۸ مارس روز جهانی زن یادآور یک حقیقت تاریخی است، مسئله زن نه موضوعی حاشیهای، بلکه گرهای مرکزی در ساختار استثمار طبقاتی است. از نخستین اعتصابهای زنان کارگر نساجی در آغاز قرن بیستم تا امروز، مبارزه زنان کارگر علیه تبعیض،فرهنگ پدر سالاری و مردسالاری و ستم جنسی وجنسیتی همواره در پیوندی تنگاتنگ با مبارزه علیه سرمایهداری شکل گرفته است. ستم بر زن، در شکل مدرن آن، با منطق انباشت سرمایه، تقسیم کار جنسیتی و بازتولید نیروی کار درهمتنیده است. در چنین ساختاری، کار خانگی و مراقبتی زنان که ستون پنهان اقتصاد است، بیارزش شمرده میشود و وابستگی اقتصادی آنان بهعنوان امری طبیعی جلوه داده میشود. بدینترتیب، مردسالاری، سازوکاری مادی برای حفظ نظم سلطه و بازتولید نابرابری است. بنابراین رهایی زن بدون دگرگونی ریشهای مناسبات اقتصادی و سیاسی مسلط ممکن نیست.
در دهههای اخیر، زنان در سراسر جهان در خط مقدم مقاومت و مبارزه علیه این تبعیضها و نابرابریها ایستادهاند. از اعتراضات گسترده علیه خشونت جنسیتی تا اعتصابهای سراسری زنان کارگر در بخشهای درمان، آموزش و خدمات، یک روند عینی دیده میشود، زنان نه تنها قربانیان نظام موجود، بلکه سوژههای تغییر آن هستند. با این حال، سرمایهداری جهانی کوشیده است مبارزه زنان را در قالبهایی بیخطر برای نظم موجود جذب و خنثی کند. اما برای زن کارگر در کارخانههای جنوب جهانی یا برای پرستار و معلمی که با قراردادهای موقت و دستمزدهای نابرابر کار میکند، مسئله، زمین لغزانی است که زیر پای معیشت او قرار دارد.
در ایران، خشونت علیه زنان از تحمیل حجاب اجباری گرفته تا محدودیت در حق طلاق، حضانت، سقط جنین، انتخاب پوشش، روابط عاطفی و تصمیمگیری درباره باروری بخشی از سازوکار بازتولید این نظم است. بدن زن در چنین نظمی نه متعلق به خود او، بلکه موضوع کنترل خانواده، دولت، دین، مذهب یا عرف اجتماعی تلقی میشود. خیزش سراسری دیماه ۱۴۰۴ در ادامه جنبش زن، زندگی، آزادی که زنان در آن نقش پیشتازی داشتند و چهره شهرها و جنبشهای اعتراضی را دگرگون کردند، بار دیگر نقش فعال زنان را در مبارزات اجتماعی آشکار کرد. سرکوب خونین، بازداشتهای گسترده و گزارش وجود پنجاه پیکر زن بینام و نشان در کهریزک، تصویری تکاندهنده از ماهیت زنستیز و سرکوبگر حاکمیت ارائه داد. محرومکردن خانوادهها از حق شناسایی و سوگواری، ادامه همان سیاست حذف و بیهویتسازی است که زنان معترض را حتی پس از مرگ نیز هدف قرار میدهد.
در برابر این نظام آپارتاید جنسی و سرکوب عریان حکومت اسلامی، راست افراطی سلطنتطلب با ادبیاتی آکنده از تحقیر جنسیتی و توهین به زنان فعال سیاسی، عملاً همان فرهنگ مردسالارانه و لمپنی را بازتولید میکنند که جمهوری اسلامی نماینده حکومتی آن است. زن در گفتمان آنان یا ابزاری تبلیغاتی و یا موضوع حمله و تخریب است. این رویکرد استمرار همان منطق سلطه در شکلی دیگر است. در کنار این دو قطب ارتجاعی، گرایشی دیگر نیز میکوشد مبارزه زنان را به مسیری بیخطر برای سرمایهداری هدایت کند. فمینیسم لیبرال، این رویکرد، مسئله زن را عمدتاً به نابرابریهای حقوقی فردی و کمبود نمایندگی در سطوح بالای قدرت تقلیل میدهد. گویی اگر شمار بیشتری از زنان به مقام وزارت، مدیریت شرکتها یا پارلمان برسند، مسئله رهایی حل خواهد شد.
فمینیسم لیبرال، آگاهانه یا ناآگاهانه، چارچوب مالکیت خصوصی و منطق بازار را مفروض میگیرد. در این چارچوب، برابری به معنای دسترسی برابر به رقابت در یک ساختار نابرابر است. تا زمانی که کار مزدی استثمارگرانه، تقسیم کار جنسیتی و خصوصیسازی خدمات عمومی پابرجاست، اکثریت زنان در موقعیت فرودست باقی خواهند ماند. رهایی زن نه در «سهمیهبندی قدرت»، بلکه در دگرگونی بنیادهای آن است. از اینرو جنبش رهایی زن زمانی میتواند به نیرویی تعیینکننده بدل شود که با مبارزات طبقه کارگر و دیگر جنبشهای اجتماعی پیوندی ارگانیک برقرار کند. وظیفهی ما، ساختن پلی میان جنبشهای پیشرو اجتماعی و تقویت همبستگی اجتماعی است. ۸ مارس یادآور این حقیقت است که آزادی زن نه هدیه دولتهاست و نه محصول رقابت قدرتهای جهانی. این رهایی از دل سازمانیابی آگاهانه، مبارزه طبقاتی و دگرگونی انقلابی مناسبات اجتماعی زاده میشود.
اکنون که در ادامه سیاستهای امپریالیستی دولت آمریکا برای بازسازی هژمونی برجهان و اسرائیل برای شکل دادن به نظم منطقهای مورد نظر و میلیتاریزه کردن کامل منطقه و تهدیدات جنگی و پافشاری جمهوری اسلامی بر ادامه سیاستای ارتجاعی خود، جنگی ویرانگر آغاز شده و جان و امنیت و معیشت مردم ایران و منطقه را در چنگ خود می فشارد. بخشی از نیروهای اپوزیسیون بورژوایی از سلطنتطلبان گرفته تا سازمان مجاهدین خلق و برخی از احزاب ناسیونالیست کُرد آشکارا از حملات دولتهای آمریکا و اسرائیل حمایت کرده و این جنگ را بهعنوان «راهحل» تبلیغ میکنند. این رویکرد، مردم را به میدان رقابت قدرتهای منطقهای و جهانی بدل میکند و سرنوشت آنان را به محاسبات ژئوپولیتیک گره میزند. جنگ ابزار رهایی نیست. بمباران و تحریمهای فلجکننده، آزادی و عدالت نمیآورند؛ بلکه زمینه بازتولید خشونت و استبداد را فراهم میکنند. رهایی اجتماعی تنها از دل سازمانیابی مستقل و مبارزه آگاهانه مردم ممکن است. همچنانکه تجربه کشورهای منطقه نشان داده است که جنگ و «آزادسازی» از بیرون، نه به آزادی پایدار بلکه به ویرانی زیرساختهای زندگی، گسترش فقر، با حاشیه راندن جنبشهای اعتراضی و پیشرو و تقویت نیروهای ارتجاعی انجامیده است. زنان، کودکان و فرودستان نخستین قربانیان چنین سناریوهایی هستند.
این جنگ ارتجاعی نیز همانطور که پیش بینی می شد جنبشهای اجتماعی و اعتراضی را به حاشیه رانده است. اکنون مصائب ناشی از این جنگ، کشتار، ویرانی و آوارگی و فقر و گرانی همه مسائل دیگر را تحت الشعاع قرار داده است. بدیهی است که در چنین شرایطی تلاش در جهت تحکیم اتحاد و همبستگی در میان مردم، سازماندهی اکیپها و کمیتههای همیاری و کمکرسانی مردمی برای کاهش پیامد جنگ بر زندگی و امنیت مردم در اولویت فعالین سوسیالیست و رادیکال جنبش زنان، جنبش کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی بویژه فعالین جنبش دانشجویی و جوانان در محلات شهرها قرار میگیرد. در چنین شرایطی اگر چه پایان دادن به جنگ از مسیر سرنگونی جمهوری اسلامی می گذرد، اما قیام برای به زیر کشیدن جمهوری اسلامی نه یک حرکت خودجوش، بلکه اوج سازمانیابی یک جنبش تودهای و سراسری است. این امر فقط از عزم و اراده متحد و همبسته همه رهبران و فعالین جنبش های پیشرو اجتماعی ساخته است. باید برای متشکل کردن این اراده بی درنگ دست به کارشد.
کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران بر این اصل پای میفشارد که رهایی زن و رهایی طبقه کارگر دو مسیر جداگانه نیستند، بلکه دو بُعد یک مبارزه تاریخی واحد هستند. در برابر رژیم جنایتکار اسلامی، در برابر این جنگ ارتجاعی و در برابر آن بخش از نیروهای اپوزیسیون بورژوایی که به این جنگ ویرانگر امید بستهاند تا شرایط دست به دست شدن قدرت از بالای سر تودهها را برای آنها فراهم آورد، ما بر ضرورت ساختن بدیلی سوسیالیستی تأکید میکنیم؛ بدیلی که در آن نه جنسیت، نه ملیت، نه طبقه و نه هیچ تمایز دیگری مبنای سلطه و تبعیض نباشد. ۸ مارس روز جهانی زن روز تجدید تعهد به این افق است؛ جامعهای آزاد، رها، برابر و مرفه و عاری از هرگونه ستم جنسیتی و طبقاتی.
گرامی باد ۸ مارس روز جهانی زن
گرامی باد یاد زنانی که در راه رهایی جان باختند
نه به جنگ ارتجاعی
سرنگون باد جمهوری اسلامی
آزادی، برابری، حکومت کارگری
کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
۱۱ اسفند ۱۴۰۴ -
۲ مارس ۲۰۲۶