بیانیهی جمعی از دانشجویان دانشکده زبانهای دانشگاه تهران در باب تجمع چهارم اسفند
قبل از هرچیز، به خواهران و برادران آزادیخواهمان درود میفرستیم و شجاعت آنها در دادخواهی از خون بهناحق ریختهشدهی ستمدیدگان وطن را میستاییم.
مراسم یابودی که امروز در دانشکده زبانها و ادبیات خارجه دانشگاه تهران برای رها بهلولیپور برگزار شد، گرچه بیانگر شرافت و روحیهی دادخواهی دانشجویان و داغدیدگان این مصیبت بود، اما باید برای تنی چند از حضرات که در طی مراسم به ایراد سخنرانی پرداختند مایهی ننگ و شرمساری باشد.
یکی از اولین کسانی که در طی مراسم شروع به سخنرانی کرد، دلیل برگزاری آن را «درگذشت» رها و اعلام همدردی با خانواده و دوستان وی اعلام کرد. چنین تحریف وقیحانهای نشانگر چیزی نیست جز عمق فساد و خردستیزی در جامعهی علوم انسانی ایران. در شرایطی که هزاران تن از هموطنانمان، که همچون رها خواستار چیزی جز کرامت و آزادگی نبودند، توسط حکومتی مرتجع و مستبد به قتل رسیدهاند، وابستگان این نظام برای باز کردن تقصیر از گردن خود و خاموش کردن صدای اعتراض مردم به چنین عبارات تقلیلگرایانهای متوسل میشوند، آنهم در دانشکدهای که نام «زبان» و «ادبیات» را یدک میکشد. امتناع اساتید این حوزه از بیان حقیقت، آن هم در حضور خانوادهی داغدیدهی رها، یا باید به حساب ترس از دست دادن منافع طبقاتی گذاشته شود یا جهالت.
البته در این میان، رویکردهای دیگری هم اتخاذ شد. یکی از سخنرانان، برخلاف نفرات پیشین، کشته شدن رها را علناً محکوم کرده، از مسئولین خواست تا هرچهسریعتر عوامل این جنایت جانسوز را مواخذه و مجازات کنند. ما ایشان را بابت شرافت و صداقتشان ستایش میکنیم، اما متأسفانه برخی از مواضعی که بعدتر گرفتند، بهکلی سخنان دادخواهانهی ایشان را تضعیف کرد. بهمحض بلندشدن صدای شعارهای دانشجویان، ایشان ما را دعوت به خویشتنداری کرده، توصیه فرمودند تا بهجای «اعمال رادیکال»، به «گفتگو» روی بیاوریم و بدانیم که سلاحمان «قلم» است، آن هم در شرایطی که این شعارها در مسالمتآمیزترین شکل ممکن و بدون ذرهای خشونت سر داده شدند. ایشان همچنین در ادامه تأکید کردند که «آینده» از آنِ ما جوانان است و باید در کنار یکدیگر، برای ساختن آن همت ورزیم.
چنین سخنانی تنها حکایت از یکچیز دارند: قصد و نیت قاطبهی مسئولین دانشگاه از شرکت در مراسم امروز، چیزی نبود جز سفیدشوییِ انفعال مطلقشان در برابر ظلم و استبداد. شما دقیقاً از کدام «آینده» سخن میگویید؟ مردم تهیدست این مملکت توسط اشرار وابسته به حکومت سلاخی میشوند، نان از سفرهشان دزدیده میشود، تابستان و زمستان خود را با کمبود آب میگذرانند، در آلودهترین شهر جهان نفس میکشند و هرچه بیشتر زحمت میکشند، ثروتهای ملی و مردمیشان بیشتر به یغما میرود. چگونه از قلمفرسایی و خردورزی دم میزنید درحالیکه در مقابلمان نیرویهای نظامی و شبهنظامی خونخواری ایستادهاند که تنها جوابشان به عدالتخواهی، شلیک به سر و چشمِ پیر و کودک است؟ چگونه میتوانید حرف از گفتگو با رژیمی بزنید که در طول این چند دهه، از هیچ تلاشی برای سرکوب و سانسور فعالین حقوق مدنی، تشکلهای کارگری، اندیشههای حقیقتاً رادیکال و فریادهای آزادیخواه دریغ نکرده است؟ کدام رسانه را در اختیارمان قرار دادهاید که حالا توقع مناظره و تبادل آرا دارید؟ درحالیکه سایهی جنگی دیگر بر سر این مردم سنگینی میکند، درحالیکه پدوفیلهای فاشیست کمر به ویرانی سیاره و مردمان آن بستهاند، صدای کدام یک از ما قرار است به گوش جهانیان برسد؟
سخت در اشتباهید اگر حتی لحظهای فکر کنید که میتوانید تاابد با اختیار سکوت در مقابل آشکارترین شکل ستم، خودتان و عزیزانتان را نجات داده و به ارتزاق از طریق دانشگاه ادامه دهید. اگر همین امروز و همینجا در دفاع از ستمدیدگان روی زمین قیام نکنید، بهزودی دیگر کسی نخواهد ماند که قرار باشد سر کلاسهای درستان حاضر شود؛ کسی نخواهد ماند که کتابها و مقالات گهربارتان را بخواند؛ حتی کسی نخواهد ماند که برای علوم انسانی تره خرد کند زیرا تمام کسانی که دغدغهی علم و انسانیت داشتند، توسط ماشین کشتاری حذف شدند که شما، عامدانه یا از سر ندانمکاری، به برجاماندنش کمک کردهاید. از این خواب غفلت بیدار شوید پیش از آنکه بسیار دیر شده باشد، پیش از آنکه آتش کینهتوزی، دامان فرزندان خودتان را بگیرد.
تاابد زن، تاابد زندگی، تاابد آزادی.
قسم به خون یاران
>
جمعی از دانشجویان دانشکده زبانهای دانشگاه تهران