افق روشن
www.ofros.com

بیانیه به مناسبت روز جهانی زن

دستاوردهای «زن، زندگی، آزادی» را به فاشیستها واگذار نمی‌کنیم


اتحاد سوسیالیستی کارگری                                                                                                                                                               پنجشنبه ١۴ اسفند ١۴٠۴ - ۵ مارس ۲۰۲٦

۸ مارس، روز جهانی زنان، یادآور مبارزه‌ای تاریخی برای آزادی، برابری و مقابله با ستم جنسی، جنسیتی و طبقاتی است. امسال مراسم ۸ مارس، در تقاطع سه واقعه مهم تاریخ ایران در نیم قرن اخیر است: بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران در دیماه، کشته شدن خامنه ای که یکی از دشمنان برابری و آزادی زنان بود، و در میانه حملات گسترده آمریکا و اسرائیل که به مراکز نظامی محدود نمانده و شامل مدرسه، ورزشگاه، بیمارستان، کارخانجات دارو سازی و مناطق مسکونی هم شده است.

امسال ۸ مارس در ایران در عین حال معنایی عمیق‌تر و تلخ‌تر یافته است. ما در سوگ هزاران انسانی ایستاده‌ایم که در سرکوب خونین جمهوری اسلامی جان باختند. ده‌ها هزار جوان تحت شکنجه و خطر اعدام در زندان‌های جمهوری اسلامی روزهای سختی را می‌گذرانند. امسال کنار مادرانی ایستاده‌ایم که فرزندانشان را در راه عدالت و آزادی از دست دادند؛ مادرانی شجاع که با وجود تهدید و سرکوب، سکوت نکردند. مادرانی که سوگواری را با رقص و سخنرانی و افشاگری جنایت همراه کرده‌اند، چون آیین‌های رسمی سال‌هاست از معنای انسانی خود تهی شده و به ابزار قدرت بدل شده‌اند. این مادران نمی‌خواهند عزای‌شان در چارچوبی برگزار شود که قاتلان آن را ساخته اند. رقص، انتخاب است؛ بازپس‌گیری اندوه، بدن و صدا از حکومتی که حتی برای گریه هم دستور دارد. این رقص، پرچم دادخواهی است. اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ که ریشه در نارضایتی‌های اقتصادی داشت، به یکی از خونین‌ترین خیزش‌های مردمی در تاریخ معاصر ایران تبدیل شد. افزایش نرخ ارز و گسترش فقر، کوچک شدن سفره‌های مردم را به خیابان کشاند و این اعتراضات در تمام شهرهای ایران گسترش یافت.

آغاز اعتراضات دی‌ماه را می‌توان ادامه جنبش «زن، زندگی، آزادی» دانست، جنبشی که پس از قتل مهسا امینی شکل گرفت و به یکی از عمیق‌ترین جنبش‌های اجتماعی برای آزادی و عدالت تبدیل شد؛ جنبشی که توانست زنان فرودست را از دورترین شهرها و حتی حاشیه‌نشینان را به خیابان بیاورد؛ جنبشی که مرزهای جغرافیایی را درنوردید و الهام‌بخش زنان جهان شد. از این رو، ما در هشت مارس امسال از مطالبات و دستاوردهای قیام ژینا دفاع می‌کنیم؛ از پایان دادن به مجازات اعدام، تضمین آزادی بیان و تجمع، پایان سرکوب، خشونت حکومتی و آزادی همه زندانیان سیاسی. این جنبش از دل ۴۶ سال تبعیض و ستم بر زنان زاده شد و به امیدی جمعی برای ساختن آینده‌ای آزاد تبدیل گشت. ما در هشت مارس امسال، سوگوار زیباترین فرزندان خود هستیم؛ اما ایستاده‌ایم و اعلام می‌کنیم که دستاوردهای «زن، زندگی، آزادی» به سلطنت‌طلبان فاشیست واگذار نخواهد شد. خون جان‌باختگان، وجه معامله نخواهد شد، بلکه به نیروی ادامه مبارزه تبدیل خواهد شد. با سازمان‌یابی، همبستگی و اتحاد جنبش‌های اجتماعی حول «زن، زندگی، آزادی»، می‌توانیم با اتحاد و مقاومت، این جنبش را به نیرویی تعیین‌کننده در شکل‌دهی آینده ایران تبدیل کنیم. ما باور داریم که آزادی و عدالت اجتماعی تنها از مسیر مبارزه مستقل و آگاهانه زنان، کارگران، دانشجویان، معلمان، بازنشستگان و جنبشهای رفع ستم ملی بدست می‌آید. ارتش آمریکا، قاتلان مردم غزه و متهمان به جنایت جنگی و رضا پهلوی و فاشیستهای سلطنت طلب نسبتی با آزادی و رفاه مردم ایران ندارند و نیروهای جنگ طلب، ویرانگر و دشمنان مردم ایران هستند.

وضعیت زنان در ایران: از تبعیض ساختاری تا زن‌کشی
در ایران، ستم علیه زنان بخشی از ساختار قدرت است. تبعیض در قانون، کنترل بر بدن، سرکوب آزادی‌های فردی و اجتماعی، و خشونت سیستماتیک، زنان را در موقعیتی قرار داده است که حتی ابتدایی‌ترین حقوق انسانی آنان نیز انکار می‌شود. زن‌کشی، چه در شکل خشونت دولتی و چه در قالب خشونت خانوادگی، "ناموسی" و اجتماعی، نتیجه مستقیم ساختاری است که زن را نه به‌عنوان یک انسان آزاد، بلکه به‌عنوان موضوع کنترل تعریف می‌کند.

با این حال، زنان ایران طی ۴۷ سال حاکمیت جمهوری مردسالار ارتجاعی صرفا قربانی نبوده‌اند و امروز به یکی از اصلی‌ترین نیروهای مبارزه علیه رژیم اسلامی تبدیل شده‌اند. از حضور زنان در اعتراضات صنفی معلمان و بازنشستگان تا رقم زدن قیام پر شکوه ژینا تا حضور پررنگ در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ و ایستادگی آنان در برابر سرکوب، نشان داده‌اند که نه تنها علیه ستم جنسیتی، بلکه علیه کلیت نظم استبدادی مبارزه می‌کنند.

پس از کشتار خونین فرزندان معترض و مطالبه‌گر، شجاعت مادران دادخواه که در سوگ فرزندان خود سکوت نکردند - به یکی از عمیق‌ترین جلوه‌های کنشگری و دادخواهی بدل شده است. مادران به سوگ معنایی تازه دادند. اجازه ندادند عزایشان در چارچوبی برگزار شود که قاتلان آن را ساخته اند. سوگواری را به کنش سیاسی تبدیل کردند. سوگواری مذهبی را به رقص و کف زدن برای جوانان قهرمان و سخنرانی علیه رژیم و شعاردهی جمعی تبدیل کردند. امروز سوگواری ما تنها بیان اندوه نیست؛ سوگواری ما خود شکلی از مبارزه ماست. زنان حافظه جمعی را زنده نگه داشتند و اجازه ندادند که دادخواهی به فراموشی سپرده شود.

جنبش «زن، زندگی، آزادی» بخشی از مبارزه گسترده‌تر برای آزادی، عدالت اجتماعی و رفع ستم است. این جنبش در اتحاد با دیگر جنبش‌های اجتماعی موجود، از جمله جنبش کارگران، جنبش دانشجویی، جنبش دادخواهی، معلمان، بازنشستگان و تمامی گروه‌هایی که تحت ستم ساختاری قرار دارند، معنا و قدرت واقعی خود را می‌یابد؛ زیرا تنها از طریق همبستگی، هم‌صدایی و پیوند میان این مبارزات است که می‌توان بنیان‌های تبعیض، استبداد و نابرابری را به چالش کشید و راه را برای جامعه‌ای آزاد، عادلانه و انسانی هموار کرد.
ما زنان ایران باید صدای رسایی باشیم تا بتوانیم حمایت جنبش‌های زنان در دیگر کشورها را، همان‌گونه که در روزهای قیام ژینا شاهد آن بودیم، دوباره جلب کنیم و این همبستگی جهانی را به نیرویی مؤثر برای دفاع از آزادی، برابری تبدیل کنیم.

«زن، زندگی، آزادی» در روز جهانی زن
هشت مارس، ادامه‌ی سنت تاریخی مبارزه زنانی است که علیه استثمار، تبعیض و سلطه به پا خاستند. ریشه‌های این روز به جنبش‌های کارگری و سوسیالیستی اوایل قرن بیستم بازمی‌گردد؛ زمانی که زنان کارگر برای پایان دادن به شرایط غیرانسانی کار، دستمزدهای نابرابر و محرومیت از حقوق سیاسی مبارزه کردند. هشت مارس از دل اعتصاب‌ها، راهپیمایی‌ها و مقاومت زنانی زاده شد که خواهان پایان «بردگی مزدی» و «بردگی جنسیتی» بودند. از همان آغاز، این روز نه یک مناسبت نمادین، بلکه روز اعتراض، همبستگی و مبارزه علیه ساختارهایی بود که بدن، کار، زندگی و صدای زنان را کنترل می‌کنند.

در ایران، ستم علیه زنان بخشی جدایی‌ناپذیر از ساختار قدرت است. تبعیض قانونی، کنترل بر بدن، سرکوب آزادی‌های فردی و اجتماعی، و اعمال خشونت سیستماتیک، زنان را در موقعیتی قرار داده است که حتی ابتدایی‌ترین حقوق انسانی آنان نیز انکار می‌شود. زن‌کشی، چه در شکل خشونت دولتی و چه در قالب خشونت اجتماعی، نتیجه مستقیم ساختاری است که زن را نه به‌عنوان یک انسان آزاد، بلکه به‌عنوان موضوعی برای کنترل تعریف می‌کند.
امروز، «زن، زندگی، آزادی» فراتر از یک شعار عمل می‌کند، زیرا آزادی جامعه بدون آزادی زنان ناممکن است. «زندگی» در این شعار، در تقابل با سیاست مرگ، اعدام و سرکوب قرار می‌گیرد و بر ارزش زیستن، کرامت انسانی و آزادی تأکید می‌کند. این جنبش نشان داده است که آزادی زنان نه یک مطالبه فرعی، بلکه قلب مبارزه برای آزادی کل جامعه است.

جنبش «زن، زندگی، آزادی» نظمی را به چالش می‌کشد که بر سلطه و نابرابری استوار است. از این‌رو، مبارزه زنان صرفا مبارزه‌ای برای برابری جنسیتی نیست، بلکه مبارزه‌ای برای پایان دادن به هرگونه نظم مبتنی بر سلطه است. این جنبش بخشی از مبارزه‌ای گسترده‌تر برای آزادی، عدالت اجتماعی است و در پیوند با دیگر جنبش‌های اجتماعی، از جمله جنبش کارگران، معلمان، دانشجویان، بازنشستگان و جنبش دادخواهی، معنا و قدرت واقعی خود را می‌یابد.
تنها از طریق همبستگی و پیوند میان این مبارزات است که می‌توان ساختارهای تبعیض، استبداد و نابرابری را به چالش کشید و مسیر دستیابی به جامعه‌ای آزاد، عادلانه و انسانی را هموار کرد. زنان ایران باید صدایی رسا و پایدار باشند تا بتوانند بار دیگر همبستگی جهانی را تقویت کرده و حمایت جنبش‌های زنان در سراسر جهان را به نیرویی مؤثر برای دفاع از آزادی و برابری تبدیل کنند.

نه به جنگ ارتجاعی، نه به رژیم، نه به سلطنت طلبان

زنده باد هشت مارس روز جهانی زن

زنده باد جنبش زنان علیه ستم جنسیتی

سرنگون باد رژیم ضد زن اسلامی

اتحاد سوسیالیستی کارگری

۱۴ اسفند ۱۴۰۴ برابر با ۵ مارس ۲۰۲۶