جهان سرمایه داری با سرعتی سرسام آور در سونامی سراسری فقر، گرسنگی، بی داروئی، جنگ، آلودگی های هولناک زیست محیطی سقوط می کند. این سونامی دیری است نواحی وسیعی از دنیا را در نوردیده، اما آنچه در حال وقوع است داستان دیگری است. میلیاردها انسان، در شرائطی تسلیم جوخه نداری، بی غذائی، بی آبی، محرومیت دارو و درمان شده اند که حجم سرمایه بین المللی، طغیان آسا تمامی مرزهای انباشت، خودگستری و افزایش را پشت سر نهاده است، زیر فشار تناقضات سرشتی و جبر قهری بحران خیزی، آستانه انفجار را می کوبد. به آمارهای منتشره آکسفام مؤسسه هشدار، موعظه، «خیریه»!! سازمان ملل نظر اندازیم.
۱ - بالغ بر ۴ میلیارد و ۵٠٠ هزار نفر زیر خط فقر زندگی می کنند، به درجات متفاوت از گرسنگی مرگ آور تا عدم دسترسی به غذای کافی، دارو، درمان، سرپناه زیر فشار مشکلات معیشتی هستند. درصد این انسانها نسبت به کل جمعیت دنیا تا سال ٢٠٢٠ حدود ۴٦% بوده، در ۵ سال اخیر مرز ۵٠% را درنوردیده، هرسال افزونتر ازسال پیش می شود.
٢ - در هر یک دقیقه حداقل ٢ نفر، در اتیوپی، کنیا، سومالی، سودان جنوبی بر اثر گرسنگی می میرند.
۳ - هر ۴ ثانیه یک کودک بر اثر گرسنگی جان می بازد، این رقم در غزه، یمن، افریقا، ممالک جنگ زده بالاتر است.
۴ - نیمی از نسل حاضر افریقا که اکثریت غالب کارگران، فرودستان قاره را تشکیل می دهند. با عوارض حاد گرسنگی دست و پنجه نرم می کنند. آینده ای پیش رو نمی بینند، ٣٢ میلیون سکنه شرق قاره دچار گرسنگی مطلقند، دسترسی به حداقل غذای روزانه ندارند، از همه مایحتاج معیشتی محروم، علی العموم از گرسنگی می میرند. دهها میلیون آنها در جستجوی یافتن آب آشامیدنی کومه مسکونی خود را ترک گفته، آواره جاهای دیگر شده اند. شمار گرسنگان قاره در سالهای اخیر تا بالای دو برابر آفزایش یافته و بدون وقفه در حال افزایش است.
۵ - بیش از ۵ میلیارد کارگر سکنه زمین در فاصله ٢٠٢٠ تا امروز نسبت به دوره پیش فقیرتر شده اند، بیکار یا دستمزد واقعی آنها زیر شلاق گرانی دچار افت بارز شده است. (روندی که بر اساس همه شواهد جهان سرمایه داری بدون بازگشت است) و هر روز اوج بیشتری می گیرد.
٦ - از ٨ میلیارد جمعیت جهان بیش از ٢ میلیارد و دو میلیون (بالای ٢۵%) فاقد آب آشامیدنی سالم هستند، از بیماریهای مختلف مولود آبهای آلوده رنج می برند، درصد چشمگیری از آنان به ویژه کودکان تهدید به مرگ می شوند.
٧ - بررسی بودجه های دولتی ١٦١ کشور نشان می دهد که بیش از نصف آنها در دوران طغیان پاندمی کرونا سهم دارو، درمان سالانه شهروندان را تنزل داده اند. میزان این کاهش در بخش موسوم به «بودجه رفاهی» مرز ۵٠% را پشت سر نهاده است. در مورد بودجه آموزش از ٧۵% هم بالاتر رفته است.
٨ - تغذیه و دسترسی به مایحتاج غذائی در سالهای اخیر زیر فشار عوامل جوی و زیست محیطی دچار تغییر هولناک شده، زراعت در حال نابودی، قحطی بیداد می کند. گرسنگی انفجارآمیز شده است.
۹ - تولید کنندگان کل سرمایه ها، ثروت ها، همه چیز دنیا، خود قادر به امرار معاش و تهیه نان روز خود نیستند. دقت کنید، این حرف «کمونیست ها»، «ضد سرمایه داریها»، «لغو کار مزدی ها» نیست. جمله ای از گزارش آکسفام است.
از افریقا و جهان وارد اروپا، قاره رفاه و دموکراسی، الگوی حقوق بشر سرمایه داری شویم، ممالک «بدسابقه» پیشتر اردوگاهی آن را کنار گذاریم، ایتالیا، اسپانیا، پرتقال، یونان، حتی انگلیس، آلمان و فرانسه را هم به دیده اغماض بنگریم، چشم به ممالک اسکاندیناوی دوزیم، خیره قله ها شویم، دورترین آنها، سوئد را انتخاب کنیم، باز هم از آکسفام بپرسیم.
١ - بیش از ٢ میلیون، بالای ٢۵% جمعیت مضطرب معاش فردای خود هستند. احساس امنیت معیشتی نمی کنند، آینده روشنی برای فرزندان نمی بینند. از فشار گرانی ها ناله می کنند، بر این نکته تأکید دارند که قادر به تحمل هیچ هزینه بیشتر حتی هزینه های متعارف گریزناپذیر مانند مرخصی استعلاجی، ویزیت درمانگاه و بیمارستان، بیکاری، بالارفتن قیمت دارو، بهای برق، مسافرت، کمترین کاهش در کمک هزینه دولتی دارو و درمان را ندارند.
٢ - از سال ٢٠٢٠ به این طرف ۹۹% جمعیت سوئد در قیاس با گذشته فقیرتر شده اند و هر سال فقیرتر می گردند. بالغ بر ١٠ درصد بر اساس معیارهای سازمان خوار و بار جهانی فقیر هستند. فقط در سال ٢٠٢۳ هر کارگر سوئدی 5% توان خریدش را از دست داده است. این داده ها را با مشاهدات عینی تکمیل کنیم. پس از ٢٠٢۴ تا امروز قیمت ارزاق عمومی و احتیاجات معیشتی توده های کارگر، حیرت آور و بی سابقه بالا رفته است. «نرخ تورم های» واقعی، نه کاریکاتوری اعلام شده، به طور جهشی در حال صعود بوده است. همه شواهد بانگ می زند که در سه سال اخیر ۳٠ تا ۳۵ درصد قدرت خرید کارگران ذوب شده است. به بیان دیگر مزدهای واقعی آنها به ٧٠% حتی 65% پیش سقوط کرده است. اجاره بهای خانه ها، هزینه برق مصرفی خانواده ها افزایش چشمگیر داشته، تعرفه ورودی بیمارستانها، درمانگاهها، همه مراکز درمانی، بهای ایاب و ذهاب شدیدا بالا رفته است. آنچه در این مدت زیر نام افزایش مزدها رخ داده، هیچ تناسبی با سیر تصاعدی قیمت ها ندارد.
۳ - همین روند، شاید هم بسیار بدتر از آن، در مورد جاهای دیگر اروپا، امریکا، دنیا مصداق داشته است.
همه آنچه در بالا به طور تیتروار آمد، حکایت بلیه های آوار بر زندگی چندین میلیارد کارگر سکنه زمین در نظام بردگی مزدی بود. به سوی دیگر ماجرا، سرچشمه بلیه ها، سرمایه، نظام اختاپوسی سرمایه داری نظر اندازیم.
۱ - حجم سرمایه ۱٢ سرمایه دار بزرگ جهان از کل هست و نیست ۴ میلیارد سکنه کارگر زمین افزون تر است.
٢ - در سوئد ثروت فقط ۴٦ سرمایه دار از کل دار و ندار ١٠ میلیون جمعیت کشور بیشتر شده است. در همین جا ۵ سرمایه دار در طول ۴ سال، میزان سرمایه های خود را بیش از دو برابر بالا برده اند.
۳ - در فاصله میان ٢٠٢٢ تا امسال سرمایه های ۴ نفر از بزرگترین سرمایه داران جهان ۳ تریلیون و ۳٠٠ میلیارد دلار امریکا افزایش یافته است و به موازات آن ۵ میلیارد کارگر سراشیبی فقر افزون تر را طی نموده اند.
۴ - در ۴٠ سال اخیر مالیات سرمایه داران از ٣٢% تا ٢٢% در مناطق مختلف دنیا به ١٦% تا ١۵% تنزل یافته است، همزمان کمک دولت ها از حاصل کار کارگران به این شرکت ها برای چالش بحرانها نجومی گردیده است.
۵ - در این دو دهه آخر ٦٠ شرکت غول داروئی جای خود را به ١٠ غول عظیم الجثه سپرده اند. در حوزه کشاورزی فقط ٢ تراست ۴٠% کل بازار بذر دنیا را در اختیار دارند، سایر قلمروهای انباشت نیز همین روند را پیموده است.
رقابت از بین رفته، چرخه کار و تولید دنیا در ید قدرت شماری غول یکه تاز بی عنان مالی است. آنها دستمزدها، بهای ارزاق عمومی، قیمت ها، چه تولید شود و چه تولید نشود، سرنوشت کار و تولید بشر را رقم می زنند.
٦ - سرمایه داری شرائطی را پدید آورده است که اکثریت غالب سکنه جهان، زندگی نمی کنند، همه تقلایشان آن است که شاید زنده بمانند و امروز خود را به فردا برسانند.
٧ - فقط در سال ٢٠٢۴ حجم سرمایه عده ای از سرمایه داران بزرگ ۳ برابر سال ٢٠٢۳ شد.
٨ - در طول تاخت و تاز پاندمی کووید ۱۹ فقط ٠،۱% (یک دهم درصد) واکسن ها سهم کل کشورهای موسوم به «توسعه نیافته» و «در حال توسعه» (فقیر) شد و مابقی در ممالک پیشرفته صنعتی به مصرف رسید. به نظر آریم که در محاسبات سازمان ملل سخن از کشورها و کل جمعیت است. اینکه از میان یک دهم درصد بالا آیا چیزی سهم کارگران و فرودستان شده است یا نه، پاسخ به احتمال، «هیچ چیز» است.
۹ - در ممالک فقیر میزان بضاعت جمعیت برای محافظت خود در مقابل فاجعه های زیست محیطی و حوادث مرگبار، به طور میانگین 3 دلار در سال است. در اینجا نیز سهم کارگران، فرودستان نه هیچ دلار که فقط مرگ محتوم است.
تصور اینکه ابعاد گرسنگی، بی سرپناهی، محرومیت از دارو، درمان، آموزش میلیاردها نفر از لایه های فقیرتر، توده کارگر را می توان با آمارهای بالا تصویر کرد، پنداری واهی است. آنچه بر ٦٠٠ میلیون گرسنه هندی در سومین قطب «شکوفای»! سرمایه داری جهانی یا دهها میلیون کارگر اتیوپیائی، کنیائی، سومالیائی، افغانی، فلسطینی، سوری، سودانی، لیبیائی، سیرالئونی، کنگوئی می گذرد چیزی نیست که زیر دوربین آکسفام یا هیچ انستیتوی آماری آید. در سرمایه داری ایران کمتر کارگری قادر به تهیه داروهای حیاتی گرانبهای تجویز شده پزشک برای افراد خانواده خویش است. کارگرانی که مزد ماهانه آنها ٢٠- ٢۵ یا ۳٠ میلیون تومان ایران (۱٠٠ - ۱٢۵ تا ۱۵٠ دلار امریکا است چگونه می توانند آمپول نایاب ٧٠ میلیون تومانی را برای مریض سرطانی خود تهیه کنند؟!!. تا لحظه حاضر، بالای ۴ میلیون کارگر اخراجی ناشی از جنگ، در سازمان تأمین اجتماعی ثبت نام کرده اند. مقامات حکومتی رژیم به بیکار شدن ۹ تا ۱۱ میلیون کارگر که تمام یا بخشی از امرار معاش آنها به مشاغل از بین رفته اینترنتی قفل بوده، اعتراف دارند. آمار کل بیکاران از مجموع ٢۵ میلیون نیروی کار در سن اشتغال بسیار بالا است، دریافتی ماهانه هر بیکار به شرط برخورداری از بیمه بیکاری تا آنجا نازل است که کفاف نان خالی خانواده را نمی دهد و این در وضعی است که قیمتها هر صبح تا شام رکورد تازه ای را پشت سر می گذارند. سرطان و بیماریهای مهلک در سراسر کشور بیداد می کند. ۵۵% کارگران فاقد کومه مسکونی هستند و با ا دامه این وضع قادر به پرداخت اجاره بهای خانه نیستند، سوای گورخوابی، بیتوته در زاغه ها، درون کارتن ها چاره دیگری ندارند. تا پیش از شروع جنگ، سخن از زندگی زیر خط فقر ۴٠ میلیون کارگر بود، جنگ و سونامی بیکاری متعاقبش، این رقم را جهش وار افزایش داده است. خطر گرسنگی دهها میلیون کارگر ساکن جهنم را دچار وحشت کرده، لشکر جرار قوای کشتار دولت سرمایه مجال کمترین اعتراض را از همگان سلب نموده است. جمعیت چندین میلیونی زنان خانه دار کارگر، فاقد یک ریال درآمد هستند، آنها بیکار هم محسوب نمی شوند و حق ثبت نام در سامانه بیکاری را ندارند. مطابق آمارهای رسمی دولتی از میان ٢۴ میلیون جمعیت زیر ۱٨ سال جامعه بالای ۱۵% یا ۳ میلیون و ٦٠٠ هزار نفر کودک کارند. کودکانی که در مخوف ترین شرائط، در کوره های پخت آجر یا ذوب شیشه و جاهای مشابه جان می کنند تا هزینه زنده ماندن خود و والدینشان را تأمین نمایند. شمار کثیری از آنها زباله گرد هستند. خردسالانی که هر روز ۱٢ تا ۱٦ ساعت برای سرمایه داران پیمانکار شریک شهرداریها کار شاق زباله گردی انجام می دهند و در قبال آن چیزی فراتر از نان خالی روزانه دریافت نمی دارند.
زندگی میلیاردها کارگر در شرائط روز جهان، در سیطره سرمایه داری این است. هر لحظه بقای این نظام، هر دور بازتولید و واگرد سرمایه جهانی، مستقل از نوع رژیمها، الگوهای حکومتی، دموکراسی، دیکتاتوری، فاشیستی، دینی، لائیک بودن دولتها، متضمن شتاب سهمگین وخامت این وضع در همه جای دنیا است. وضعیتی که در آن، سرمایه داری هر 5 ثانیه یک نفر، هر دقیقه 12 و هر ساعت 720 انسان را با تیغ گرسنگی سر می برد. تمامی آبها، مواد غذائی، پوشاک، هوای تنفسی بشر را به سم آلوده و بیماریزا ساخته است، کل کره خاکی را غیرقابل سکنی نموده است. نقطه، نقطه عالم را کانون شعله ور جنگ، کوره انسان سوزی کرده است. برگ برگ تاریخ سرمایه داری، به طور خاص در طول چند دهه سیاه اخیر با رساترین صدا آژیر می کشد که مبارزه برای مزد بیشتر، بهداشت بهتر، محیط زیست سالمتر، تبعیض کمتر، اشتغال افزونتر، الگوهای حکومتی بهتر، سرنگونی یک رژیم و جایگزنی آن با رژیم دیگر، هیچ گرهی از کوهسار سر به فلک کشیده مشکلات میلیاردها انسان نمی گشاید. تا حال نگشوده و در آینده به نحو اولی نخواهد گشود. نظام بردگی مزدی تاریخا و برای همیشه بر سینه این چانه زنی ها، دخیل بندی ها، نسخه نویسی ها، راه حل بافیها دست رد کوبیده است. حتی نازلترین تغییر شایسته نام بهبودی و در راستای بیرون کشیدن چند میلیارد انسان از این جهنم به شکل گیری، بالندگی، استخوانبندی یک جنبش کارگری، شورائی انترناسیونالیستی مشروط و موکول شده است. جنبشی در کلیه جوامع روز جهان با مانیفست «تأمین فوری زندگی آزاد، امن، سالم، بی نیاز برای هر انسان و همه انسانها»، که برای خارج سازی خوراک، پوشاک، مسکن، دارو، درمان، آموزش، آب، برق، گاز، وسائل خانه، ایاب - ذهاب، سفر، اینترنت، تفریح، مایحتاج روزمره زندگی بشر از سیطره هر شکل خرید و فروش، محو وابستگی اقتصادی زن به همسر و اولاد به والدین، بستن سد سر راه دخالت دولت در زندگی انسانها، تعطیل کامل کار و تولید مضر برای سلامتی انسان و محیط زیست، پایان دادن به اعدام و زندان، ضد هر نوع جنگ و جنگ افروزی دولت ها مبارزه نماید.
یکایک خواست های بالا، احتیاجات فوری زندگی و زنده ماندن انسانها، حق بدیهی و اولیه هر انسان، شرط لازم دستیابی هر فرد به حداقل آزادی، نیاز مبرم و محتوم نجات جان افراد از آلودگیهای مرگبار زیست محیطی و شعله های سرکش جنگ است. ادامه حیات بشر در شرائط روز جهان به میدانداری جنبشی انترناسیونالیستی، شورائی و نیرومند برای تحقق این خواستها قفل است. در رابطه با این جنبش به چند نکته کلیدی اشاره کنیم.
۱ - چرا کارگری؟ زیرا جهان از دو طبقه کارگر، سرمایه دار تشکیل می شود. طبقه سومی وجود ندارد، سرمایه داران با تمامی قدرت، تا آخرین نفس از موجودیت نظام بردگی مزدی و بربریتهایش پاسداری می کنند، این فقط کارگران هستند که هم مطالبات بالا را دارند، هم مجبور به مبارزه برای حصول آنها هستند. از این که بگذریم، فقط طبقه کارگر، جنبش کارگری است که قادر به تحمیل خواستهای بالا بر سرمایه داری و کارزار نابودی این نظام و رهائی واقعی انسان است. کارگرانند که سرمایه را تولید می کنند و می توانند چرخ تولید آن را به طور کامل از چرخش باز دارند. به اندازه کافی این توان را دارند که نظم اقتصادی، سیاسی، حقوقی، مدنی، پلیسی، قدرت مهندسی افکار و سرکوب فیزیکی و فکری سرمایه داری را در هم کوبند.
٢ - چرا ضد سرمایه داری؟ برای اینکه هیچ جنبش رفرمیستی، دموکراتیک، مدنی، حقوق بشری اعم مسالمت آمیز یا سرنگونی طلب، حاضر به کارزار زنده طبقاتی، علیه سرمایه داری از جمله کارزار تحمیل خواست های بالا بر این نظام نمی باشد. آخرین برد انتظار جنبش های بالا حتی آنهائی که سخن از «سرمایه ستیزی» دارند!! رؤیای پیرایش، اصلاح، «انسانی کردن»!! تعویض الگوی حکومتی یا تغییر شکل مالکیت مناسبات بردگی مزدی است.
۳ - چرا انترناسیونالیستی؟ زیرا اولا - خواستهای بالا امر حیاتی کارگران تمامی کشورها از جمله جوامع موسوم به «رفاه» و دموکراسی است. بالاتر دیدیم که در سوئد الگوی رجوع فریبکاری بورژوازی جهانی بالای ٢۵% جمعیت اسیر موج دلهره برای امنیت معاش خود هستند. هیچ کجای جهان نیست که لایه وسیعی از طبقه کارگر فشار شدید نگرانی از بیکاری، گرانی ارزاق، کاهش مدام مزدهای واقعی را بر گلوی خود درد نکشد. ثانیا - کارگران ممالک پراکنده حتی در جاهائی که توده کارگر با سرکوب فیزیکی، کشتار، حمام خون کمتر مبارزات مواجه هستند باز هم به تنهائی قادر به تحمیل خواستهای خود بر طبقه سرمایه دار و دولتش نیستند. در شرائطی که سرمایه داران کشورها در هر حوزه انباشت، هر قلمرو صنعت، تجارت، معدن، ساختمان، راه، حمل و نقل، کشاورزی، جنگل، چوب، آموزش، درمان، پژوهش، به طرفة العینی نیروی کار متخصص تر، ارزانتر، تسلیم تر اقصی نقاط عالم را جایگزین توده کارگر معترض مورد استثمار خود می سازند، جنبش کارگری ایزوله غالب کشورها توان لازم برای عقب راندن لازم و تسلیم تعیین کننده صاحبان سرمایه و دولت را ندارند. طبقه سرمایه دار هر کدام از ممالک دنیا در مقابله با مبارزات، شورش ها، طغیانهای توده کارگر از حمایت بی دریغ و کهکشانی قطب ها، دولتهای دیگر سرمایه داری به صور گوناگون، در حجم عظیم، به شکلهای متنوع اقتصادی، سیاسی، نظامی، امنیتی برخوردارند. در برابر این همبستگی و اتحاد بربرمنشانه ضد بشری و طبقاتی بورژوازی جهانی، کارگران دنیا نیز نیاز حیاتی به همبستگی انترناسیونالیستی دارند.
۴ - و بالاخره فراموش نکنیم که ارزش هر کالا، کار یا زمان کار اجتماعا لازم متبلور در آن است. کار پیچیده و دارای درجات متفاوت بارآوری کارگران قطب های پیشرفته تر صنعتی ضرائبی از کار ساده هستند. بانی بارآوری افزونتر کار این بخش طبقه کارگر، ماشین، تکنیک، تخصص، ربات، هوش مصنوعی است. اینها آفریننده ارزش یا اضافه ارزش نیستند، ارزش خود، ارزش کارهای مرده متبلور در خود، کارهای مرده متراکم در پروسه پیدایش و انکشاف خود را به کالاهای جدید منتقل می سازند.، در بالابردن بارآوری کار، قدرت رقابت سرمایه، باز تقسیم طاعونی کار لازم و اضافی، تغییر فاحش توزیع اضافه ارزشهای آفریده کارگران دنیا میان سرمایه ها و بخش های مختلف سرمایه جهانی ایفای نقش می کنند. اگر این داده ها را به طور مرتبط، به مثابه حکم اندرونی سرمایه، اجزاء پیوسته «قانون ارزش» لحاظ کنیم، در می یابیم که کل اضافه ارزشهای بین المللی آفریده کل نیروی کار زنده یا کل کارگران جهان است. همه آحاد این نیروی کار زنده جهانی متناسب با زمان کارشان در تولید کل اضافه ارزشها نقش دارند. اضافه ارزشهائی که در پرتو تأثیر ماشین، تکنیک، درجه بارآوری کار، میان بخشهای مختلف سرمایه تقسیم می شود. صاحبان تکنیک پیشرفته تر و سرمایه متغیر بارآورتر سهم بیشتری از حاصل استثمار میلیاردها نیروی کار زنده را تصاحب می کنند، سرمایه داران صاحب حصه کمتر برای جبران مافات، فشار استثمار کارگران را به عرش می برند، بهای بازتولید نیروی کارشان را سلاخی معاش، آموزش، درمان، شرائط کار، همه چیزشان را کار اضافی افزونتر خود می کنند. سرمایه داران گروه اول به یمن سهم نجومی تر اضافه ارزش ها از این موهبت عظما برخوردار شدند که در شروع قرن بیستم، در مقابل طغیان جنبش کارگری دست به اندکی عقب نشینی زنند، دموکرات شوند، چند سنتی بر بهای بازتولید نیروی کار توده کارگر، در شکل مزد بیشتر، آموزش و درمان بهتر بیافزایند، در عوض آنها را از ریل کارزار طبقاتی ضد سرمایه داری خارج سازند. شرکا، رقبای آنها در گروه دوم به جای چنان عقب نشینی، راه حمام خون، کشتارهای چند ده هزار در روز کارگران، آکندن جامعه از سیاهچال، شکنجه گاه، چوبه دار پیش گیرند. درچهارچوب این بحث، چیزی که کارگران جهان باید از مارکس یاد بگیرند آنست که اگر در جائی شرائط کار، وضع معاش، امکان اعتراض بیشتری دارند، اگر درعین تحمل استثمار وحشتناک سرمایه، فشار استثمارشان کمتر است نه لطف سرمایه داران، نه حتی مجرد مبارزه سندیکالیستی آنها که تا حد زیادی مدیون فشار رعب انگیزتر استثمار همزنجیران آنها در بخش عظیم تر جهان است. همگی با شدت طاعونی توسط سرمایه جهانی استثمار می شوند، اما فشار این استثمار، وضع معاش، رفاه و امکان نفس کشیدن اعتراضی آنها اندکی متفاوت است. کارگران مناطق موسوم به «جوامع رفاه»!! نباید به این تمایز و تفاوت تن می دادند، باید سنگر ضد سرمایه داری طبقه خود در سراسر دنیا را توفانی، مشتعل می ساختند، انترناسیونالیسم یک تمایل اخلاقی، اومانیستی، حقوق بشری نیست. جبر زندگی، کار، پیکار توده های کارگر دنیا است. آنها که مبارزه طبقاتی و انترناسیونالیسم کارگری ضد کار مزدی را به «شهروائی» فروختند خطا کردند و با خطایشان نظام بردگی مزدی را مجال بقا، تاریخ را به کجراه بردند. اما سرمایه داری رابطه تولید افراطی سرمایه، قربانی نمودن بشریت در آستانه سودهای لایتاهی است. ماهیتا تاب تحمل عقب نشینی مقابل جنبش کارگری را در هیچ کجا برای بیش از چند سال ندارد. کمااینکه دهه هاست یکه تاز و طغیانگر، شروع به حمام خون حاصل آن پسگردها نموده است. روندی که بازگشت ندارد. وقت آن است که کارگران اروپای شمالی، غربی، امریکای شمالی انگشت ندامت بر دهان، سوی همزنجیران خود در سایر دنیا بازگردند. پرچم دروغ و فریب انترناسیونال سوسیال دموکراسی را طعمه آتش سازند، درفش راستین انترناسیونالیسم کارگری ضد کار مزدی افرازند. «جنبش تأمین فوری زندگی بی نیاز انسانی برای همگان» می تواند حلقه اول مانیفست کارزار ضد بردگی مزدی کارگران سراسر جهان باشد. سخن کوتاه توده های وسیع کارگر هیچ نقطه دنیا از جنبش های توخالی دموکراسی خواهی، مدنی، سرمایه آویز، «زن، زندگی، آزادی»، ایستادگان شب، آنتی فا، وال استریت، جلیقه زردی، ضد اشغال ناسیونالیستی و مانند اینها هیچ چیز به دست نمی آرند، نه کارگران اروپا با سندیکالیسم می توانند حتی معاش حاضر خود را پاس دارند، نه کارگران ایران با «زن، زندگی، آزادی» هیچ لقمه به نانی دست می آرند، نه توده کارگر فلسطین و کمپین های خیابانی بین المللی ضد اشغال قادر به تحقق «آزادی، آزادی فلسطین» است. کل کارگران دنیا باید در نقطه، نقطه کره خاکی بیرق «جنبش تأمین فوری زندگی بی نیاز انسانی برای همگان» افرازند و این جنبش را حلقه اول کارزار سراسری ضد سرمایه داری خود برای رهائی فرجامین انسان سازند.
ناصر پایدار - مه ۲۰۲٦