افق روشن
www.ofros.com

اعتصاب موفق کارگران پتروشیمی


سیمای سوسیالیسم                                                                                             یکشنبه ٢٢ اسفند ١٣٨٩

اعتصاب کارگران پتروشیمی تبریز با موفقیت پایان یافت. در طول سال های اخیر موج مبارزه تحصن و اعتراضات کارگری مدام در طغیان بوده است اما شمار اعتصاباتی که به کمترین نتایج ممکن منتهی شده اند، بسیار ناچیز، معدود و شاید نامحسوس باشد. اعتصاب کارگران پتروشیمی تبریز یکی از این معدودها و نامحسوس هاست. یک سؤال اساسی در این گذر آن است که چرا فرجام آن همه مبارزه و جنگ و ستیز چند ساله کارگران در همه جا شکست بوده است و همچنان شکست است؟ چرا در این میان فقط شمار بسیار اندک و انگشت شماری از اعتصاب ها به برخی دستاوردها هر چند نازل و ناچیز منتهی می گردند. در این گذر به طور قطع می توان به تفصیل بحث کرد، بر روی مسائل زیادی می توان انگشت نهاد، مؤلفه های متعددی را می توان شمارش کرد، همه این ها هم لازم است و پرداختن به آن ها قطعاً نیاز مبرم جنبش طبقه کارگر علیه سرمایه و سرمایه داران است. اما آنچه در اینجا مورد توجه است پرداختن به این مهم نیست. فقط می خواهیم یک نکته را با همه همزنجیران خویش در میان گذاریم و مورد تأکید قرار دهیم. در مبارزه میان توده های کارگر و سرمایه داران یا نظام سرمایه داری، آنچه فرجام پیکار را رقم می زند فقط یک چیز است. صاحبان سرمایه و دولت آن ها تنها زمانی در مقابل ما عقب نشینی می کنند که حتماً و حتماً خود را مجبور بینند. نکته بعدی در همین راستا این است که طول و عرض عقب نشینی آن ها نیز صرفاً و صرفاً تابعی از میزان و حجم اجباری است که احساس می کنند. مالک کارخانه ای که در جستجوی سودهای نجومی تر و سرمایه های کهکشانی تر، در تدارک فروش کارگاه موجود است و احداث یک بنگاه غول آساتر برای پیش ریز سرمایه است، هیچ دلیلی برای دادن هیچ پاسخی به دنیای مبارزات و اعتراضات بردگان مزدی سابق خود نمی بیند. او فشار اعتراض و مبارزه این کارگران را بر هیچ کجای شریان ارزش افزائی و سودآوری سرمایه های خود احساس نمی کند. از تحصن، راهپیمائی و جنگ و جدال کارگرانی که تا دیروز مورد استثمار وی بوده اند و کل سرمایه های او را تولید کرده اند، هیچ صدمه ای یا حتی خدشه ای بر موج سیل پرخروش سودهای خود نمی بیند. این کارگران در محدوده تحصن، راهپیمائی یا اعتصاب درون محل استثمار خود قدرتی ندارند که بر سرمایه دار و دولت و طبقه او اعمال کنند، به همه این دلائل صاحب سرمایه یا صاحبان سرمایه ها اصلاً حاضر به هیچ میلیمتر عقب نشینی در مقابل اعتراضات بردگان مزدی پیشین خود نمی شوند. این تا جائی است که به سرمایه دارها بر می گردد و فراموش کنیم که دولت نیز فقط نهاد قدرت سرمایه و دستگاه تحمیل نظم تولیدی و سیاسی و اجتماعی نظام بردگی مزدی بر توده های کارگر است. کار دولت این است که هر مبارزه و اعتصاب کارگری را هر چه سریعتر و پرتوان تر در هم کوبد، هر خطر جنبش کارگری را از سر سرمایه داران و نظام سرمایه داری رفع کند و هر مزاحمت کوچک کارگران برای هر مالک سرمایه را هم دفع نماید. با این توضیح به رویه دیگر ماجرا بپردازیم. به سراغ مواردی رویم که سرمایه داران مجبور به عقب نشینی و تن دادن به حداقل خواسته های کارگران می گردند. این اجبار فقط از این جا ناشی می گردد که آن ها شط پرخروش سودهای خود را در معرض آسیب می بینند. با چشم باز مشاهده می کنند که اعتصاب، چرخ تولید اضافه ارزش را متوقف می سازد. دریای سود را کویر می کند، در می یابند که کارگران قدرت دارند، آن چنان قدرتی که دریای سود را از سرچشمه می خشکاند. سرمایه داران و دولت آن ها وقتی تیغ تیز این قدرت را بر شریان سود سرمایه ها و گلوی خویش لمس می کنند. عقب می نشینند و میزان این عقب نشینی را هم با میزان فشار و حجم قدرت پیکار کارگران تنظیم می نمایند. در همین جا از یاد نبریم که آن ها به سادگی در مقابل این قدرت سر فرود نمی آورند. قبل از هر چیز لشکر عظیم پلیس و ارتش و سپاهی و بسیجی و لباس شخصی و شورای اسلامی و خانه کارگری و کل قوای سرکوب را برای حمام خون اعتصابات گسیل می دارند، در مرحله بعدی دست به کار جایگزینی کارگران شاغل با توده وسیع بردگان مزدی بیکار و گرسنه و مفلوک می شوند، سیاست اخراج و تهدید و پرتاب کارگران به برهوت فقر و گرسنگی را هم پیش می گیرند و در یک کلام به هر جنایتی متوسل می گردند. تن دادن آن ها به عقب نشینی و قبول کمترین خواسته های کارگران معترض و اعتصابی طبیعتاً آخرین برگ بازی آن ها در صحنه جدال است. این ها واقعیت هائی است که تک تک کارگران در تمامی طول عمر شاهد وقوع مستمر آن بوده و هر روز هستند و در اینجاست که سؤال دوم ما مطرح می گردد. چه باید کرد و چه می توان کرد؟
گفتیم که سرمایه داران و دولت آن ها بدون احساس وحشت و دهشت از موج قدرت پیکار کارگران حاضر به شنیدن هیچ حرفی از هیچ کارگری نیستند. اگر در کارخانه پتروشیمی تبریز کارفرمایان پس از یازده روز مقاومت سرانجام به خواست نازل کارگران تن می دهند صرفاً به خاطر این است که کفه قدرت کارگران را در مقابل خویش مقداری سنگین می بینند. آن ها دائره تمامی محاسبات را چرخ می خورند، به ماشین قهر نظامی دولت خویش توسل می جویند اما با مقاومت ۴٠٠٠ کارگر رو به رو می گردند، نقشه جایگزینی کارگران با همزنجیران گرسنه آن ها را در سر می پرورند اما با فریاد خشم این همزنجیران در شرکت تراکتورسازی مواجه می شوند. صاحبان سرمایه همه راه ها را با تمامی درندگی و سبعیت ها می کاوند، تمامی شمشیرهای توحش را از نیام می کشند، هر سلاح کشتار را به سینه اعتراض کارگران نشانه می روند و پس از همه این ها وقتی باز هم سد قدرت آن ها را در برابر خود می بینند آنگاه گام نخست پسگرد را بر می دارند. همه این ها یک چیز را بانگ می زند. باید قدرت داشت. باید با صاحبان سرمایه و دولت آن ها به زبان قدرت سخن راند. باید قدرت نظام بردگی مزدی را با قدرت ضد سرمایه داری و ضد کار مزدی جواب داد. باید قانون، نظم، دولت، حقوق و همه چیز سرمایه را با منشور ضد کار مزدی به عرصه مصاف کشید. همیشه و به ویژه در شرائط روز عظیم ترین بخش توده های طبقه ما اسیر وضعی هستند که در چهاردیواری مراکز کار و تولید محل استثمار خویش قادر به اعمال قدرت مؤثر و کارساز علیه سرمایه داران و نظام سرمایه داری و دولت سرمایه نیستند، سرمایه داران از زمین و آسمان دنبال بهانه می گردند، تا آنان را بیکار کنند و با نیروی کار شبه رایگان تر و بی بهاتر جایگزین سازند. اعتصاب این کارگران در حصار تنگ کارگاه و محیط کار اهرم قدرت لازم برای رویاروئی با سرمایه نمی باشد. حدود ٣٠ درصد همزنجیران ما در ایران بیکارند و اساساً فاقد محل کار و استثمار می باشند و بر همین اساس قادر به استفاده از سلاح اعتصاب نیستند. جمعیت عظیمی از کارگران در کارخانه هائی استثمار شده و می شوند که توسط سرمایه داران و با توافق دولت تعطیل شده یا در دست تعطیل هستند. این کارگران نیز قادر به بهره گیری از حربه اعتصاب و از کار انداختن چرخه تولید و کار نمی باشند. به این ترتیب و با توجه به همه این واقعیت هاست که اصل مسأله اعمال قدرت ما علیه سرمایه و سرمایه داران با ویژگی بسیار تعیین کننده، مهم و کاملاً سرنوشت سازی دست به گریبان شده است. طبقه ما تاریخاً، همیشه، همه جا و در همه شرائط، حتی برای تحمیل مطالبات روز خود بر سرمایه داران نیازمند سازمانیابی سراسری بوده است اما این نیاز در متن وضعیت تاریخی روز به یک جبر عمیقاً حیاتی و اجتناب ناپذیر تبدیل شده است. آحاد و بخش های مختلف توده های طبقه ما بدون اتحاد جمعی، بدون پیوند خوردن به هم و بدون تشکل سراسری شورائی و ضد سرمایه داری قادر به هیچ کاری نیستند. اینکه در کارخانه پتروشیمی تبریز یا چند مورد بسیار اندک دیگر عده ای از همزنجیران موفق به تحمیل یک مطالبه نازل خویش بر صاحبان سرمایه می شوند نباید ما را فریب دهد و به خود مشغول دارد. خواسته های ما بی پایان است زیرا فشار استثمار و بی حقوقی و آزادی کشی و توحش سرمایه بر ما بی پایان است. شمار اعتصابات، راهپیمائی ها و خیزش های طبقه ما که در این ٣ سال شکست خورده است در مقابل شمار معدود پیروزی هائی که به دست آورده ایم به کوهی عظیم در مقابل کاهی حقیر می ماند. باید دست به کار سازمانیابی سراسری، شورائی و ضد کار مزدی خود شویم. این کار ممکن است، در همان حال که بسیار دشوار است. یک چیز از آفتاب نیمه مرداد هم روشن تر است. اینکه دشواری سازمانیابی سراسری ضد سرمایه داری هر چه باشد از دشواری تحمل وضعیتی که الان اسیر آن هستیم و در آینده به طور بسیار وخیم تر و وحشتناکتر گرفتارش خواهیم شد کم تر و به مراتب کمتر است. نمی توان و نباید از ترس افتادن به زندان همه عمر در زندان ماند و نسل های آتی را نیز محکوم به ماندن در زندان کرد. مجاز نیستیم از وحشت شکنجه کل عمر خویش و نسل های بعدی را به دست شکنجه گران سرمایه بسپاریم. نمی توان از دهشت گرسنگی روز خویش، نسل های متوالی آتی را هم به سوختن در آتش گرسنگی ناشی از فشار استثمار سرمایه حوالت داد. باید به پای خاست. هر کدام ما در هر کجا که هستیم برای یافتن همدیگر، برای گفتگو در باره چگونه متحد شدن و چگونگی پیشبرد سازماینابی ضد سرمایه داری توده های طبقه خود راه افتیم. کارخانه، به کارخانه، مدرسه به مدرسه، محله به محله، جاده به جاده، شهر به شهر همدیگر را پیدا کنیم و برای ایجاد شوراهای ضد سرمایه داری مبارزه کنیم. از کارخانه، مدرسه، محله و هر جا که هستیم شروع کنیم. شوراها را تشکیل دهیم، آن ها را به هم وصل کنیم. تشکل سراسری و شورائی ضد سرمایه داری را به وجود آوریم. در همین راستا به سندیکاسازان، به آنان که قبول شوراهای اسلامی کار را توصیه می کنند، به آنان که زیر نام چپ در مدح و منقبت مبارزه کارگران برای اصلاح قانون سرمایه جزوه تحریر می کنند، به همه این ها باید فهماند که آب به آسیاب سرمایه می ریزند، توده های کارگر برای مبارزه علیه سرمایه و برای تحمیل هر میزان خواسته های خود بر نظام سرمایه داری یک راه بیشتر در پیش روی ندارند. باید سراسری و شورائی و ضد سرمایه داری متشکل شوند.

سیمای سوسیالیسم - مارس ٢٠١١