افق روشن
www.ofros.com

سازمان جهانی کار و آمار بیکاری

کمیته هماهنگی                                                                                                یکشنبه ١٨ بهمن ۱٣٨٨

دروغ پردازی، وارونه نمایی و جعل واقعیت برای دفاع از نظام بردگی مزدی فقط به صورت مدح و ثنای این نظام خود را نشان نمی دهد. بسیاری اوقات ایراد، انتقاد و حتی مخالف نمایی بسیار بیش از ستایش و مداحی به حفظ پایه های قدرت سرمایه خدمت می کند. تاریخ سرمایه داری در بند بند خود گواه صادق و گویای این نکته است. سازمان جهانی کار (ILO ) نهادی است که توسط قطب های مسلط و فرمانفرمای بین المللی سرمایه به وجود آمده است تا به سهم خود، در کنار نهادها، مراکز و ساز و کارهای دیگر برای تحمیل توحش، حقوق ستیزی، جنگ افروزی و انسان کشی نظام سرمایه داری بر طبقه کارگر جهانی تلاش کند. با این همه، رسالت ویژه سردمدارانش آن است که این نقش ها و مأموریت ها را در لباس کار و زیر نام سازمان کار به بوته اجراگذارند. ایرادگیری های اصلاح طلبانه در قلمرو خرید و فروش نیروی کار مشروط به این که هیچ دیناری از سود سرمایه در هیچ کجا نکاهد، انتقاد نیم بند از برخی عملکردهای این یا آن دولت منوط به این که حتی همین خرده گیری های تصنعی نیز پاسخگوی نیازهای مبرم قطب مسلط سرمایه جهانی باشد، انتشار برخی گزارش ها و آمارها از مشکلات کارگران فقط و فقط با این هدف که دنیای گرسنگی، ستم کشی، تشدید استثمار و سیه روزی تحمیل شده بر طبقه کارگر بین المللی توسط نظام سرمایه داری را از نظرها مخفی سازد و نوع این کارها از جمله اموری است که بر دوش این نهاد گذاشته شده است. گزارش اخیر این سازمان در مورد بیکاری در سطح جهانی در طول سال جاری میلادی نیز دقیقاً یکی از همین مأموریت هاست. ارقام این گزارش از بیخ و بن دروغین، فریب کارانه و عوام فریبانه را پایین تر با هم مرور می کنیم، اما پیش از آن باید ولو بسیار گذرا به طول و عرض واقعی معضل بیکاری در دنیا نگاهی بیندازیم.
واقعیت این است که آمار بیکاران جویای کار دنیا در همین لحظه حاضر بیش از یک میلیارد نفر است. فقط در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین بخش غالب زنان یا به بیان دیگر عظیم ترین بخش نیمی از کل جمعیت سه قاره جهان در بیکاری کامل به سر می برند. فقط در جامعه ایران حدود ١٣میلیون زن زیر نام خانه دار به رغم روزانه کار دو شیفتی بیکار مطلق هستند، زیرا در قبال کار خویش هیچ دستمزدی دریافت نمی کنند. در همین جامعه، هر انسان در سنین کار و جویای اشتغال که در هر هفته فقط یک ساعت کار کند و مزد بگیرد شاغل محسوب می شود و نام وی از فهرست بیکاران حذف می شود!! در همین جهنم سرمایه داری ایران هر کارگر بیکاری که مدام زیر نام بیکار در اداره کار ثبت نام نکند شاغل به حساب می آید!! اگر همه این مؤلفه ها را در نظر بگیریم خواهیم دید که رقم واقعی بیکاران جامعه نمی تواند کمتر از ٢٠ میلیون باشد. حال سراغ آمارهای دولتی و جهانی برویم. دولت سرمایه داری ایران در هیچ کجا آمار بیکاران را بیش از ٣ میلیون نفر گزارش نکرده است و این رقم به تقریب فقط ١۵% آمار واقعی است. صندوق بین المللی پول، سازمان جهانی کار، بانک جهانی، کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد کارگری، سازمان جهانی تجارت و تمامی مراجع و مراکز بین المللی سرمایه داری هم عین همین آمار دولت احمدی نژاد را ملاک قرار می دهند و در هر رسانه ای منتشر می کنند. آنچه در مورد ایران گفتیم حداقل در مورد کل سه قاره آفریقا، آمریکای لاتین و آسیا صدق می کند. وضع آمارگیری چه بسا در پاره ای از کشورهای این سه قاره از دولت اسلامی سرمایه داری ایران هم بدتر باشد. حال پس از بیان این واقعیت ها، به گزارش سازمان جهانی کار در مورد رقم بیکاری در شرایط کنونی جهان بردگی مزدی بازگردیم.
در روزهایی که وضع اشتغال در عظیم ترین بخش جهان به گونه ای است که اشاره کردیم، در دل موقعیتی که نرخ رسمی بیکاری حتی در قاره اروپا مدت ها است رقم ١٠% را پشت سر نهاده است، در زمانی که حتی دولتمردان اروپایی اعتراف می کنند که رقم واقعی بیکاری در این قاره با محاسبه بیکاری های پنهان حدود دو برابر نرخ رسمی است، آری در بطن چنین اوضاعی یکباره شیپور «نگرانی» سازمان جهانی کار به صدا در می آید که چه نشسته اید که شمار بیکاران جهان به ٢١٢ میلیون نفر رسیده است!! دو سال پیش از این، هنگامی که هنوز طغیان جدید موج بحران سرمایه داری حدود ١٠٠ میلیون انسان شاغل را درو نکرده بود، جمعیت بیکار جهان سرمایه داری بالای یک میلیارد نفر بود. در این گزارش همه ارقام مربوط به بیکاری توده های کارگر جهان و عوارض این بیکاری ها بسی کمتر از آنچه هست نشان داده شده است. میزان بیکاری کشورهای شرق آسیا حدود ۴% گزارش شده و این در حالی است که بزرگ ترین غول صنعتی این منطقه و دومین قدرت اقتصادی دنیای سرمایه داری یعنی چین با نرخ رشدی که در سراسر جهان بی همتا بوده است رقم بیکاری آشکار و رسمی خود را حتی بر اساس آمارهای دولتی قریب ١٠ درصد اعلام کرده است. در قاره آفریقا، کشور آفریقای جنوبی بارها از بیکاری بالای ٢٧ درصد نالیده است. اما سران سازمان جهانی کار بسیار سخاوتمندانه این رقم را تا هر کجا که میل داشته اند جذر گرفته اند.
در گزارش ILO از توسعه اشکال نامطمئن اشتغال سخن به میان آمده است و میزان آن حدود ۵/١ میلیارد نفر برآورد شده است. این رقم دروغ محض است. مقوله اشتغال دارای تضمین در بسیاری از جوامع جهان در وسیع ترین سطح عملاً به بایگانی تاریخ سپرده شده است. در جهنم سرمایه داری ایران، ٣٠ سال است که استخدام رسمی یا اشتغال دارای حداقل تضمین از دستور کار سرمایه خارج شده و اشکال گوناگون استثمار ماورای افراطی نیروی کار بدون هیچ تضمین جای آن را گرفته است. این وضع اصلاً خاص جوامعی مانند ایران، چین، آمریکای لاتین و شرق آسیا یا قاره آفریقا، روسیه و اروپای شرقی نیست بلکه حتی در اروپای غربی نیز منوال کار همه سرمایه داران و دولت های سرمایه داری شده است. این آمار به همان اندازه دروغین است که رقم ٢١٢ میلیون برای شمار بیکاران غیرواقعی و گمراه کننده است. ILO در همین سند جمعیت شاغلان زیر خط فقر در سراسر جهان را فقط ٢١۵ میلیون گزارش کرده است!! رقمی که نه فقط دروغ محض است بلکه شاهکاری در روند دروغ پردازی ها است. اولاً خط فقر اعلام شده از سوی سازمان ملل و طبعاً ILO به عنوان جزئی از این نهاد، از بیخ و بن جعلی، واهی و آکنده از وارونه پردازی به نفع نظام بردگی مزدی است. بر پایه معیارهای اعلام شده سازمان مذکور هر کارگری که درآمد روزانه اش از یک دلار بیشتر باشد فقیر نیست!! و این محاسبه درست در اوضاعی توسط عوامل سرمایه در بوق و کرنا فریاد می شود که رقم یاد شده حتی در فقیرترین کشورهای آفریقایی هم کفاف اجاره بهای سرپناه یک خانواده کارگری را نمی دهد. ثانیاً از میان جمعیت چندین میلیاردی بردگان مزدی دنیا شمار کارگرانی که واقعاً اسیر منجلاب فقر نباشند مطلقاً رقم محسوسی نیست.
گزارش ILO نه فقط در هیچ کدام از اقلام و ارقام خود حاوی هیچ حقیقتی نیست بلکه در همه وجوه و در تمامی زمینه ها عوام فریبی محض و دروغ پردازی بدون هیچ حساب و کتاب و محدوده است. این واقعیتی است که شاید نیازمند شرح و تفصیل بیشتر نیست. اما سؤال اساسی این است که چرا ILO چنین دروغ هایی را محتوای گزارش خود ساخته و با چه هدف یا اهدافی به انتشار این جعلیات به ویژه در مورد ارقام مربوط به بیکاری توده های کارگر دست زده است؟ پاسخ این سؤال را همچنان که گفتیم باید در موضوعیت نقش این نهاد در ساختار قدرت سرمایه جهانی جستجو کرد. ILO تأسیس شده است تا در کنار تمامی مؤسسات، ارگان ها، مراجع و سازمان های مدنی، سیاسی، نظامی، انتظامی و امنیتی دنیای سرمایه داری برای رفع خطر جنبش کارگری از سر نظام بردگی مزدی تلاش کند. عوام فریبی، گمراه سازی و وارونه پردازی هر چه گسترده تر در مورد واقعیت های کریه این دنیا محور اساسی نقشی است که ILO باید ایفا کند. رؤسا و مدیران این نهاد باید به کارگران دنیا القا کنند که فروش نیروی کار و زندگی در جهنم سرمایه داری سرنوشت محتوم آن هاست، که نظام سرمایه داری پایان تاریخ است، که هر تغییر و تبدیل و پیشرفت و پسرفت و عزت و ذلت و فقر و مکنت یا هر نوع جا به جایی در شکل زندگی و شرایط کار انسان ها فقط در چهاردیواری این نظام می تواند انجام گیرد، که آخرین منزل هستی همین جاست و در فراسوی مرزهای سرمایه هیچ چیز و هیچ چشم اندازی قابل تصور نیست. ILO برای شستشوی مغزی توده های کارگر دنیا و القای آنچه گفتیم باید تلاش کند تا کل سبعیت ها، جنایات و بشرستیزی های ذاتی نظام سرمایه داری را به صورت پدیده های کاملاً طبیعی حیات انسانی جلوه دهد. باید به هر نوع وارونه سازی دست بزند تا بر تناقضات ذاتی رابطه خرید و فروش نیروی کار یا شیوه تولید سرمایه داری پرده بکشد و رابطه میان کل سیه روزی ها و مصائب بشری با درونمایه سرمایه و تناقضات ذاتی آن را از انظار و اذهان پنهان دارد. همه نهادهای سرمایه داری دست به کار تمامی این وارونه پردازی ها هستند و کار ILO به عنوان جزئی از این نهادها ایفای همین نقش است.
مسأله بیکاری پدیده خانه زاد، نهادی و ذاتی سرمایه داری و از عوارض اجتناب ناپذیر و محتوم این شیوه تولید است. رابطه سرمایه در ذات خود آبستن بیکاری است و نمی تواند این نوزاد نامبارک را به دنیا نیاورد. سرمایه رابطه خرید و فروش نیروی کار و تولید ارزش اضافی است. سرچشمه ارزش اضافی نیز فقط و فقط کار پرداخت نشده بردگان مزدی است و، درست به همین دلیل، شالوده سرمایه بر افزایش بی عنان و بی مهار بخش پرداخت نشده کار توده های کارگر و کاهش بازهم بدون هیچ مهار بخش پرداخت شده کار آنان است. این، قانون اساسی نظام بردگی مزدی است. افزایش مستمر کار اضافی یا همان کار پرداخت نشده و کاهش بی وقفه کار لازم یعنی دستمزد کارگران به دو طریق صورت می گیرد. شکل نخست، افزایش ساعات کار روزانه، پایین آوردن رسمی و زوری مزدها، وخامت هر چه بیشتر شرایط کار و بالا بردن بیش از پیش شدت کار هر کارگر است. این شیوه افزایش ارزش اضافی را شکل مطلق تولید ارزش اضافی می گویند. شکل دوم، یا شکل نسبی تولید ارزش اضافی، توسل سرمایه به تکنولوژی و ماشین آلات هر چه مدرن تر، به کارگیری هر چه بیشتر دستاوردهای دانش بشری و اکتشافات و اختراعات علمی در روند تولید و به بیان دیگر بالا بردن بارآوری کار اجتماعی است. در شیوه نخست، از هر کارگر کار به مراتب بیشتری کشیده می شود تا ارزش اضافی افزون تری به دست آید و در حالت دوم با حداقل نیروی کار حداکثر تولید صورت می گیرد تا بازهم ارزش اضافی بسیار انبوه تری حاصل شود. بازهم تکرار می کنیم که سرمایه رابطه تولید سود است و هر کدام از این دو شیوه متفاوت نیز صرفاً و قهراً و الزاماً افزایش هر چه کلان تر ارزش اضافی و سود را دنبال می کند. نظام سرمایه داری در مراحل اولیه انکشاف و توسعه خود طبعاً به شیوه نخست اتکای بسیار بیشتری داشت. اما هر چه زمان گذشت، سرمایه بیشتر روی پای خود ایستاد و توانست از طریق متحول ساختن روند فنی تولید، استفاده از تکنیک مدرن و به کارگیری دستاوردهای دانش انسانی بخش هر چه بیشتری از کار توده های کارگر را به صورت ارزش اضافی تصاحب کند. در همین جا لازم است بر یک نکته مهم تاکید کنیم : نظام سرمایه داری نه در گذشته، نه در حال و نه در آینده تولید ارزش اضافی هرچه انبوه تر به شکل مطلق را رها نکرده، نمی کند و نخواهد کرد. در همین لحظه فعلی، سرمایه جهانی در همه جای دنیا و به ویژه در سه قاره آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین، حتی در اروپای شرقی، آمریکای شمالی و استرالیا از همان شیوه نخست نیز برای تولید اضافه ارزش های کلان سود می جوید. در جهنم سرمایه داری ایران این شکل در کنار شکل دیگر همه جا سلاح کارساز سرمایه برای سلاخی هر چه سبعانه تر معیشت کارگران و کاهش کار پرداخت شده آن ها به نفع افزایش بی مهار کار پرداخت نشده است. در این زمینه ما به مناسبت های مختلف توضیح داده ایم و آخرین بار در مقاله « دولت احمدی نژاد و طرح مشاغل خانگی» هم به همین موضوع پرداخته ایم.
بگذریم. بنیاد رابطه سرمایه بر تولید حداکثر محصولات توسط حداقل نیروی کار یا سرشکن کردن هر چه انبوه تر کارها بر دوش شمار معین کارگران قراردارد، زیرا این رابطه صرفاً رابطه تولید سود و سرمایه است. این امر به خوبی نشان می دهد که سرمایه در روند ارزش افزایی و سودآفرینی خود به طور مستمر و مضاعف بیکاری را تولید و بازتولید می کند، گسترش می دهد و روز به روز عظیم تر می سازد. سرمایه داری در دوره های اولیه تکوین و تکامل خود با وسیع ترین خلع یدها از توده های دهقان و تولیدکنندگان خرد شهر و روستا زمین و زمان را از ارتش بیکاران جویای کار می آکند و در دوره های بعد با افزایش بی مهار بارآوری کار باز هم نیاز به نیروی کار را به صورت نسبی یعنی در قیاس با حجم کهکشانی رو به گسترش بخش ثابت سرمایه کاهش می دهد. بیکاری پدیده جبری و قهری سرمایه داری است و تا سرمایه هست، تا رابطه خرید و فروش نیروی کار و تولید برای سود بر جامعه بشری حاکم است بیکاری نیز نه فقط وجود خواهد داشت بلکه مدام توسعه خواهد یافت.
نمایندگان فکری و دولتمردان سرمایه کل واقعیات بدیهی بالا را انکار می کنند و سازمان جهانی کار نیز به وجود آمده است تا تلقی وارونه از این واقعیت ها را در فکر و ذهن توده های کارگر بکارد و آبیاری کند. حرف همه آن ها این است که فقر، گرسنگی، جنگ و همه سیه روزی های موجود بشر از جمله بیکاری نه عارضه جبری و بی چون و چرای نظام سرمایه داری بلکه محصول اشتباهات، ندانم کاری ها، سوء مدیریت ها و برنامه ریزی های ناپخته دولت ها یا سرمایه داران و سیاستمداران کشورها است!! اگر این ها بهتر بیندیشند، دقیق تر چاره اندیشی کنند و در تدارک بهبود کارها باشند همه این مشکلات و به عنوان مثال بیکاری نیز بسیار کمتر و کمترخواهد شد و چه بسا در چهارچوب همین نظام سرمایه داری از میان خواهد رفت. سازمان جهانی کار هر ساله چنین گزارشاتی را منتشر می کند تا نقش خویش را برای تحمیق توده های کارگر، انصراف آنان از مبارزه طبقاتی علیه سرمایه و دفع خطر جنبش کارگری از سر نظام بردگی مزدی ایفا کند. فحوای گزارش ILO تبلیغ این دروغ بزرگ است که گویا سرمایه داری می تواند بدون بیکاری باشد و وظیفه او به عنوان نهادی از سازمان ملل این است که سرمایه داران و دولت ها را متوجه خطر بیکاری سازد، به آن ها هشدار دهد که منحنی اشتغال بالا یا پایین رفته است و حواس خویش را برای رفع غائله بیکاری کارگران جمع کنند!! ILO در گزارش خود این هدف ضدکارگری را دنبال می کند و در همین راستا است که همه آمارها و واقعیت ها را نیز بر پایه منویات سرمایه و در پاسخ به ملزومات دفاع از نظام بردگی مزدی دستکاری می کند.

کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری

١٨ بهمن ١٣٨٨

www.hamaahangi.com
khbitkzs@gmail.com