افق روشن
www.ofros.com

اخبار، گزارشات، اطلاعیه و بیانیه ها


اخبار دانشجویان                                                                                                                                 شنبه ۲۵ مهر ١۴٠۵ - ۱٧ اکتبر ۲۰۲٦


یادآوریِ تداوم بازداشت دانشجویان دانشگاه تهران

از پیش از اعتراضات دی‌ماه تا کنون، مطابق دیدِ همیشگیِ جمهوری اسلامی به قدرت دانشجو، سرکوب گسترده‌ای از سمت این حکومت علیه دانشجویان صورت گرفت و دانشجویان توسط نیروهای سرکوب‌گر حکومتی، بدون علت مشخص و شفافیت، دستگیر شده و با احکام سنگین روبه‌رو بوده‌اند.

فهرستی از اسامی دانشجویان بازداشتی و میزان زمان بازداشت آن‌ها:

علی طاهری‌کیا، دانشجوی کارشناسی ارشد کارگردانی دانشگاه تهران، بازداشت‌شده در ۱۳ دی ۱۴۰۴. نزدیک به ۱۰ ماه بازداشت.

محمدرضا مرندی، دانشجوی سابق رشته‌ی ادبیات دانشگاه تهران، بازداشت‌شده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴. ۹ ماه بازداشت

امیرحسین رضایی، دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران، بازداشت‌شده در تاریخ ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵. ۵ ماه بازداشت

وحید رستمی، دانشجوی رشته‌ی آمار دانشگاه تهران، بازداشت‌شده در فروردین‌ماه ۱۴۰۵. ۶ ماه بازداشت

امین هادوی، دانشجوی انصرافی رشته آمار دانشگاه تهران، بازداشت‌شده در تیرماه ۱۴۰۵. ۳ ماه بازداشت

دانشگاه تهران - دانشجو

***************

گزارشی تحلیلی از اعتراضات فرانسه

آنچه در این متن می‌خوانید:
• رخدادهای مهم و روند گسترش اعتراضات
• پیوند با تاریخ اعتراضات اجتماعی فرانسه
• زمینه‌ها و عوامل شکل‌گیری و آیندهٔ اعتراضات
• آموزش و بازتولید طبقاتی
• معلمان و دانش‌آموزان
• سرکوب پلیسی و بحران مشروعیت سیاسی
• سیاست‌های نئولیبرالی و تناقض‌های دولت فرانسه
• آیا اعتراضات به یک جنبش سیاسی فراگیر تبدیل می‌شوند؟
• محدودیت‌ها و خطرهای پیش‌روی جنبش

جنبش سال ۲۰۲۶ در خلأ شکل نگرفته است...
...پیوند میان اعتراضات ۲۰۲۳ و اعتراضات آموزشی ۲۰۲۶ در وجود یک پرسش مشترک است: چه کسی درباره اولویت‌های اجتماعی تصمیم می‌گیرد و هزینۀ تصمیم‌ها بر دوش چه گروه‌هایی قرار می‌گیرد؟ البته این شباهت تحلیلی به معنای تداوم مستقیم سازمانی یا وجود برنامه سیاسی مشترک میان دو موج اعتراضی نیست..... متن کامل را اینجا کلیک کنید.

***************

دربارهٔ اهمیت شورای صنفی

آنچه در این متن می‌خوانید:
• شورای صنفی چه نهادی‌ست؟
• اهمیت شورای صنفی در ساختار دانشگاه
• شرایط بحرانی و کارکرد نظارتی و پاسخ‌گویی
• شورای صنفی فراتر از رفاه، دفاع از حقوق آموزشی و بنیادی
• قدرت جمعی، مهم‌ترین سرمایهٔ شورای صنفی
• سرمایهٔ اجتماعی و مهارت‌آموزی
• چالش‌ها و واقعیت‌های پیش‌رو
• نوورودی‌ها و شورا
• چگونه از شورای صنفی استفاده و به آن کمک کنیم؟
شورای صنفی وقتی مؤثر است که دانشجویان را حول مطالبات مشترک سازمان دهد. این سازمان‌دهی، نارضایتی‌های فردی و پراکنده را به کنش جمعی تبدیل می‌کند. همین‌جاست که قدرت واقعی شورا شکل می‌گیرد. در مقابل، ممانعت از تشکیل شورا، کارشکنی در انتخابات، محدود کردن اختیارات و برخورد با فعالان صنفی، همگی اهمیت این نهاد را نشان می‌دهد.... متن کامل را اینجا کلیک کنید.

***************

حضور سعید جلیلی در جمع شبه‌نظامیان طرفدار خود در دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران اینجا کلیک کنید.

مفاد سخنرانی جلیلی بی‌ارزش‌تر از آن است که بازتابش دهیم. از همین رو ما می‌خواهیم با سعید جلیلی و مستمعان حلقه‌به‌گوشش در بسیج دانشگاه تهران سخن بگوییم؛ چون گویا شما یادتان رفته که دانشجویان در ۱۶ آذر سال ۱۴۰۴ چگونه از شما پذیرایی کردند!
‌سعید جلیلی به‌عنوان نمایندهٔ رهبری در شورای عالی امنیت ملی، از فرماندهانی بود که حکم گلوله را برای هم‌کلاسی عزیز ما، رها بهلولی‌پور صادر کرد و لباس سفید پزشکیِ آیدا حیدری را به رنگ سرخ، همان سرخی که تبدیل به نمادِ سوگواریِ شما شبه‌نظامیانِ دانشگاه برای رهبرتان شده، تبدیل کرد. ما خون را یادمان نمی‌رود.
ما یادمان نمی‌رود که شما دانشجوی ما، محمدپارسا گلچین را برای اعتراض به حضور شما در دانشگاه تهران، تا لبهٔ چوبهٔ دار کشاندید. ما یادمان نمی‌رود چگونه جواب مشت دانشجو را با گلوله دادید.
میان ما و شما دریای خون است. خونِ دانشجویان و دیگرانی که شما ریخته‌اید. دانشگاهِ ما دانشگاه ماست. از دانشگاهمان و از ایرانمان بیرونتان می‌کنیم. ما یادمان نمی‌رود.

***************

اعتصاب غذای دانشجویان دانشگاه بوعلی‌سینا به دلیل مسمومیت‌های گسترده اینجا کلیک کنید.

دانشجویان دانشگاه بوعلی‌سینا همدان امروز در اعتراض به کیفیت بد غذای سلف و مسمومیت‌های گسترده دانشجویان دست به اعتصاب زدند.
بر اساس گزارش‌ها، شب گذشته ۵۳ دانشجو در خوابگاه دخترانه دچار مسمومیت غذایی شدند و تعدادی از ایشان به بیمارستان منتقل شدند.

***************

سرکوب دانشجویان و دانشگاهیان در هفته‌ای که گذشت

از ۱۲ مهر تا ۱۸ مهر ۱۴۰۵

خلاصهٔ رویدادها
در ادامهٔ سرکوب دانشگاهیان، دانشجویان خواجه‌نصیر پس از تجمع اعتراضی با تهدید، احضار و استقرار گستردهٔ نیروهای امنیتی و بسیج روبه‌رو شدند. در دانشگاه شریف برای ده‌ها دانشجو پرونده انضباطی تشکیل شد و احکام اخراج و ممنوع‌الورودی صادر شد. در دانشگاه فردوسی مشهد ۱۰ دانشجو با احکام اخراج، محرومیت و توبیخ مواجه شدند. آخرین گزارش‌ها از وضعیت امیررضا علیپور هشتلی نیز نشان می‌دهد که او در بند ویژه زندان آمل نگهداری می‌شود.

دانشگاه خواجه‌نصیر
۱- پس از تجمع دانشجویان در اعتراض به احکام سنگین سه دانشجو، تماس‌های تهدیدآمیز از دفتر معاونت فرهنگی و دانشجویی با برخی دانشجویان انجام شد. به آن‌ها هشدار داده شد در صورت تجمع مجدد به کمیتهٔ انضباطی احضار و محروم از تحصیل می‌شوند.

عبدالمجید خوشنود، معاون فرهنگی و دانشجویی و رئیس بسیج اساتید، در هفتهٔ نخست آغاز کارش ۲۲ دانشجو را به کمیته‌های انضباطی احضار کرد و احکام با امضای او و حمیدرضا تقی‌راد، رئیس دانشگاه ابلاغ شد.

۲- هم‌زمان با فراخوان تحصن، کنترل ورودی‌ها شدید شد، برخی دانشجویان ممنوع‌الورود شدند و چند نفر مدتی بازداشت شدند. حدود ۲۰ نیروی حراست، ۱۰ لباس‌شخصی و ۴۰ بسیجی در پردیس سیدخندان مستقر شدند و مانع شکل‌گیری تحصن شدند.

دانشگاه شریف
۱- به گفته فرزاد رحمانی، دبیر شورای صنفی:

برای ده‌ها دانشجو پرونده تشکیل شده؛ نام ۲۵۰ نفر بررسی، پروندهٔ ۴۰ نفر به کمیتهٔ انضباطی رفته و برای ۱۰ نفر حکم بدوی اخراج صادر شده است. همچنین پرونده حدود ۱۰۰ نفر با تعهد مختومه شده‌ است. تنها حکم رضا دالمن به تأیید وزارت علوم رسیده است. احکام اخراج فریبرز کهن‌زاد و پرنیان خدابخشی نیز در شهریور تأیید شد. رحمانی از عدم فرصت کافی برای دفاع، تشکیل جلسهٔ بدوی در یک روز و نقش نگاه سیاسی در رسیدگی به پرونده‌ها انتقاد کرد.
به گفته رحمانی در برخی کانال‌های تلگرامی، به مسئولان وزارت علوم از جمله حبیبا و سیمایی فحاشی شده و نویسندگان کانال تهدید کرده‌اند که امر وزارت علوم نتواند با دانشجویان برخورد کند، خودشان وارد عمل خواهند شد. برخی دانشجویان نیز با تماس تهدیدآمیز، فحاشی و شعار روی دیوار خانه مواجه شدند.

۲- اسامی ممنوع‌الورودی‌ها و اخراجی‌ها تا کنون چنین است:
سپنتا سعیدی، سیدامیرحسین محمدی، رضا دالمن، فاطمه خاکپور، مسیحا باقری‌تنها، آرش حاتمی، علی علیرضایی، پرنیان خدابخشی، سیدمحمدامین پورتوانایی، فریبرز کهن‌زاد، آریانا کوچکی‌داریونی، امین شیخی.
مسعود تجریشی، رئیس دانشگاه شریف، گفت تعداد اخراجی‌های مرتبط با دی ۱۴۰۴ از ۱۲ نفر به ۵ یا ۶ نفر کاهش یافته و از بیش از ۲۰۰ پرونده، کمتر از ۴۰ مورد حکم قطعی گرفته‌اند.

دانشگاه فردوسی مشهد
۱- برای ۱۰ دانشجو در ارتباط با اعتراضات دی ۱۴۰۴ احکام انضباطی صادر شد: الیاس رضازاده، امیرعباس عبدالله‌زاده، پژمان خلیلی، امیرحسین حسن‌پور یامچی، رضا آبسالان، رامین فداییان، سیدمحمدحسین رضوی تقوی، حمیدرضا کشوری، علیرضا نجاتی زحمتکش و سامان مسلم. یک حکم اخراج، هشت حکم محرومیت موقت ( مجموعاً ۱۶ نیم‌سال) و یک توبیخ کتبی.

زندان آمل
· امیررضا علیپور هشتلی، فعال سیاسی و دانشجوی سابق علامه طباطبایی، در بند ویژهٔ زندان آمل و کنار زندانیان جرایم خطرناک نگهداری شده و با کسی که به عضویت در داعش متهم بوده هم‌بند شده و در پی درگیری با این فرد آسیب دیده و مدتی در بهداری زندان تحت مراقبت بوده است.

منابع: خبرنامهٔ خواجه‌نصیر، دانشجویان متحد، انصاف‌نیوز، صدای شریف، هرانا، مهر و فرهیختگان دانشگاه.

دانشگاه تهران - دانشجو

***************

زن، زندگی، آزادی برای همیشه

دانشگاه‌ تهران - دانشجو
«زن، زندگی، آزادی برای همیشه» آخرین کلمات ثبت‌شده از رها بهلولی‌پور، از کشته‌شدگان دی‌ماه خونین ۱۴۰۴.
خط زمان همواره بی‌پروا رو به سمت جلو حرکت می‌کند و یکی از معدود چیزهایی که با خود همراه می‌کند، تاریخ است. و تاریخ همان چیزی‌ست که ما نخواسته‌ایم، نمی‌خواهیم و یا نمی‌توانیم فراموش کنیم.

شهریورماه ۱۴۰۱ نقطهٔ آغاز قیامی بود که آزادگان واقعی مسیرش، هم‌چنان ایستاده‌اند و به هیچ شکل از هدف خود، یعنی آزادی، پا پس نخواهند کشید. قیامی برای جنبش «زن، زندگی، آزادی».

چنان‌که در وضعیت دهشتناک شب ۱۸ و پس از آن، ۱۹ دی، در میان قطع اینترنت و شبکه‌های مخابراتی، چند دقیقه وصل شدن به اینترنت برای رها، فرصتی باشد که از هدف والای زن‌، زندگی، آزادی بنویسد.

و همین نوشته بعدها، یعنی بعد از مرگ او، تبدیل به فریادی بلند شود که این تنها یک شعار نیست! این هدف، و ایده‌ای‌ست که از کنه وجود ما انسان‌های آزادی‌خواه برخاسته و به هیچ شکل و صورتی به چیزهایی که اصلاح‌طلبان و جاویدشاه‌گویان‌ها و دیگر گروه‌ها می‌خواهند، تقلیل نخواهد یافت.

کشته‌شدن او در دی‌ماه ۱۴۰۴، تنها به عنوان یک معترض ثبت نشد. آن‌چه این واقعه را به مسئله‌ای سیاسی تبدیل می‌کند، مواضعی بود که او، حتی در دقایق پیش از مرگش، به‌صراحت درباره‌ی زن، زندگی، آزادی بیان کرده بود.

در نوشته‌ها و گفته‌هایش بارها از شوری سخن می‌گفت که انقلابِ «ژن، ژیان، ئازادی» در جانش انداخته است. بارها به ملتی اشاره می‌کرد و نگرانی جان کسانی را داشت، که در ۱۴۰۱، برای نخستین‌بار به شکلی گسترده، رنج زن را دیدند، برای زن به پا خواستند و خواسته‌های خود را در برابر ساختار سیاسی، در خیابان‌ها فریاد زدند.

برای او، آن اعتراض‌ها یک واقعه‌ی پایان‌یافته در گذشته به علت سرکوب نبود؛ نقطهٔ آغاز مسیری بود که هنوز ادامه داشت. او باور داشت که مطالباتی که در سال ۱۴۰۱ به شکل خیابانی و شورشی مطرح شدند، اگرچه در آن زمان سرکوب شدند، اما از میان نرفتند و بلکه حتی شدیدتر، چشم آزادگان را بازتر کردند.

برای او، همان‌گونه که اظهار داشت، شال به دور گردن پس از ژینا، خفه‌کننده‌تر بود و مسئله حجاب نیست؛ مسئله بند و زنجیری است که سالیان سال، به دست و پای زنان بستند و اینک زمان رهایی است. رهایی از هر زنجیری که نه فقط زن، که انسان را به بند می‌کشد.
«زن، زندگی، آزادی» از خیابان به حافظه رفت، از حافظه به زندگی روزمره، و دوباره به خیابان بازگشت.

اگر شهریور ۱۴۰۱ با نام ژینا آغازگر یکی از گسترده‌ترین و به‌یاد‌ماندنی‌ترین خیزش‌های اعتراضی معاصر ایران شد، دی‌ماه ۱۴۰۴ را نمی‌توان جدا از آن تاریخ فهمید. زیرا نمی‌توان هر موج اعتراض را جدا از دیگری دید و هر بار، تاریخ را از نقطهٔ صفر آغاز کرد. چرا که تاریخ اعتراضات، پیوسته است و رها نیز، جایی میان همین تاریخ ایستاده بود.

چند کلمه‌ی آخر، یادداشتی در میان هزاران نوشته‌ی روزمره نبود. «زن، زندگی، آزادی» از شهریور ۱۴۰۱ عبور کرده و به دی‌ماه ۱۴۰۴ رسیده بود و بارها در این فاصله، سرکوب شد، بارها انکار شد و بارها تلاش شد که تقلیل‌یافته شود اما چنان که در کلمات پایانی رها مشاهده می‌شود، هم‌چنان معنای خود را حفظ کرده است.

از این جهت، کشته شدن رها را نمی‌توان از واقعه‌ی ۱۴۰۱ جدا کرد. همان‌طور که شهریور ۱۴۰۱ را نمی‌توان از تمام آن‌چه پیش و پس از آن رخ داده، جدا کرد. هر اعتراض، هر فریاد، و هر انسانی که در برابر اجبار و زنجیرِ جبر ایستاد، بخشی از زنجیره‌ای‌ست که امروز به این نقطه رسیده است.

و علی‌رغم تلاش عده‌ای برای قطع این پیوند، به علت وجود حافظه‌ی جمعی، که ۱۴۰۱ را تجربه کرده بود و دی‌ماه ۱۴۰۴ را به چشم دید، این پیوند قطع‌ناپذیر است. وقتی نسلی چیزی را تجربه می‌کند، نمی‌توان با تغییر مدام واقعیت و نشان دادن آن به شکل و شیوه‌های متفاوت، آن تجربه را از ذهن پاک کرد.

وقتی زنی در خیابان برای حق انتخاب خود می‌ایستد، وقتی انسانی برای آزادی به خیابان می‌رود و وقتی انسانی پیش از کشته شدنش، با کلمه، آن آرمان را ثبت می‌کند، این اتفاقات منفصل از یکدیگر نیستند.

از ژینا تا رها، تنها نام‌ها تغییر نکرده‌اند؛ زمان گذشته است اما خواسته هم‌چنان پایدار مانده است‌. چرا که فریاد جاودان ما، به تیغ ظلم نخواهد مرد، که حتی از خونمان رهایی جوانه خواهد زد که مقصودش آزادی خواهد بود.

و «برای همیشه» که رها به دنبال «زن، زندگی، آزادی» نوشت، همین امتداد تاریخی را در بر می‌گیرد. ایده قرار نیست با یک خیزش متولد شود و با سرکوب همان خیزش، بمیرد. زن، زندگی، آزادی قرار نیست به ۱۴۰۱ محدود بماند، همان‌گونه که به دی‌ماه ۱۴۰۴ محدود نخواهد ماند.
پس «زن، زندگی، آزادی» برای همیشه، تنها آخرین نوشته از رها نیست؛ بخشی از روایتی است که از شهریور ۱۴۰۱ آغاز شد، از دی‌ماه عبور کرد و هم‌چنان در حافظه‌ی کسانی باقی‌مانده است که آزادی را نه یک شعار، که حق انسان می‌دانند.

و هیچ سرکوبی نمی‌تواند ایده‌ای را که در حافظه‌ی یک جامعه ریشه دوانده، صرفا با گذشت زمان از میان ببرد.
دی‌ماه، نقطه‌ی پایان نخواهد بود‌. اگر آن روزها نام ژینا را فریاد زدیم و خواهیم زد، امروز نام رها را بر همان فریاد آزادی‌خواه می‌افزاییم. نه برای آن‌که مرگ را ادامه‌ی راه بدانیم، بلکه برای آن‌که روشن باشد آن‌چه برایش ایستادند، هنوز مسئله‌ی ماست.
ژینا آغاز خیزش بود؛‌ و رها ادامه‌ی آن.

و آن‌چه در میان و در پس این خط ایستاده، آرمان انسانی‌ست که هنوز تسلیم نشده است:
زن، زندگی، آزادی
برای همیشه.

نویسندهٔ این سطور از نزدیکان رها بهلولی‌پور دانشجوی زبان و ادبیات ایتالیایی دانشگاه تهران است که در شب ۱۹ دی‌ماه سال ۱۴۰۴ توسط مأموران رژیم سرکوب‌گر جمهوری اسلامی با شلیک گلوله به قتل رسید.

یک لحظه وصل شده‌م و فقط می‌‌خوام بنویسم زن، زندگی، آزادی
برای همیشه.

***************

سرکوب دانشجویان، تشدید اتهامات و افزایش وثیقه‌ها در کنار فشار امنیتی؛

روایت بازداشت و سرکوب جمعی از دانشجویان

شامگاه شنبه ۲۲ فروردین، ۱۸ نفر از دانشجویان دانشگاه‌های تهران، بهشتی، شریف و فردوسی که از دوران دبیرستان در هم‌مدرسه‌ای بودند، در جریان دیداری دوستانه با یکی از معلمان دوران دبیرستان خود، با ورود مأموران مسلح مواجه شدند. این دانشجویان پس از ضرب و شتم و ضبط تلفن‌های همراه، به بازداشتگاهی نامعلوم منتقل شدند.
۱۴ نفر از دانشجویان پس از بازجویی اولیه همان شب آزاد شدند و چهار نفر دیگر به بازداشتگاه منتقل شده و شب را در سلول انفرادی گذراندند.

روز ۲۳ فروردین، برای محمدحسن خوش‌چهره، ورودی ۱۴۰۳ حقوق دانشگاه تهران، و ایلیا صبوری‌نسب، ورودی ۱۴۰۳ علوم اجتماعی دانشگاه تهران، اتهام «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی» تفهیم شد و این دو دانشجو به‌طور موقت آزاد شدند.

اما محمدپارسا گلچین، ورودی ۱۴۰۳ رشته ادبیات دانشگاه تهران، با اتهام «عضویت در گروه معاند به قصد برهم زدن امنیت ملی» مواجه شد و به مدت ۱۲ روز در بازداشت ماند. گفته می‌شود بخشی از علت ادامه بازداشت این دانشجو به دلیل شدت آثار ناشی از ضرب‌و‌شتم در هنگام بازداشت بوده‌است!

پس از آزادی پارسا گلچین در ۲ اردیبهشت، تماس‌های غیرقانونی نهادهای اطلاعاتی با دانشجویان آغاز شد. این تماس‌ها به بهانه پس‌دادن وسایل الکترونیکی ضبط‌شده انجام می‌شد، اما در عمل با بازجویی و ارعاب دانشجویان همراه بود.
در ادامه، نه‌تنها اتهامات اولیه دانشجویان افزایش یافت، بلکه دامنه پرونده به دانشجویانی کشیده شد که اساساً در شب ۲۲ فروردین بازداشت نشده بودند.

محمدحسن خوش‌چهره، دانشجوی حقوق دانشگاه تهران، با اتهام‌های «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»، «توهین به رهبری»، «تبلیغ علیه نظام» و «اقدام تبلیغی به قصد برهم زدن امنیت ملی» مواجه و مجبور به تودیع وثیقه ۳ میلیارد تومانی شده است.

ایلیا صبوری‌نسب، دانشجوی جامعه‌شناسی دانشگاه تهران، با اتهام‌های «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» و «اقدام تبلیغی به قصد برهم زدن امنیت ملی» مواجه و مجبور به تودیع وثیقه ۴ میلیارد تومانی شده است.

مبین امینیان، دانشجوی ورودی ۱۴۰۲ فلسفه دانشگاه تهران، که در جریان بازداشت‌های ۲۲ فروردین حضور نداشته است، با اتهام‌های «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام» و «اقدام تبلیغی به قصد برهم زدن امنیت ملی» مواجه و مجبور به تودیع وثیقه ۵ میلیارد تومانی شده است.
در کنار تشکیل پرونده برای دانشجویانی که در ۲۲ فروردین بازداشت نشده بودند، برخی از دانشجویان با تشدید عناوین اتهامی نیز روبه‌رو شدند.

یکی از اتهامات محمدپارسا گلچین از «عضویت در گروه معاند» به «عضویت در گروه باغی» تغییر کرده است. او روز سه‌شنبه ۲۳ شهریور با اتهام بغی به شعبه ۲۶۸ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب مشهد احضار و با افزایش ۱۳ میلیارد تومانی وثیقه مواجه شد.
وضعیت سایر دانشجویانی که ذیل این پرونده تفهیم اتهام شده و تحت فشارهای عدیده امنیتی قرار گرفته‌اند نیز به زودی اطلاع‌رسانی خواهد شد.

علاوه بر این پرونده، همچنان از دانشگاه تهران میرحسین رضایی، امین هادوی و ابولفضل چمنی در بازداشت به سر می‌برند و گزارش‌ها خبر از صدور بیش از چهل حکم بدوی تعلیق یا اخراج در کمیته‌ انضباطی می‌دهند. روز‌های اخیر تذکرات و برخورد‌های نامناسب و شنیع حراست با دانشجویان به بهانه حجاب شدت گرفته و مطالبات صنفی و رفاهی دانشجویان از قبیل کیفیت اسفناک غذا و وضعیت غیرانسانی خوابگاه‌ها بی‌پاسخ مانده‌اند. واضح است که رویکرد دانشگاه‌ها، وزارت علوم و نهادهای امنیتی دیگر هیچ شکلی از چانه‌زنی با دانشجویان را شامل نمی‌شود و تنها تصمیم به سرکوب دارند.

تحصن دانشجویان خواجه‌نصیر در اعتراض به احکام انضباطی

گزارش‌های منتشر شده از تحصن جمعی از دانشجویان در لابی دانشکده ریاضی پردیس رضایی‌نژاد دانشگاه خواجه‌نصیرالدین طوسی در اعتراض به احکام اخیر کمیته‌های انضباطی وزارت علوم حکایت دارد.
بر اساس گزارش خبرنامه خواجه‌نصیر، این دانشجویان در واکنش به احکام انضباطی اخیر و روند صدور و اجرای آنها در این محل تجمع کرده و دست به تحصن زده‌اند.
این تجمع در حالی صورت گرفته است که طی روزهای اخیر احکام سنگین محرومیت از تحصیل برای شماری از دانشجویان صادر و ابلاغ شده و اجرای این احکام با اعتراض دانشجویان مواجه شده است.

***************

سرکوب دانشجویان و دانشگاهیان در هفته‌ای که گذشت

از ۲۸ شهریور تا ۵ مهر ۱۴۰۵

خلاصهٔ رویدادها
در ادامهٔ موج سرکوب دانشگاهیان، کمیته‌های انضباطی و شوراهای تجدیدنظر چند دانشگاه احکام محرومیت از تحصیل، اخراج و ممنوع‌الورودی صادر کردند. همزمان، موج مجازی‌شدن دانشگاه‌ها در آغاز ترم گسترش یافت و نام حدود ۲۵ دانشگاه در فهرست آموزش غیرحضوری قرار گرفت. همچنین چند دانشجوی زندانی با قید وثیقه آزاد شدند، اما احکام سنگین حبس برای دو دانشجوی دانشگاه شریف صادر شد.

یکشنبه ۵ مهر
۱- وضعیت علی یونسی، دانشجوی زندانی دانشگاه شریف

علی یونسی در زندان کرمان به پنج سال حبس تعزیری دیگر محکوم شد. پیش‌تر در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۴۰۴، یونسی به همراه امیرحسین مرادی به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به ۱۵ ماه حبس محکوم شده بود. اتهام جدید او «تأیید و تقویت رژیم اسرائیل» عنوان شده است. این حکم در حالی قطعی شد که تنها حدود دو ماه به پایان محکومیت قبلی علی یونسی باقی مانده بود. او شش سال است که بدون مرخصی در زندان به سر می‌برد.

۲- محکومیت قضایی علی علیرضایی
دانشجوی کارشناسی ورودی ۱۴۰۲ علوم ریاضی دانشگاه شریف، به چهار سال حبس تعزیری محکوم شد. او پیش‌تر توسط کمیتهٔ انضباطی دانشگاه به اخراج و پنج سال محرومیت از تحصیل محکوم شده بود.

دوشنبه ۶ مهر
۱- ۱۵۰ دانشجوی دانشگاه الزهرا از ورود به دانشگاه منع شدند.

برای بسیاری از این دانشجویان حکمی از سوی کمیتهٔ انضباطی صادر نشده و آن‌ها به اختیار ریاست دانشگاه ممنوع‌الورود شده‌اند. دانشجویان بدون ابلاغ کتبی ممنوع‌الورود شده‌اند و برخی هنگام مراجعه به دانشگاه متوجه وضعیت ممنوع‌الورودی خود شده‌اند. تعدادی از آنها نیز از ترم گذشته ممنوع‌الورود هستند. این روند خلاف رویه قانونی و شیوه‌نامه است.

سه‌شنبه ۷ مهر
۱- موج مجازی‌شدن دانشگاه‌ها

نام حدود ۲۵ دانشگاه در فهرست آموزش غیرحضوری یا ترکیبی قرار گرفت. در بسیاری از موارد فقط یک یا دو هفتهٔ اول غیرحضوری است و در برخی دانشگاه‌ها نیز تنها دانشجویان کارشناسی مشمول آموزش مجازی هستند. در بعضی دانشگاه‌ها دلیل اعلام‌شده به مشکلات اسکان و آماده‌سازی خوابگاه‌ها برمی‌گردد. در فهرست‌های گردآوری‌شده تاکنون نام این دانشگاه‌ها دیده می‌شود: صنعتی بیرجند، بیرجند، خواجه‌ نصیرالدین طوسی، شاهد، صنعتی شیراز، دریانوردی و علوم دریایی چابهار، فرهنگیان هرمزگان، هرمزگان، مدنی آذربایجان، فسا، صنعتی خاتم‌الانبیا بهبهان، جهرم، دولتی بم، کردستان، کاشان، زنجان، صنعتی ارومیه، مازندران، صنعتی نوشیروانی بابل، حضرت معصومه، ولی‌عصر رفسنجان، چمران اهواز، خلیج فارس، کازرون و علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری.

۲- آزادی علی‌محمد باغشاهی
دانشجوی ارشد روانشناسی بالینی دانشگاه بهشتی، پس از ۲۲ روز بازداشت، با قرار وثیقهٔ دو میلیاردی از زندان مرکزی یزد آزاد شد. طبق گزارش صنف مستقل دانشجویان بهشتی، اتهامات او «فعالیت تبلیغی علیه نظام»، «اقدام رسانه‌ای علیه امنیت ملی» و «توهین به رهبری» بود. مصداق اتهامات او، چت‌های شخصی در اپلیکیشن «ایتا» ذکر شده و تلفن همراه او ضبط شده‌ است.

چهارشنبه ۸ مهر
۱- محرومیت از تحصیل برای محمدمهدی کریمی

محمدمهدی کریمی، دانشجوی ورودی ۱۴۰۱ کارشناسی مهندسی هوافضا دانشگاه خواجه نصیر، با حکم بدوی کمیته انضباطی دانشگاه به دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم شد.

۲- تایید حکم اخراج رضا نیاپرست
حکم رضا نیاپرست دانشجوی کارشناسی ارشد رشته تاریخ دانشگاه بهشتی، در شورای تجدیدنظر دانشگاه عیناً تأیید و قطعی شد. او پیش‌تر با رأی بدوی کمیته انضباطی و به اتهام «ایجاد بلوا و آشوب در محیط دانشگاه» و «توهین به شعائر مذهبی یا ملی»، به دو ترم محرومیت از تحصیل و پیشنهاد اخراج از دانشگاه محکوم شده بود. نیاپرست پیش از صدور این حکم نیز به مدت پنج ماه از خدمات آموزشی و رفاهی دانشگاه محروم بود و علی‌رغم قبولی در مقطع دکتری دانشگاه بهشتی، از دفاع پایان‌نامه و ثبت‌نام منع شده است.

۳- ممنوعیت ورود به دانشگاه خواجه‌نصیر
با آغاز سال تحصیلی جدید، چند دانشجوی دانشگاه صنعتی خواجه‌نصیر از ورود به دانشگاه منع شدند. تعدادی از این دانشجویان پروندهٔ باز در کمیتهٔ انضباطی دارند، بخشی دیگر جزو بازداشتی‌های آزادشده هستند و برخی صرفاً توسط حراست معرفی شده‌اند. مقامات دانشگاه مدعی شده‌اند که دلیل این رفتار غیرقانونی، نامهٔ محرمانه مستقیم از سوی وزارت علوم است.

منابع: گزارش‌های کانال‌های دانشجویان متحد، صنف مستقل دانشجویان بهشتی، انجمن دانشجویان خواجه نصیر، صدای شریف

دانشگاه تهران - دانشجو

***************

دختران تبریزی در یادبود خدانور لجه‌ای؛ بازخوانی نمادین تصویر او در دانشگاه تبریز اینجا کلیک کنید.

برمش/ همزمان با سالگرد بازداشت و جان‌باختن خدانور لجه‌ای، شماری از دختران دانش‌آموز تبریزی با نشستن در حالتی مشابه تصویر شناخته‌شده خدانور، یاد او را گرامی داشتند.
این حرکت در دانشگاه تبریز نیز با همراهی جمعی از دانشجویان نسل Z تکرار شد و دانشجویان با این اقدام نمادین، همبستگی خود را با مردم بلوچ و یاد قربانیان سرکوب در بلوچستان نشان دادند.
اقدام دانشجویان تبریزی، نمادی از همبستگی میان ترک‌ها و بلوچ‌ها و تأکیدی بر پیوند میان مطالبات و رنج‌های مشترک ملت‌های مختلف در ایران توصیف شده است.
خدانور لجه‌ای، جوان بلوچ، در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ در زاهدان بازداشت شد. تصویر منتشرشده از او پس از بازداشت، به یکی از تصاویر ماندگار اعتراضات آن سال تبدیل شد.
دانشجویان تبریزی با بازآفرینی آن تصویر، بار دیگر نام خدانور لجه‌ای را زنده کردند و بر همبستگی میان مردم ترک و بلوچ تأکید کردند.

***************

موج جدید حضور گشت ارشاد و تهدیدهای حراست در دانشگاه‌ تهران

‌بنابر گزارش‌های رسیده به تهران-دانشجو، در هفتهٔ اخیر و پس از بازگشایی مجدد دانشگاه در ترم جدید، فشارهای حراست به دانشجویان دختر در ارتباط با پوشش آن‌ها شدت تازه‌ای یافته است.
طبق گزارش‌ها، حراست نه‌تنها به‌خاطر پوشش سر، بلکه حتی با وجود شال و پوشش سر، به بهانهٔ کوتاهی یا بدن‌نما بودن لباس دانشجویان دختر، مانع ورود آنها شده است. این در حالی‌ست که دانشجویان دانشگاه تهران مدت‌ها از این نوع خاص تبعیض در نتیجهٔ مبارزات این سال‌ها مصون مانده بودند.
به‌ گفتهٔ دانشجویان، ممانعت حراست با تحقیرهای گستاخانه نیز همراه بوده است. دانشجویان «فقیر» خطاب شده و به آنها گفته شده که «بروید لباس درست‌ بخرید»!
‌بنابر گزارش‌ها، حراست پا را از این هم فراتر گذاشته و درون محوطهٔ پردیس مرکزی «گشت موتوری حجاب‌بان» اعزام کرده‌ است؛ افرادی که در محوطهٔ دانشگاه با موتور دور می‌زدند و به دانشجویان دختر، با عنوان «بد حجاب» تعرض کلامی می‌کردند و آنان را به برخوردهای انضباطی تهدید می‌کردند.
به حراست‌های بعضاً جدید الورود دانشگاه هشدار می‌دهیم که اگر تازه پایتان به این دانشگاه باز شده است، ما سال‌هاست فریاد “زن زندگی آزادی” سر داده‌ایم و از آن عقب ننشسته‌ایم. به شما هشدار می‌دهیم که سکوت نخواهیم کرد، همان‌طور که در این سال‌ها ساکت نماندیم و شما را سر جایتان نشاندیم!

***************

اعتراض دانشجویان به غذای بی‌کیفیت؛ اینجا کلیک کنید.

چندین دانشگاه دست به تجمع و اعتصاب زدند، اما خبری از پاسخ نیست

هنوز چند روز بیشتر از آغاز ترم تحصیلی نگذشته، اما نارضایتی از کیفیت غذای سلف دانشگاه‌ها به یکی از اصلی‌ترین مطالبات دانشجویان تبدیل شده است. دانشجویانی که با امید آغاز سال تحصیلی به دانشگاه بازگشته‌اند، حالا در همان روزهای نخست با غذایی روبه‌رو شده‌اند که به گفته بسیاری از آنها، در شأن دانشجو نیست.
ضرب‌المثل معروف می‌گوید «سالی که نکوست از بهارش پیداست»؛ اما وقتی بهار سال تحصیلی با اعتراض به غذای سلف آغاز شود، نگرانی درباره ادامه وضعیت کاملاً طبیعی است.
در روزهایی اخیر دانشجویان چندین دانشگاه با برگزاری تجمعات اعتراضی و حتی اعتصاب غذا نسبت به کیفیت نامطلوب غذا، وضعیت خدمات رفاهی و بی‌توجهی مسئولان اعتراض کرده‌اند. با این حال، دانشجویان می‌گویند هنوز اقدام مؤثری انجام نشده است.
دانشجو برای درس خواندن به دانشگاه آمده، نه برای درگیر شدن با ابتدایی‌ترین نیازهای خود. وقتی کیفیت غذا به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های دانشجویان تبدیل شود، یعنی بخشی از وظایف اولیه دانشگاه‌ها با چالش روبه‌رو شده است.

***************

سرکوب دانشجویان و دانشگاهیان در هفته‌ای که گذشت

از ۲۸ شهریور تا ۳ مهر ۱۴۰۵

خلاصه رویدادها
در ادامهٔ موج سرکوب دانشگاهیان، کمیتهٔ انضباطی دانشگاه هنر تهران دست‌کم ۳۰ دانشجو را به محرومیت از تحصیل محکوم کرد. همزمان، نجمه امینی، دانشجوی ۲۳ ساله بازداشت‌شده در اعتراضات دی‌ماه، از زندان وکیل‌آباد مشهد اعلام کرد که به اعدام محکوم شده است. همچنین فریدون فراهانی، استاد موسیقی و مدرس دانشگاه پارس، پس از ۹۷ روز بازداشت با قید وثیقه آزاد شد.

یکشنبه ۲۹ شهریور
۱. نجمه امینی از زندان وکیل‌آباد مشهد خبر از حکم اعدام داد

نجمه امینی، دانشجوی ۲۳ ساله رشته حسابداری ساکن مشهد و از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، در پیامی صوتی از زندان وکیل‌آباد مشهد اعلام کرد که به اعدام محکوم شده است.
بر اساس گزارش خبرگزاری هرانا، امینی گفته است که حکم اعدام او در تاریخ ۲۵ شهریورماه ۱۴۰۵ توسط دستگاه قضایی صادر شده است. او در این پیام صوتی خواستار بررسی پرونده‌اش از سوی سازمان ملل متحد، وکلا، فعالان و نهادهای حقوق بشری و برخورداری از حق دادرسی عادلانه شده است.
به گزارش هرانا، جلسه رسیدگی به اتهامات امینی در مردادماه امسال در دادگاه انقلاب مشهد برگزار شده و او با اتهاماتی از جمله «اجتماع و تبانی» و «توهین به مقدسات و ائمه» محاکمه شده است. امینی در ۱۱ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات دی‌ماه در پاساژ فردوسی مشهد توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از مدتی به زندان وکیل‌آباد مشهد منتقل شد.

۲. آزادی فریدون فراهانی پس از ۹۷ روز بازداشت
فریدون فراهانی، استاد موسیقی و استاد مدعو معماری دانشگاه پارس تهران، با تودیع وثیقه از زندان دستگرد اصفهان آزاد شد. بر اساس گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از «دانشجویان متحد»، فراهانی با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام» و «همکاری و تشویق برای اجتماع و درگیری» مواجه شده است. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این استاد برگزار شده، اما تاکنون حکمی در خصوص پرونده وی صادر نشده است. این استاد دانشگاه در خردادماه امسال توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. فراهانی پیش‌تر با انتشار مطلبی از اعتراضات دانشجویی اسفندماه سال گذشته حمایت کرده بود.

پنج‌شنبه ۲ مهر
۱. محکومیت ۳۰ دانشجوی دانشگاه هنر به محرومیت از تحصیل

بر اساس گزارش کانال تلگرامی «دانشجویان متحد»، کمیته انضباطی دانشگاه هنر تهران ۳۰ دانشجوی این دانشگاه را به «محرومیت از تحصیل» محکوم کرد. در این گزارش به اطلاعات هویتی دانشجویان اشاره نشده، اما گفته شده که هر یک از آن‌ها به دو تا چهار ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده‌اند.
خبرگزاری هرانا نیز از محکومیت دست‌کم ۳۵ دانشجوی دانشگاه هنر به منع موقت از تحصیل خبر داده و اعلام کرده که این احکام از دو نیم‌سال تا چهار نیم‌سال محرومیت صادر شده است. بر اساس این گزارش، چند دانشجوی این دانشگاه اعلام کرده‌اند که صدور احکام مذکور در ارتباط با اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ صورت گرفته است.

منابع: گزارش‌های کانال تلگرامی «دانشجویان متحد»، خبرگزاری هرانا، ایران‌وایر

دانشگاه هنر تهران - دانشگاه پارس - زندان وکیل‌آباد مشهد - زندان دستگرد اصفهان

***************

اعتصاب غذای دانشجویان دانشگاه رازی؛ اعتراض به کیفیت و وضعیت بهداشتی غذا

دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه روز شنبه ۴ مهرماه در اعتراض به کیفیت پایین و وضعیت نامناسب بهداشتی غذای سلف دانشگاه، از دریافت و مصرف غذای دانشگاه خودداری کردند.
دانشجویان معترض می‌گویند کیفیت غذا و شرایط بهداشتی آن با استانداردهای مورد انتظار فاصله دارد و بارها نسبت به این موضوع اعتراض و مطالبه‌گری کرده‌اند، اما تاکنون تغییر محسوسی در وضعیت ایجاد نشده است.
این اعتراض در شرایطی صورت می‌گیرد که بسیاری از دانشجویان به دلیل مشکلات اقتصادی و دوری از خانواده، وابستگی قابل توجهی به خدمات تغذیه دانشگاه دارند و کاهش کیفیت غذا می‌تواند مستقیماً بر شرایط زندگی و تحصیل آنان تأثیر بگذارد.
تأمین حداقل استانداردهای تغذیه و بهداشت هم که با سلامتی مردم ارتباط مستقیم دارد و هزینه درمان نیز سربفلک کشیده هم براحتی زیر پا گذاشته شده است.!

***************

٣۰ دانشجوی دانشگاه هنر تعلیق شدند اینجا کلیک کنید.

این دانشجویان به‌دلیل اعتراضات اسفند سال گذشته از تحصیل چند ترم محروم شدند.
به‌گزارش کانال «دانشجویان متحد»، کمیته انضباطی دانشگاه هنر تهران ۳۰ دانشجوی این دانشگاه را به محرومیت از تحصیل محکوم کرد. اطلاعاتی از هویت این دانشجویان منتشر نشده است.
اسفندماه سال گذشته، تجمعات اعتراضی گسترده‌ای توسط دانشجویان در بسیاری از دانشگاه‌های کشور برگزار شد. این احکام در ارتباط با این اعتراضات صادر شده است. شهریورماه گذشته نیز احکام انضباطی سه دانشجو صادر شد.
فریبرز کهن‌زاد، دانشجوی مهندسی صنایع شریف، به اخراج و پنج سال محرومیت از تحصیل
پرنیان خدابخشی، دانشجوی مهندسی مواد این دانشگاه، حکم اخراج گرفته است؛ این حکم در صورت «ابراز ندامت» به سه ترم محرومیت کاهش مییابد. علیرضا جعفرزاده، دانشجوی دانشگاه بهشتی، نیز به اخراج محکوم شده که در صورت «ابراز ندامت» به سه ترم کاهش خواهد یافت.
کهن‌زاد و خدابخشی پیشتر نیز در پرونده‌های مرتبط با اعتراضات سراسری ۱۴۰۴، از سوی کمیته بدوی انضباطی شریف با حکم اخراج روبه‌رو شده بودند. حق تحصیل، حق پایه‌ای و همگانی است.

***************

به مناسبت سالگرد جان‌باختن ژینا، مهسا امینی و آغاز جنبش زن، زندگی، آزادی

۲۵ شهریور فقط یک تاریخ در تقویم نیست؛ لحظه‌ایست که مرگ یک دختر ۲۲ سالهٔ کورد به آگاهیِ جمعی میلیون‌ها ایرانی تبدیل شد. ژینا امینی در بازداشت گشت ارشاد جان باخت اما نام او به نمادی از حق زندگی، حق انتخاب و آزادی بدل شد. شعار «زن زندگی آزادی» از سقز تا تهران، از دانشگاه تا خیابان، از خانه تا محل کار، و از ایران تا جهان گسترش یافت. در میان میدان‌های متعدد جنبش، دانشگاه جایگاهی ویژه و تعیین‌کننده دارد. دانشگاه نه فقط یکی از نخستین مکان‌هایی بود که این شعار در آن طنین‌انداز شد بلکه فضایی برای معنادهی و گفتمان‌سازی برای این جنبش نیز بود. از این رو نسبت دانشگاه و جنبش «زن زندگی آزادی» نسبتی بنیادین است.

دانشگاه در پیشانی جنبش
از فردای مراسم خاک‌سپاری ژینا در آرامستان آیچی، تجمع اعتراضی دانشجویان در دانشگاه‌ها آغاز شد. در دانشگاه تهران، شریف، الزهرا، امیرکبیر، کردستان، تبریز، شیراز، اصفهان و بسیاری از مراکز آموزش عالی، دانشجویان زن و مرد، با شعار «زن زندگی آزادی» نه فقط با حجاب اجباری، بلکه با پدرسالاری، قیمومیت، تحقیر و سرکوب ساختاری زنان مخالفت کردند. دانشگاه به‌عنوان نهادی که ماهیتش با پرسشگری و نقد گره خورده، به میدانی برای طرح خواسته‌هایی تبدیل شد که سال‌ها در حاشیه مانده بود: حق تعیین سرنوشت، آزادی فردی، حق بر بدن، برابری جنسیتی و پایان سلطه بر زنان.

پیوندی متقابل میان دانشگاه و خیابان شکل گرفت. در روزهایی که تجمع، تحصن و اعتصاب‌های دانشجویان در دانشگاه‌ها به دلیل فضای به شدت امنیتی، کم‌رمق شده بود، جنبش در قالب اعتراضات خیابانی به حیات خود ادامه می‌داد. از سوی دیگر وقتی پس از دو ماه، اعتراضات خیابانی با سرکوب و فرسایش مواجه شد جنبش همچنان در دانشگاه‌ها به واسطهٔ اعتراض به وضعیت دانشجویان بازداشتی و پرونده‌های کمیته‌های انضباطی در تکاپو بود. دانشگاه، به‌عنوان مهم‌ترین نهاد شهروندساز در ایران، طی همه این سال‌ها به‌رغم سرکوب سازمان‌یافته، سوژه‌های آگاه و معترضی را در خود پرورش داده که بخش مهمی از کنشگران جنبش «زن زندگی آزادی» را تشکیل دادند.

دانشگاه و گفتمان زن، زندگی، آزادی
دانشگاه فقط محل اعتراض نبود؛ محل اندیشیدن هم بود. دانشجویان در کلاس‌ها، انجمن‌های علمی، نشریات دانشجویی، خوابگاه‌ها و فضای مجازی، به تفسیر و بازخوانی انتقادی مفاهیم و ایده‌های جنبش دست زدند. خواسته‌هایی که در خیابان فریاد زده می‌شد در دانشگاه به بحث، مقاله، پژوهش و آثار هنری بدل شد. شعارهایی از خیابان و شبکه‌های اجتماعی به دانشگاه راه می‌یافت و کنشگرانِ جنبش دربارهٔ ارزش‌ها، آرمان‌ها و حدومرز جنبش بحث و تبادل نظر می‌کردند. ازاین‌رو بود که دانشجویان، به‌خصوص در دانشگاه تهران، همسو با جریان‌های فمینیستی در شبکه‌های اجتماعی، در برابر افزودن شعار «مرد میهن آبادی» به شعار «زن زندگی آزادی» مقاومت کردند. چراکه از نظرگاه دانشجویانِ مبارز، «مرد میهن آبادی» که بیش از همه از طرف رسانه‌های سلطنت‌طلب، برای مصادره‌کردن جنبش تبلیغ می‌شد، با ارزش‌ها و آرمان‌های «زن زندگی آزادی» سنخیتی نداشت. طی رفت‌وبرگشت‌های مداوم، دانشگاه به «خیابانِ اندیشه» و خیابان به «دانشگاهی عمومی» بدل شد. این پیوند، یکی از عمیق‌ترین دستاوردهای «زن زندگی آزادی» است.

این جنبش، پیش از هر چیز، یک گسست فکری عمیق در ذهن افراد بود. گسستی که در عمل و در سطح زندگی روزمره، خود را در طغیان علیه تحمیل حجاب اجباری بروز داد، به لحاظ ذهنی، از به چالش کشیدن مشروعیت کنترل بر بدن، بر انتخاب و بر سرنوشت زنان آغاز شد؛ تغییرات ساختاری به‌وجودآمده در سطوح مختلف زیست اجتماعی مدت‌ها قبل از کشته شدن ژینا،‌ زمینه‌ساز تَرَک برداشتن بنای کهنِ اقتدارِ پدرسالاری در ذهن بسیاری از زنان و مردان شد؛ مناسبات تبعیض و سلطهٔ جنسیتی به اشکل مختلف مورد نقد و اعتراض قرار گرفت. اما بدون تردید فعالان فمینیست که اغلب آن‌ها در همین دانشگاه‌ها پرورش یافتند، در شکل دادن به پیش‌آگاهیِ جنبش «زن زندگی آزادی» سهم اصلی را داشتند. پیش از آغاز جنبش، دانشجویان و برخی از استادها، با نقد قوانین تبعیض‌آمیز دربارهٔ زنان، خشونت خانگی، کودک‌همسری و تفکیک جنسیتی، گفتمانی را پیش بردند که در خلال «زن زندگی آزادی» به ثمر نشست. در دانشگاه و به‌واسطهٔ تحرک دانشجویان ایده‌هایی چون آزادی آکادمیک، حق آزادی بیان، حق تشکل، حق اعتراض مسالمت‌آمیز و برابری در آموزش، به متن مطالبات جنبش افزوده شد. فعالیت‌های فکری و گفتمانی اهالی دانشگاه، نقش مهمی در شرح و بسط یکی از ایده‌های درخشان جنبش داشت: «آزادی زنان، آزادی همهٔ جامعه است». در واقع، جنبش «زن زندگی آزادی»، دانشگاه را از درون دگرگون کرد و دانشگاه نیز به جنبش، عمق نظری و حافظه تاریخی بخشید.

دانشگاه به مثابهٔ ایرانِ کوچک
«زن زندگی آزادی»، بیش از پیش آشکار کرد که دانشگاه می‌تواند نمونه‌ای گویا از جامعهٔ ایران باشد. دانشگاه همواره مهم‌ترین مکان برای تلاقی گروه‌های متکثر موجود در ایران بوده است. هرساله در ابتدای پاییز هزاران دانشجوی جوان از کوچک‌ترین روستاها تا دورترین شهرهای ایران در دانشگاه‌ها جمع می‌شوند. زنان و مردان دانشجو، دست‌کم در اوج جنبش توانستند مرزهای قومیتی، زبانی و طبقاتی را کم‎‌رنگ کنند. در بحبوحهٔ جنبش بود که کوردستان و بلوچستان فاصله‌های جغرافیایی را درنوردیدند و یک همبستگی اجتماعی و سیاسی بی‌سابقه میان ساکنان این سرزمین پدید آمد. خوابگاه‌های دانشجویی به کانون‌های همبستگی و دانشکده‌ها به فضایی برای به اشتراک گذاشتن تجربه‌های متفاوت ستم بدل شدند. این هم‌پیوندی، شاید مهم‌ترین میراث فکری جنبش باشد: درک اینکه ستم جنسیتی، قومی، طبقاتی و اجتماعی از هم جدا نیستند. دانشگاه، به‌عنوان فضایی که در آن زنان و مردان از اقوام و طبقات مختلف کنار هم قرار می‌گیرند، بهترین جایگاه برای تمرین این هم‌پیوندی بود. ادعا نمی‌کنیم که در جنبش «زن زندگی آزادی» تمامی مرزها محو شدند؛ اما می‌توان ادعا کرد که زن کورد، زن بلوچ، زن فارس، زن کارگر، زن طبقهٔ متوسط و حتی زنان کوییر (queer)، در عین هم‌پیوندی، هر کدام به درجاتی توانستند صدایی پیدا کنند.

میراث ماندگار جنبش «زن زندگی آزادی» را نمی‌توان تنها با تغییر قوانین سنجید. میراث آن، تغییر ساختار آگاهی است. دانشگاه در این تغییر، نقش محوری داشت. از آغاز جنبش «زن زندگی آزادی» به این‌سو نسلی از دانشجویان شکل گرفت که به مراتب بیش از نسل‌های پیشین به برابری جنسیتی، آزادی بدن، حقوق بشر و نقد قدرت حساس‌اند. پژوهش‌های انتقادی، نشریات دانشجویی، ترجمهٔ متون فمینیستی، تولید پادکست، فیلم کوتاه، تئاتر و هنرهای تجسمی، همه و همه بخشی از میراث جنبش در میان اهالی دانشگاه است. دانشگاه همچنین به عرصهٔ مطالبهٔ آزادی آکادمیک تبدیل شد. آزادی آکادمیک بدون آزادی بیان، حق تشکل و امنیت دانشجو معنا ندارد. جنبش «زن زندگی آزادی» نشان داد که دانشگاه نمی‌تواند جزیره‌ای جدا از جامعه باشد. سرنوشت دانشگاه، سرنوشت جامعه است.

سرکوب دانشگاه، سرکوب جنبش
هرچه جنبش «زن زندگی آزادی» گسترده‌تر شد فشار بر دانشگاه‌ها نیز افزایش یافت. بازداشت دانشجویان، اخراج، تعلیق، ممنوعیت ورود به دانشگاه، فشار به خانواده‌ها و محدودیت‌های شدید بر انجمن‌های دانشجویی، همه بخشی از سرکوب این جنبش بود. استادان منتقد نیز از این فشار در امان نماندند. برخی به اجبار بازنشسته، برخی ممنوع‌التدریس و برخی به دادگاه کشانده شدند. با آغاز سال 1402 فشار شدیدی از سمت حراست دانشگاه‌ها برای مقابله با پیشروی‌ها و دست‌آوردهای جنبش در دانشگاه آغاز شد. اما حضور زنانِ حجاب‌بان، افزایش بی‌سابقهٔ دوربین‌ها در اماکن دانشگاه و انبوه احکام انضباطی صادرشده برای دانشجویان نیز نتوانست وضعیت را به پیش از «زن زندگی آزادی» برگرداند. سرکوب نتوانست پیوند دانشگاه و جنبش را بگسلد. جنبش به زندگی روزمره، به هنر، به ادبیات، به موسیقی و به حافظهٔ جمعی راه یافت. دانشجویان، حتی در سکوت، حامل این حافظه شدند.

خطر فراموشی و شعارزدگی
در چهارمین سالگرد درگذشت ژینا این خطر وجود دارد که زن زندگی آزادی به شعاری موسمی فروکاسته شود. از سال گذشته به این‌سو، با قوت گرفتن گرایش به سلطنت‌طلبی، فاجعهٔ انسانی دی‌ماه و مصیبتِ جنگ، بسیاری از افراد و گروه‌هایی که خود را هم‌زمان منتقد و مخالف جمهوری اسلامی و سلطنت/پادشاهی می‌دانند، برای متمایز کردن خود از سلطنت‌طلبان و طرفداران حکومت ولایی، از عنوان «زن زندگی آزادی» استفاده می‌کنند. این تمایزیابی ضروری‌ست. «زن زندگی آزادی» می‌تواند به مثابهٔ چتری بزرگ همهٔ کسانی که خواهان تغییرات بنیادین در مناسبات قدرت و سلطه هستند را در بر بگیرد؛ اما این تمایزیابی تنها گام نخست است. اگر اشخاص و گروه‌هایی همچنان به ارزش‌ها و آرمان‌های ضدسلطهٔ «زن زندگی آزادی» پایبند هستند امروز باید در جهت پیش‌بردن این گفتمان گام بردارند. «زن زندگی آزادی» می‌تواند بار دیگر به سطح یک جنبش اجتماعی-سیاسی بازگردد.

فشارهای ناشی از جنگ و محاصرهٔ اقتصادی به تاثیر تحریم‌های اقتصادی بلندمدت و سال‌ها تخریب‌گریِ ذاتی جمهوری اسلامی افروده شده است. با ادامه یافتن شرایط کنونی گسترش و تعمیق فقر حتمی‌ست‌ و حتی خطر قحطی برای میلیون‌ها انسان هم وجود دارد. بنابراین با آرمان‌گرایی نمی‌توان واقعیت‌های تلخ موجود و پیش‌رو را نادیده گرفت. اما این خطر وجود دارد که هیاهوی دولت‌های جنگ‌طلب و جنگ‌افروز در شرایط دشوارِ «نه جنگ نه صلح» و انبوه اخبار و جریان‌های رسانه‌ای، هدف غایی را به حاشیه ببرد. در «زن زندگی آزادی» ما برای این هدف غایی، برای زندگیِ انسانی، برای آزادی انسان مبارزه کردیم. دانشگاه یکی از مهم‌ترین فضاهایی است که می‌توان در آن، این هدف، این آرمان را، از سطح شعار به سطح باور، از باور به عمل، و از عمل به نهاد تبدیل کرد؛ در کلاس‌ درس، در پژوهش، در نشریه، در انجمن، در هنر و در هر گفت‌وگوی روزمره. دانشگاه باید حافظهٔ جنبش را زنده نگه دارد و صدای زندانیان، دانشجویان اخراجی و خانواده‌های داغدار را بلند کند.

فراخوان
امروز، در حالی که چند روز به بازگشایی دانشگاه‌ها مانده، با اخبار مربوط به طرح دولت برای تشدید فشار برای تحمیل حجاب اجباری در دانشگاه‌ها مواجه هستیم. در این شرایط، سالگرد جان‌باختن ژینا امینی، فقط یادآوری یک مرگ نیست. یادآوری این است که مرگِ او زندگی بخشید؛ به یک جنبش، به یک آگاهی، به یک افق؛ «زن زندگی آزادی» دیگر فقط یک شعار نیست؛ یک خواست، یک اخلاق و یک برنامه است. هیچ گشت ارشادی، هیچ سکوتی و هیچ دیواری نمی‌تواند این آگاهی را از ما بگیرد. از دانشگاهیان، دانشجویان، استادان و همهٔ کنشگران مدنی می‌خواهیم که در سالگرد این جنبش، با نشست، نوشتار، پژوهش، پرداختن به هنر و گفت‌وگو، حافظهٔ آن را زنده نگه دارند. دانشگاه به حاکمیت نشان خواهد داد که از دست‌آوردهای جنبش زن زندگی آزادی عقب‌نشینی نخواهد کرد. دانشگاه باید پیشانی آزادی بماند.

خیابان، خانه و دانشگاه، هر سه باید یک صدا شوند: زن زندگی آزادی

دانشگاه‌ تهران - دانشجو

اخبار دانشجویان - ۱ مهر ۱۴۰۵


________________________

برای مطالعه مطالب دانشجویان بهار و تابستان ١۴٠۵ اینجا کلیک کنید.

برای مطالعه مطالب دانشجویان سال ١۴٠۴ اینجا کلیک کنید.

برای مطالعه مطالب دانشجویان تا ٣ اسفند ١۴٠٣ اینجا کلیک کنید.

برای مطالعه مطالب دانشجویان ۲۴ تیر ۱۴۰٣ اینجا کلیک کنید.

برای مطالعه مطالب دانشجویان ۱۲ بهمن ۱۴۰۲ اینجا کلیک کنید.

برای مطالعه مطالب دانشجویان تا ٣۱ شهریور ۱۴۰۲ اینجا کلیک کنید.

برای مطالعه ادامه مطالب دانشجویان اینجا کلیک کنید.