار و زندگی کرده و بخشی از طبقه کارگر ایران به شمار میروند و کودکانشان در ایران بزرگشدهاند. آنها نهتنها حقدارند بهعنوان مهاجر در ایران باشند، بلکه لایق حق شهروندی ایرانی و حقوحقوق کاملاً برابر با دیگر مردم هستند.
دولتهای ارتجاعی جمهوری اسلامی و طالبان دشمن کارگران هستند و از هر موقعیتی برای استثمار و بهرهکشی و سوءاستفاده از آنها دریغ نمیکنند. مهاجران افغانستانی که به افغانستان بازمیگردند با مطالبات بسیاری در مقابل حکومت ارتجاعی طالبان صفآرایی خواهند کرد و میتوانند مبارزه خود را در شرایط جدید پیش ببرند و سازماندهی کنند.
در این شرایط وظیفه فعالان رادیکال و سوسیالیست جنبش کارگری و دیگر جنبشهای پیشرو اجتماعی در برابر سیاستهای ضد انسانی و ارتجاعی جمهوری اسلامی، دفاع قاطع از حقوق مهاجران و مقابله با سیاستهای فریبکارانه و سرکوبگرانه حکومت اسلامی است. ما سوسیالیستها، فعالین کارگری و مردم آزادیخواه، در کنار مهاجران افغانستانی هستیم و هرگونه ستم ملیتی و نژادی و بازگرداندن اجباری آنها را محکوم میکنیم. این نهتنها وظیفه انترناسیونالیستی ما است که از آنها حمایت کنیم، بلکه آنها را بخشی از طبقه کارگر و مردم ایران نیز میدانیم.
جمعه ۲۰ تیر/ سرطان ۱۴۰۴ برابر با ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۵
امضاها:
سازمان سوسیالیستهای کارگری افغانستان، اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان(اقلیت) و هسته اقلیت
***************
اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
اوضاع سیاسی ایران پس از جنگ دوازده روزه
با فرمان ترامپ جنگ اسرائیل و رژیم اسلامی که از ۲۳ خرداد و با حمله اسرائیل آغاز شده بود، قطع شد. این جنگ آغاز شد تا راه حلی برای سوالات پاسخ نگرفته آژانس اتمی و شرایط تسلیم رژیم اسلامی به آمریکا که خامنه ای انرا صلح تحمیلی و غیر قابل قول خواند بیابد. زیرا هیچ دورنمایی برای حل این معضلات از طریق مذاکرات رژیم اسلامی با آژانس، سه کشور اروپایی و پنج دور مذاکره با نماینده ترامپ نداشت. این آتش بس ناپایدار زیرا هنوز مبانی و مفاد توافق آتش بس علنی با آمریکا منتشر نشده تا بتوان تاثیر جنگ را در حد عقب نشیی رژیم اسلامی مشاهده و تحلیل کرد.
دو طرف هر جنگی در مدت آتش بس به ترمیم ضربات و رفع نقاط ضعف خود می پردازند تا برای امکان شروع مجدد جنگ آماده تر باشند. توانایی هر طرف جنگ در کسب آمادکی برای آغاز مجدد جنگ مبنای چانه زنی در مذاکرات است. حفظ مشهود شکاف بزرگ اکثریت مردم ایران با رژیم اسلامی در طول جنگ، از هم پاشیدن استراتژی بازدارندگی که بر تهدید اتمی، موشکهای بالستیک و نیروهای نیابتی استوار بود، نفوذ سازمانهای اطلاعاتی کشورهای خارجی و به ویژه اسرائیل در بالاترین نهادهای رژیم اسلامی و ناتوانی مفرط این رژیم در دفاع از حریم هوایی کشور در کوتاه مدت، از جمله نقاط ضعف بزرگی است که در کوتاه مدت نمی توان بر آن غلبه کرد. بنابراین رژیم اسلامی در مذاکرات حول مفاد آتش بس در مقابل هر تهدید به آغاز مجدد جنگ شدیدا آسیب پذیر است.
حد عقب نشینی و یا تسلیم رژیم اسلامی چه بسا منشا اختلافات بزرگ در بالاترین سطوح قدرت شود منتها مادام که خامنه ای کنترل اوضاع را در دست دارد، اختلافات جناحها منجر به دو رویه متضاد نخواهد شد و همگی علیه مردم و برای حفظ کل نظام یکسان عمل خواهند کرد.
رژیم اسلامی و فاشیستهای سلطنت طلب و رضا پهلوی و کلا همه جریاناتی که از یک طرف این جنگ ارتجاعی دفاع کردند، از بازندگان جنگ دوازده روزه بودند. فاشیستها سلطنت طلب یک طرف جنگ بودند اما نتوانستند وظیفه خود را در به میدان آوردن مردم ایران بعنوان نیروی زمینی آمریکا و اسرائیل انجام دهند. ملیمذهبیها، بخشی از لیبرالها و جمهوریخواهان نیز فاصله خود را با رژیم اسلامی کم کردند و از یک طرف جنگ دفاع کردند. سوسیالیستهای ایران در مجموع، و تشکلهای فعلا موجود جنبشهای اجتماعی و طبقاتی ایران فاصله خود را با هر دو طرف جنگ ارتجاعی حفظ کردند و انسجام خود را از دست ندادند. در میان کل اپوزیسیون، سوسیالیستها و پایگاه طبقاتی و اجتماعی شان در موقعیت بهتری برای ادامه مبارزاتشان در راستای جنبش انقلابی مردم ایران که از دیماه ۹۶ آغاز شد برای سرنگونی انقلابی رژیم اسلامی قرار دارند.
جمهوری اسلامی با شکستهای پی درپی در عرصههای جهانی، منطقهای و ناتوانی در تامین حداقلهای نیازهای جامعه، در وضعیت شکننده و نابسامانی قرار گرفته و از ترس گسترش جنبش انقلابی، سیاست سرکوب را که در طول جنگ افزایش یافته بود، با دستگیری، شکنجه و اعدامهای گسترده تر تشدید کرده است. مقابله با ایجاد یک فضای قبرستانی در اولویت فعالین جنبش کارگری و همه جنبش های پیشرو اجتماعی و جریانات چپ و کمونیست قرار میگیرد. ادامه شکلگیری همیاری های مردمی در طول جنگ که نشانه بلوغ جامعه و زمینه های همبستگی از پائین است، بستر مناسبی برای ابتکار عمل و همبستگی علیه سرکوب را فراهم می آورد.
سرنگون باد رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی
زنده باد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
چهارشنبه ۴ تیر ۱۴۰۴ -
برابر با ۲۵ ژوئن ۲۰۲۵
امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت
***************
اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
پیامدهای شرکت مستقیم آمریکا
در جنگ ارتجاعی با حمله به مراکز هسته ای
حمله نظامی آمریکا به تاسیسات هسته ای اصفهان، نطنز و فردو در یکشنبه اول تیرماه، رژیم اسلامی را در مقابل توافق با ترامپ، نه اروپا، یا روبرو شدن با جنگی تمام عیار گذاشت. توافقی که تسلیم محض است و خامنه ای آنرا صلح تحمیلی و غیر قابل قبول دانست. حمله سپاه پاسداران به پایگاه نظامی آمریکا در قطر خساراتی ببار نیاورده که ترامپ برای باز گرداندن رژیم اسلامی به میز مذاکره، نتواند از آن صرف نظر کند.
رژیم اسلامی قدرت دفاع از حریم هوایی کشور را ندارد و هواپیماها و پهبادهای اسرائیل هر روزه اهدافی را در ایران بمباران می کنند. سپاه پاسداران بجز حمله موشکی به شهرهای اسرائیل که فقط تعداد کمی از "گنبد آهنین" عبور میکنند، هیچ اهرمی برای متوقف کردن حملات اسرائیل ندارد. اهدافی که اسرائیل و آمریکا در مقابله با رژیم اسلامی داشتند متناسب با توانشان در حمله به اهداف نظامی و غیر نظامی رو به تغییر است. غنی سازی صفر درصد، محدودیت در برد موشکهای بالستیک و قطع کمک به نیروهای نیابتی دارد کنار گذاشته میشود و ترامپ پس از حمله به تاسیسات اتمی اصفهان، نطنز و فردو "رژیم چنج" را مطرح کرده است.
شکاف جناح های رژیم اسلامی برای پاسخ به اروپا، اسرائیل و آمریکا علنی است، منتها هنوز از کنترل خامنه ای خارج نشده و همگی یکدست عمل می کنند. خارج شدن توازن قدرت فعلی جناح ها به دلیل مرگ خامنه ای و یا دلایل دیگر در تغییر مسیر جمهوری اسلامی در مواجهه با جنگ و بحران کنونی موثر است. آمریکا و اسرائیل برای "رژیم چنج" پیاده نظام ندارند. فاشیست های سلطنت طلب و رضا پهلوی در تلاشند تا مردم ایران را تبدیل به پیاده نظام نتانیاهو کنند که به جنایت جنگی و نسل کشی متهم است و تحت تعقیب دادگاه بین المللی کیفری است.
مشکل بزرگ جمهوری اسلامی با هر توافقی بررسی تاثیر آن در مردم ایران است که خواهان سرنگونی انقلابی آن هستند. رژیم اسلامی در میانه منگنه مردم ایران و حملات نظامی اسراییل و آمریکا و فشار "مکانیسم ماشه" سه کشور اروپایی قرار گرفته است. جمهوری اسلامی بجای تسلیم به مردم ایران، راه مذاکره و سازش و تسلیم به آمریکا و اروپا را پیش گرفته و سرکوب مردم تشدید کرده است. گشت های شبانه و بازرسیهای جاده ای به ویژه در کردستان و افزایش دستگیریها تلاش عبث رژیم اسلامی است برای حفظ خود در مقابل مردم.
اسرائیل و آمریکا بدون هیچ نگرانی از عواقب مرگبار تشعشعات اتمی برای مردم و محیط زیست، به تاسیسات اتمی در ایران حمله کردند و مردم ایران بدون هیچ امکانات و آموزشی برای مقابله با خطر تشعشعات اتمی رها شده اند. رژیم اسلامی برای محافظت از سانتریفیوژها و موشکهایش شهرکهایی زیر کوه ساخته، اما مردم ایران برای در امان ماندن از بمباران رژیم آپارتاید و آدمکش اسرائیل شهرهای محل زندگیشان را ترک می کنند. مردم ایران که حتی قبل از حمله اسرائیل در ۲۳ خرداد نیز با کمبود آب و برق روبرو بودند، بجز خودشان و ابتکاراتی نظیر گروههای همیاری برای اسکان، هیچ یار و یاوری ندارند تا از صدمات جنگ ارتجاعی رژیم اسلامی و رژیم اسرائیل بکاهند. همبستگی مردم ایران علیه رژیم اسلامی و علیه آمریکا و اسرائیل بزرگترین عامل آمادگی است برای تعیین سرنوشت خود علیه دو جریان ارتجاعی و آدمکش حاکم بر ایران و فاشیست های سلطنت طلب و رضا پهلوی.
سرنگون باد رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی!، زنده باد سوسیالیسم!
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
دوشنبه ۲ تیر ۱۴۰۴ -
برابر با ۲۳ ژوئن ۲۰۲۵
امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت
***************
اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
علیه جنگ ارتجاعی اسرائیل و رژیم اسلامی
حمله اسرائیل در روز جمعه، رژیم اسلامی را که در تدارک شرکت در دور ششم مذاکرات روز یکشنبه با آمریکا در مسقط بود، غافلگیر کرد. استراتژی بیپایه بازدارندگی هستهای رژیم اسلامی که با صرف صدها میلیارد دلار و به قیمت فلاکت اقتصادی دهها میلیون مردم ایران بناشده بود، فروریخت. حاکمان اسلامی پس از شوک اولیه که بر کل نظام و بدنهاش به خاطر از دست دادن فرماندهان ارشد سپاهی و هستهای واردشده بود، از دیشب موشکباران اسرائیل را آغاز کرده است. اما چگونگی پایان دادن به این جنگ که هیئت حاکمه ایران از ابتدا حیثیت خود را به نابودی اسرائیل گرهزده همراه با تعیین تکلیف نهایی پرونده هستهای که با اجلاس شورای حکام شماره معکوس آن شروعشده، چهبسا محور مناقشات درونی و بروز شکافهای بزرگ در رژیم اسلامی خواهد بود.
همانگونه که از پیش روشن بود و از دیروز که حمله اسرائیل شروع شد مجدداً اثبات گشت که اکثریت مردم ایران در هیچ جنگی در کنار رژیم اسلامی نخواهند بود. جنگ واقعی مردم ایران، جنگ با کلیت رژیم اسلامی برای سرنگونی انقلابی آن است. جنگی که از دیماه ۹۶ شروع شد و با قتل مهسا و جنبش انقلابی ۱۴۰۱ ادامه یافت. از دید رژیم اسلامی، مردم ایران دشمن اصلی موجودیتش هستند، نه اسرائیل. بنابراین حاکمیت اسلامی سعی خواهد کرد از حمله اسرائیل به نفع خود سود جوید تا مبارزات جنبشهای مختلف اجتماعی و طبقاتی را که تا پیش از حمله اسرائیل جریان داشت، سرکوب کند.
پوشیده نیست رژیم نژادپرست اسرائیل که مانع دسترسی میلیونها نفر از مردم غزه به غذا، دارو و ابتداییترین امکانات زنده ماندن است و دادگاههای بینالمللی حکم بازداشت نتانیاهو را به جرم نسلکشی صادر کردهاند، دوست و متحد فاشیستهای سلطنتطلب و رضا پهلوی هستند نه مردم ایران. رژیم فاشیست اسرائیل و رژیم اسلامی بهانه وجودی یکدیگرند و ادامه حیات جنایتکارانه خود را با وجود دیگری توجیه میکنند و هر دو دشمنان کارگران و مردم زحتمکش و علیه هر نوع ترقی و آزادیخواهی در منطقهاند.
بیتردید این جنگ، تودههای مردم ایران را که عزم جزم کردهاند تا از شر نظام سراپا فاسد و جنایتکار اسلامی خلاص شوند، خانهنشین نخواهد کرد. جنبشهای اجتماعی و طبقاتی در ایران در کنار نیروهایهای چپ و کمونیست و نهادهای پیشرو با کمک یکدیگر راه خود را برای ادامه مبارزاتشان علیه کلیت رژیم اسلامی، علیه اسرائیل و متحدان سلطنتطلبش خواهند یافت.
سرنگون باد رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی - زنده باد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
شنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۴
برابر با ۱۴ ژوئن ۲۰۲۵
امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت
***************
اطلاعیه شورای نیروهای چپ و کمونیست:
قتل دولتی مجاهد کورکور را محکوم میکنیم!
موج اعدام جمهوری اسلامی برای ایجاد ترس و وحشت در جامعه را درهم شکنیم
سحرگاه روز چهارشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۴ رژیم جنایتکار سرمایهداری اسلامی ایران زندانی سیاسی مجاهد کورکور را اعدام کرد. بنا به گزارش مرکز رسانه دستگاه قضایی رژیم، این زندانی سیاسی که در آذر ۱۴۰۱ به اتهام تیراندازی به کیان پیر فلک و دست داشتن در سازماندهی ناآرامیهای ایذه بازداشتشده بود در زندانی شیبان اهواز اعدام شد.
اعدام جنایتکارانه مجاهد کورکور در حالی صورت گرفت که اتهام قتل کیان پیر فلک توسط وی از سوی خانواده این کودک ۹ ساله با ادله و شواهد قوی رد و عامل کشتن فرزندشان را مأموران جمهوری اسلامی دانستند. بااینوجود ازآنجاکه قوه قضائیه رژیم برای ارتکاب جنایتی دیگر و سری برای طنابی که آماده نموده بود، این زندانی سیاسی را انتخاب کرده و با بستن اتهامات دیگری چون 'بغی' و'محاربه' 'و فساد فیالارض' کمر به قتل وی بست.
اکنون دیگر همگان بهخوبی میدانند که حکومت جمهوری اسلامی که غرق در بحرانهای عمیق، گسترده و همه جانبهای است از اعدام بهعنوان حربهای برای وحشت پراکنی، ممانعت از گسترش اعتراضات تودهای و گرفتن انتقام از مبارزین و مخالفین خود استفاده میکند. سران جنایتکار و آدمکش جمهوری اسلامی موج سرکوب جنبشهای اجتماعی و اعدام فعالین آنها را تشدید نموده و تلاش دارند با ایجاد ترس و وحشت، از برآمد مبارزاتی و سرنگونی انقلابی توسط تودههای ناراضی و مردم زحمتکش، جلوگیری نماید. مضاف بر آن رژیم تلاش میورزد تسلیم زبونانه خود در مقابل فشارهای آمریکا و اسرائیل بهعنوان یکی از پیامدهای شکست سیاستهای ویرانگر منطقهایش را با گرفتن انتقام از مخالفین و مبارزین در داخل کشور پوشش دهد.
به همت زندانیان سیاسی زن و خانوادههای زندانیان سیاسی، کمپین "سهشنبههای نه به اعدام" از مدتها پیش آغازشده و تاکنون هفتاد و دومین هفته آن در ۳۸ زندان تداوم داشته است. این کمپین موردحمایت وسیع نیروها و نهادهای مترقی، دموکراتیک و چپ در ایران و سراسر جهان قرارگرفته است.
مقابله وسیع و همهجانبه با سیاست سرکوب و کشتار رژیم تنها با پیوستن مبارزات مردم در بخشهای مختلف جامعه، با حمایت همهجانبه از زندانیان سیاسی و خانوادههای آنان و با به اهتزاز درآوردن پرچم مخالفت با اعدام و خواست آزادی بیقیدوشرط زندانیان سیاسی، تنها راه عقب راندن رژیم و از کار انداختن ماشین جنایت و آدمکشی است. تا جمهوری اسلامی هست سرکوب و اعدام و فقر و فلاکت موجود ادامه خواهد یافت. تنها راه نجات تودههای کارگر و زحمتکش سرنگونی انقلابی این رژیم فاسد و سرکوبگر است.
اعدام قتل عمد دولتی است و بایستی بدون قید و شرط لغو شود.
زندانی سیاسی آزاد باید گردد!
پرتوان باد مبارزات کارگران و تودههای آزادیخواه و زحمتکش
برای سرنگونی انقلابی رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی زنده باد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
چهارشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۴
برابر با ۱۱ ژوئن ۲۰۲۵
امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت
***************
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
فراخوان به تجمع اعتراضی مقابل سازمان جهانی کار در ژنو - ۶ ژوئن ۲۰۲۵
کنفرانس سازمان جهانی کار در روزهای ۲ تا ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ در ژنو ، یکصد وسیزدهمین اجلاس خود را برگزار میکند. این کنفرانس سالانه ، فرصتی است که بار دیگر فعالین جنبش کارگری و نیروهای چپ و کمونیست ، خواستها ومطالبات طبقه کارگر ایران را انعکاس داده تا صدای آنها باشند؛ سرکوب جنبش کارگری و بی حقوقی کارگران ایران از جمله ممنوعیت حق تشکل و اعتصاب را به گوش کارگران و تشکلهای کارگری سایر کشورهای جهان در اجلاس برسانند وهمبستگی آنها را با مبارزه طبقه کارگر ایران جلب کنند.
در این اجلاس، رژیم جمهوری اسلامی هیئتی را تحت عنوان «نمایندگان کارگران ایران» به این کنفرانس میفرستد که از سرکوبگران شناخته شده جنبش کارگری اند که در تمام حیات این رژیم ضد کارگری، ابتداییترین حقوق طبقهی کارگر را در ایران سرکوب کرده اند. در حالیکه حق تشکلیابی مستقل، حق اعتصاب، دستمزد عادلانه، امنیت شغلی و دیگر حقوق پایهای کارگران در ایران بهطور سیستماتیک پایمال و دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر تحمیل می شود. در کنار این بی حقوقی، سرکوب کارگران از جمله ویژگی های بارز جمهوری اسلامی است. تا جاییکه اکنون دهها فعال کارگری بهخاطر فعالیتهایی که براساس مقاولهنامههای خود سازمان جهانی کار حق مسلم کارگران است، در زندانهای جمهوری اسلامی در شرایط غیرانسانی محبوس هستند.
برای ما بعنوان سازمانهای چپ و کمونیست ، روشن است که سازمان جهانی کار، نهادی است در چارچوب نظم سرمایه داری بین المللی ، واین نهاد در راستای تثبیت مناسبات نابرابر موجود وتنظیم مناسبات کار و سرمایه عمل میکند. ما براین باوریم که رژیم سرمایه داری اسلامی در ایران ، حتی به حداقل های مندرج در مقاوله نامه های بین المللی این نهاد هم پایبند نیست. به این خاطر باید از این سازمان اخراج شود و بجای مزدوران وسرکوبگران جنبش کارگری، نمایندگان واقعی ومستقل کارگران ایران در این اجلاس های بین المللی، برای طرح مطالبات و خواستهای طبقه کارگر ایران حضور یابند.
تظاهرات ۶ ژوئن در مقابل سازمان جهانی کار ، فرصتی است که فعالان کارگری و چپ و کمونیست ، اعتراض خود را علیه همدستی نهادهایی چون سازمان جهانی کار با رژیمهای ضدکارگری نظیر جمهوری اسلامی اعلام کرده، بر ضرورت مبارزهی مستقل و انقلابی طبقهی کارگر علیه کلیت نظم سرمایهداری و ابزارهای بینالمللیاش تأکيد کنند.در مقابل سکوت و مماشات این نهاد در برابر نقض آشکار مقاولهنامههایش توسط جمهوری اسلامی، بایستند
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست ، از همهی فعالان چپ و کمونیست ، کارگری ، نهادها وسازمانهای مدافع حقوق انسانی میخواهد که در این تجمع اعتراضی با حضوری پرشور و گسترده شرکت کنند و صدای کارگران ایران، صدای فریاد قربانیان خاموش معدن تا بندر، صدای فریاد اعتصابگران سه شنبه های کارزار علیه اعدام، صدای خفه شده کارگران مهاجر افغانستانی، صدای انقلاب ورهایی وبرابری و آزادی باشند!
زنده باد همبستگی بینالمللی طبقهی کارگر
زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم
سرنگون باد رژیم سرمایه داری اسلامی
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت
***************
اطلاعیه شورای همکاری نیروی های چپ و کمونیست:
برعلیه برنامههای مهاجر ستیزی جمهوری اسلامی از حقوق انسانی شهروندان افغانستانی دفاع کنیم
جمهوری اسلامی موج دیگری از دشمنی با شهروندان افغانستانی براه انداخته است. فرماندهان سپاه و نیروی انتظامی، نمایندگان مجلس ارتجاع اسلامی، رسانهها و سردمداران جناحهای مختلف رژیم همگی بخط شدهاند تا میلیونها آفغانستانی را مسبب بیکاری، بزهکاری و نابسامانیهای جامعه جلوه دهند. این موج ارتجاعی را اپوزیسیون راست فاشیستی و پیروان "ایرانشهری" همراهی میکنند.
احمدرضا رادان، فرمانده کل نیروهای انتظامی رژیم اسلامی، در روز ٦ خرداد اجرای قاطع قانون درباره "مهاجران غیرمجاز" را اعلام نموده و مدعی شد که این افراد مهمان ما نیستند، زیرا قانون کشور را زیر پا گذاشتهاند و باید دستگیر و از کشور اخراج شوند. احد بیوته، نماینده مجلس به حضور بیش از ۴ میلیون "مهاجر غیرمجاز" در کشور هشدار داد و گفت: "اگر دولت اقدامی نکند، این حضور به بحران امنیتی منجر خواهد شد". روزنامه "جمهوری اسلامی" نیز در سرمقالهای، مهاجران افغانستانی را متهم به "بلعیدن آب، برق، نان و کالاهای اساسی" کرد و آنها را عامل اشغال مشاغل و بینظمی اجتماعی خواند.نادر یاراحمدی، رئیس مرکز امور اتباع و مهاجرین خارجی نیز، بار دیگر بر اخراج هزاران دانشآموز مهاجر افغانستانی تاکید نموده و رسما اعلام کرد که دانشآموزان فاقد ولی یا سرپرست بدون اقامت، پس از پایانامتحانات تا ١۵ تیرماه باید کشور را ترک کنند. اینها تنها گوشهای از مجموعه سیاستهای راسیستی، ضدپناهندگی و اخراج سازی شهروندان افغانستانی است که بر علیه حقوق اجتماعی مهاجرین و بویژه ضد حقوق شناخته شده جهانی برای دستیابی کودکان به آموزش است. بعلاوه دختران دانش آموز و دانشجو نیز به انحا مختلف برای بازگشت به افغانستان تحت فشار قرار گرفتهاند در صورتی که همگان آگاهند که تحصیل دختران بالای دبستان در افغانستان تحت سلطه طالبان ممنوع است. تنها طی سه سال گذشته نزدیک به سه میلیون افغانستانی از ایران اخراج شدهاند.
همراه با جمهوری اسلامی، جریانها و گرایشات دست راستی ناسیونالیستی و پیروان"ایران شهری" با اتکا به مناسبات و فرهنگ ارتجاعی و "ضرورت تدوین قوانین علیه حضورانبوه اتباع بیگانه"، میکوشند مردم ناگاه را به جان شهروندان افغانستانی بیاندازند و شرایط زیست عادی آنها را در مخاطره قرار دهند. برای یک جامعه شرم آور است که دربرخی از شهرها و مناطق، بنرهایی با عنوان "ورود افغانی ممنوع" نصب شده است. همچنین انبوهی از افغانستانیها بهعلت فقدان "هویت ایرانی" هنگام خروج از محل سکونت خود دلهره و اضطراب دارند. آنها ازحق خرید بلیط مترو و یا نان ودیگر مایحتاج زندگی نیز محروم هستند. این همه بیعدالتی و گسترش اخراجسازی علیه مردمی که سالهاست در ایران با دستمزد اندک کارکرده و زندگی سختی داشتهاند و یا در سالها اخیر از ترس طالبان ناچار به ترک افغانستان شدهاند، نمایش آشکار سیاست فاشیستی جمهوری اسلامی است.
شهروندان افغانستانی نه تنها در ایران، بلکه در پاکستان با شدیدترین اقدامات امنیتی و سرکوبگرانه مواجه هستند. علارغم عملکرد قرون وسطایی طالبان علیه زنان و مردم زحمتکش افغانستان، دول امپریالیستی چین و روسیه در راستای منافع اقتصادی و سیاسی خود به انحا مختلف با طالبان همکاری کرده و آنرا تقویت میکنند. دولتهای امپریالیستی مدعی "حقوق بشر" در غرب، نیز که خود زمینه ساز برآمد گرایشات اسلامی و طالبان بوده و راه ورود این نیروی ارتجاعی را در بازگشت به قدرت هموار نموده، سیاست عمومی اخراج پناهجویان افغانستانی را در دستور قرار داده و آشکار و نهان و با زد و بند با دول ارتجاعی منطقه و طالبان میکوشند، شرایط دیپورت آنها را به افغانستان تسهیل کنند. اخیرا نیز ترامپ در پی سیاستهای نوفاشیستی خود، قانونی را به اجرا گذاشته که شهروندان چند کشور و در راس آن افغانستانیها را از ورود به آمریکا منع میکند. همه این سیاستهای ضدپناهندگی و ضد مهاجرت در شرایطی است که انبوهی از پناهجویان که از دست طالبان گریختهاند در کشورهای مختلف در جستجوی مکان امن برای زندگی هستند. طنز تلخ این است که ظاهرا همه این دولتها طالبان را به "رسمیت" نمیشناسند.
وضعیت مردم افغانستان در شرایط کنونی نمایش هولناکی از جهان نابرابر و زیر سلطه سرمایهداری است که با برآمد فزاینده راست و فاشیسم، حقوق و حرمت انسانی بیشتر از پیش، لگد
مال میشود.
مردم شریف و آزادیخواه
علیه رژیم اسلامی که میکوشد شهروندان افغانستانی را علل نابرابریها و شرایط دهشتناکی که به جامعه تحمیل کرده جلوه دهد و همه همدستانش یعنی حاملین فرهنگ و مناسبات بهغایت نژادپرستانه و ضد انسانی، مبارزه کنیم و با حمایت همه جانبه، مانع از اخراج و پیشبرد سیاستهای فاشیستی افغانستانی ستیزی شویم.
زنده باد آزادی و ارتقای حرمت انسانی
سرنگون باد رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی
زنده باد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
۰۶-۰۶-۲۰۲۵ / ۱۶-۰۳-۱۴۰۴
امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت
***************
اطلاعیه شورای همکاری نیروی های چپ و کمونیست
سرمایه داران و جمهوری اسلامی مسئول کشتار کارگران معدن مهماندویه دامغان هستند!
هنوز مدت زمان زیادی از کشتار بیش از ۵٠ کارگر شرکت معدنجو نگذشته است که بار دیگر با خبر دردناک کشتار کارگران معدن مهماندویه دامغان در استان سمنان مواجه میشویم. به گفته مسئولان، این معدن مدتی فعالیت نداشت. روز دوشنبه هجدم فروردین مالکین معدن، کارگران را برای بررسی شرایط آغاز کار مجدد به درون معدن میفرستند. هنگامی که از نخستین کارگری که برای ارزیابی به درون معدن فرستاده شده، خبری نمیشود ٦ کارگر یکی پس از دیگری برای کمک به همکاران خود به درون معدن میروند و همه ٧ کارگر بنامهای مرتضی شکاری،احمد شکاری،مهدی گیلکی، هانی گیلکی، غلام حسین ابراهیمی،مجتبی اکبری و علی ابراهیمی بر اثر گاز گرفتگی درون معدن کشته میشوند. همه شواهد روز واقعه نشان میدهد که عدم رعایت ایمنی و استانداردهای عمومی و نیز استفاده از کارگران برای سنجش شرایط کار و بازگشایی معدن، توسط کارفرما که یک شرکت خصوصی بوده عامل کشته شدن کارگران بوده است.
استاندار استان سمنان با وقاحت تمام “خطای فردی و اشتباه محاسباتی”را علت جان باختن کارگران اعلام داشته در حالی که سرپرست امور عمرانی این استان اعتراف نمود که “نداشتن امکانات و تجهیزات کافی در حادثه فوت هفت کارگر در معدن مشهود بوده است.”
فجایع کشتار کارگران معدن در ایران مدام تکرار شده و افزایش مییابد. در روز یکشنبه ۱۷ فروردین یک روز قبل از کشته شدن کارگران معدن مهماندویه، دو کارگر بر اثر ریزش معدن سنگ آهن در روستای عبداله آباد مهاباد زیر آوار ماندند و یکی از آنها بنام حسن فلاح بر اثر جراحات وارده جان باخت. تنها در سال گذشته ٦ معدن دچار ریزش، انفجار و یا انتشار گاز شده و موجب کشته و زخمی شدن بسیاری از کارگران شده است.عدم رعایت استانداردهای ایمنی توسط سرمایهداران و دولت، فصل مشترک همه این رویدادها بوده است. اولویت آنها سود و استثمار است و جان کارگران برای آنها اهمیتی ندارد. دولت و مسئولین همانند گذشته با مانورهای نمایشی برای فریب افکار عمومی مدعی “رسیدگی به کشتار معدنچیان” شدهاند در حالی که هنوز رسیدگی به وضعیت جانباختگان و آسیب دیدگان معادن در سالهای گذشته یا بنفع مالکین تمام شده و یا اینکه در دالان تودرتوی دولت سرمایهداران خاک میخورد و زندگی خانوادههای آنان در معرض تباهی بیشتر قرار گرفته است. کشته و زخمی شدن کارگران بر اثر شرایط کار در سالهای اخیر پیوسته افزایش یافته است. آمارهای رسمی نشان میدهد که تنها در شش ماهه نخست سال گذشته ۲۱۵۵ کارگر بر اثر رویدادهای کار کشته شده و بیش ۲۷۳۷۷ زخمی شدهاند.
سرکوب مزد، انبوه بیکاران، کار ارزان و سود و استثمار بیشتر زمینه ساز کشتار کارگران و بی تفاوتی سرمایهداران و جمهوری اسلامی نسبت جان کارگران و حفاظت و ایمنی محیط کار است. ما ضمن همبستگی با خانواده کارگران جانباخته خواهان افشای نام مسئولین این جنایت و حامیان آنها در دستگاههای دولتی در پیشگاه افکار عمومی و نیز محاکمه آنها هستیم. راه مبارزه با چنین شرایط دهشتناکی که به کارگران تحمیل میشود اتحاد، همبستگی و تشکل طبقاتی کارگران است. کارگران همبسته و متحد نه تنها میتوانند این شرایط را تغییر دهند بلکه با توجه به شرایط ملتهب جامعه و رشد مقاومت و مبارزه از پائین، میتوانند شرایط را برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و بدیل خودسامان و شورایی کارگران و زحمتکشان هموار نمایند.
سرنگون باد رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی
برقرار باد دولت کارگری شورایی
زنده باد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
۸ آوریل ۲۰۲۵ / ۱۹ فروردین ۱۴۰۴
امضاها:
امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری - حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) وهسته اقلیت
***************
پیام نوروزی شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
فرارسیدن سال نو و شکوفایی طبیعت را به عموم توده های مردم ایران تبریک میگوییم. حاکمان اسلامی همواره جشن نوروز را رقیب اعیاد اسلامی دانسته و علیه برگزاری مراسم سال نو اقدام کرده اند. به این اعتبار، برگزاری جشن های نوروزی همواره نوعی از اعتراض علیه رژیم اسلامی بوده و امسال نیز با همه ناملایمات تحمیل شده بر جامعه، مردم ایران در گستره ای همگانی میکوشند تا با برگزاری جشنهای میدانی فرا رسیدن سال نو را گرامی دارند.
برگزاری مراسم نوروزی در شهرها و مناطق مختلف بویژه در کردستان و لرستان و پاره ای از دیگر مناطق ایران که این روزها بزرگترین جشن های نوروزی را برپا کردند، نمونه هایی از پاسداشت شادمانی مردم در مقابل ایدئولوژی مرگ و ماتم و عزای ۴۶ ساله جمهوری اسلامی است.
اگر چه فقر عمومی مانع بزرگی برای اجرای همه رسوم نوروز، از جمله دید و بازدید و خرید لباس نو ایجاد کرده، اما عزم ما را برای ادامه مبارزه و پایداری شادی و طراوت زندگی علیه مسبب اصلی اوضاع نابسامان کنونی که همانا رژیم اسلامی است، استوارتر کرده است.
سال نو در شرایطی فرا میرسد که جمهوری اسلامی بزرگترین بازنده سال گذشته در منطقه بود. در داخل هم رژیم اسلامی روزگار خوبی نداشت. پروژۀ پزشکیان برای مقابله با برآمد یک جنبش انقلابی با شکست روبرو شد و تلاش او برای اتحاد جناحها و باندهای مختلف رژیم تحت عنوان «وفاق ملی» با شکست مواجه شد.
سال گذشته در عین حال سال ایستادگی و گسترش مبارزات مردم بود و هیئت حاکمه در مقابله با تحمیل حجاب اجباری به زنان با شکست روبرو شد. اگرچه هنوز عوامل رژیم اسلامی زنان را در خیابانها و اماکن عمومی آزار می دهند، اما رژیم ناچار شد نزد پایگاه ضد زن خود اعتراف کند که توان اجرای قانون کذایی «عفاف و حجاب» را ندارد. در طول سال گذشته کارزار سه شنبه های اعتراضی علیه مجازات ضد انسانی اعدام نیز گسترش یافت و به ۳۸ زندان رسید. اعتراضات اقشار گوناگون مردم ایران و کارگران و بازنشستگان همواره جریان داشت و جمهوری اسلامی با دستگیری و شکنجه و مجازات فعالان سیاسی – اجتماعی و محاکمه آنان در بیدادگاه های خود به مقابله با اعتراضات توده ای برخاست.
سال جاری در شرایطی به پایان میرسد که با ادامه سیاستهای رژیم اسلامی هیچ چشم اندازی برای بهبود اوضاع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مردم وجود ندارد و هر گونه بهبود اوضاع در گرو ادامه و گسترش مبارزه جنبش های مختلف اجتماعی و طبقاتی است. در آخرین روزهای سال، شورایعالی کار، حداقل دستمزدی را برای کارگران تعیین کرد که قدرت خرید آنان حتی نسبت به اوایل سال هم کمتر شده است و برای مقابله با گرسنگی هیچ راهی بجز اعتصاب و تظاهرات برای کارگران باقی نگذاشت.
در آستانه سال نو، ما یاد همه عزیزانمان را که در راه آزادی و برابری جان خود را فدا کردند گرامی می داریم و همراه و همگام خانواده های دادخواه هستیم. به زندانیان سیاسی درود می فرستیم و مقاومت آنها را ارج می گذاریم و به مبارزه مان برای آزادی همه زندانیان سیاسی و نابودی دیکتاتوری حاکم ادامه می دهیم.
ما خود را بخشی از جنبش کارگری، زنان، دانشجویی، بازنشستگان، معلمان و رفع ستم ملی می دانیم و برای متحد و متشکل شدن این جنبشها از هیچ کوششی فروگذار نمی کنیم.
بکوشیم نوروز ۱۴۰۴ آغازی باشد بر اتحاد و همبستگی و پیشروی بیشتر ما و تحمیل شکستها و عقب نشینی های گسترده تر به رژیم اسلامی.
نوروزتان پیروز
سرنگون باد رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
۲۹ اسفند ۱۴۰۳
امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت
***************
اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست:
در محکومیت تفرقه و نفرت پراکنی نژادپرستانه رژیم در ارومیه
روزهای اول و دوم فروردین در شهر ارومیه جریانات «پانترکیست» با طراحی حکومتی تظاهراتی در خیابانهای مرکزی شهر برعلیه مردم کُرد پیش بردند. این تظاهرات با سخنرانی و تحریک «محمد خلیل پور» رئیس شورای شهر ارومیه و تبلیغ و شرکت «نادر قاضی پور» نماینده پیشین مجلس صورت گرفت و در آن عوامل حکومتی و عدهای از ناسیونالیستهای «پانترکیست» شرکت داشتند. در این تظاهرات از جمله شعارهایی مانند: «آذربایجان بیدار است، کُردها مهمان ما هستند»، «آذربایجان پاینده باد، دشمنانش نابود باد» و «ارومیه تُرک است و تُرک میماند» سر داده شد. تظاهرکنندگان چماقدار با حمل تصاویری از «ملاحسنی» نماینده خمینی در ارومیه و عامل قتلعام مردم بیدفاع «قارنا» و «قلاتان» در نزدیکی شهر نقده در سال ۱۳۵۸، هشدار تکرار همان فجایع را در اذهان زنده کردند.
این تجمع «پانترکیست»ها، ظاهراً در واکنش به مراسمهای نوروزی بزرگ و بیسابقه در شهرهای کردستان و ایران و بهویژه همایش نوروزی بینظیر شهر ارومیه صورت گرفته است. نمایش همبستگی شکوهمند مردمی در مراسمهای نوروزی امسال کارگزاران رژِیم را به وحشت انداخته و ازآنجا که قدرت جلوگیری از آن را نداشتد، با اتکا به دستجات «پانترکیستی» به حربه ایجاد تفرقه و نفرت پراکنی بین کُردها و تُرکها پناه بردهاند. رژیم اسلامی میداند که مردم با هر زبان و تعلق ملی و مذهبی در ارومیه و هر جای دیگر ایران ادغامشدهاند، معاشرت دارندِ و با هم کار و زندگی میکنند و مشکل مردم نه این تفاوتها، بلکه فقر و فلاکت و سرکوبگری رژیم است. رژیم دیده است که این مردم، در طی خیزش ۱۴۰۱ وسیعترین همبستگی و همدردی را با هم نشان دادند. میداند این مردم بهشدت معترض و ناراضی هستند و از هر فرصتی برای ابراز انزجارشان از رژیم بهره میبرند، لذا سیاستش را بر درهم شکستن این اتحاد و همبستگی و دامن زدن به تحریک ملی و مذهبی قرار داده است.
شهر «ارومیه» نماد رنگینکمان فرهنگی و زبانی در طول تاریخ بوده و تقلیل این شهر به یک ملت خاص، توهین بزرگی به انسانیت و بهویژه ساکنان آگاه ارومیه است. تقسیم ساکنان شهر به دو گروه بومی و مهاجر، به خطر انداختن امنیت و وحدت مردم و به نفع رژیم سرکوبگر است که با این نوع حربهها میخواهد به بقای ننگینش ادامه دهد.
این واقعه «ارومیه» درعینحال هشداری جدی به مردم ایران و اردوی آزادیخواهی و انقلابی و کل نیروهای سیاسی مسئول در جامعه است.
«شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست» این تحرکات ناسیونالیستی و نژادپرستانه را محکوم میکند و فراخوانش به کارگران و مردم آزادیخواه این است که در مقابل سیاستهای ارتجاعی رژیم اسلامی و مؤتلفین ناسیونالیستش قاطعانه بایستند و عنصر همبستگی و برابری و همدردی و نوعدوستی را تقویت کنند. مردم ایران آزادی و برابری و حرمت و رفاه میخواهند، اما حکومت اسلامی و فاشیستهای عظمت طلب، ملی و مذهبی برای منافع خود حاضرند یک جامعه را با این سیاستها به خون بکشند.
سرنگون باد رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم
۳ فروردین ۱۴۰۴ - ۲۳ مارس ۲۰۲۵
امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران،
حزب کمونیست کارگری - حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت). هسته اقلیت
___________________________________
برای مشاهده م مطالعه اطلاعیه ها از تاریخ فروردین ۱۴۰۳ تا اسفند ۱۴۰۳
اینجا کلیک کنید.
برای مشاهده م مطالعه اطلاعیه ها از تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۲ تا ۲۰ اسفند ۱۴۰۲
اینجا کلیک کنید.
برای مشاهده م مطالعه اطلاعیه ها از تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۲ تا ۲۰ اسفند ۱۴۰۲
اینجا کلیک کنید.
برای مشاهده م مطالعه اطلاعیه ها از تاریخ ۲۳ فروردین ۱۴۰۲ تا ۱۵ شهریور ۱۴۰۲
اینجا کلیک کنید.
برای مشاهده م مطالعه اطلاعیه ها از تاریخ ۲۶ آذر ماه ۱۴۰۰ تا ۱۷ فروردین ۱۴۰۲
اینجا کلیک کنید.